Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
electric filter
U
صافی الکتریکی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
l filter
U
فیلتر سلفی
filter
U
پالایه
filter
U
فیلتر صافی
filter
U
صاف کردن یا شدن
filter
U
انتخاب رکوردهای مختلف از فایل پایگاه داده ها
filter
U
انتخاب کلمه چند بیتی
filter
U
حذف عناصر ناخواسته از فایل یا سیگنال
filter
U
الگی اعداد دودویی برای انتخاب بیتهای مختلف از کلمه دو دویی
filter
U
مدار الکترونیکی که فرکانسهای خاص اجازه عبور میدهد و دیگران باید متوقف باشند
filter
U
توری
filter
U
چیزیکه بعضی پرتوها از ان میگذرندولی حائل پرتوهای دیگر است
filter
U
پالودن صاف کردن
filter
U
تصفیه کردن
filter
U
اب صاف کردن
filter
U
پالونه
filter
U
صافی
filter
U
پالودن
filter
U
صافی پالایه
filter
U
صافیدن
filter
U
فیلتر
filter
U
صاف کردن نور
filter
U
صاف کردن
filter disk
U
قرص صافی
filter element
U
المنت فیلتر
porous filter
U
صافی متخلخل
polarizing filter
U
صافی قطبی
filter flask
U
بالن صافی
filter cover
U
پوششفیلتر
lint filter
U
فیلترتهلگن
quadrature filter
U
مدار تربیعی
scratch filter
U
صافی پیکاپ
suction filter
U
صافی مکنده
filter disc
U
قرص صافی
filter curve
U
منحنی صافی
filter crystal
U
کریستال صافی
cuno filter
U
نوعی فیلتر متشکل از تعدادی دیسک که توسط تیغه هایی ازهم جدا شده اند
crystal filter
U
صافی بلورین
filter condenser
U
خازن صافی
bandpass filter
U
فیلتر الکترونیکی که به فرکانسهای خالص اجازه عبور میدهد و سایر فرکانسها را ترد میکند
filter insert
U
دریچه یا مدخل صافی
filter layer
U
لایه صافی
filter layer
U
لایه پالایش
interference filter
U
صافی پارازیت
light filter
U
صافی نور
line filter
U
صافی همهمه
line filter
U
صافی شبکه
line filter
U
صافی خط
interference filter
U
صافی تداخل
integrating filter
U
صافی جمع کننده
gravel filter
U
صافی شنی
noise filter
U
صافی همهمه
nominal filter
U
صافی میکرونی
nominal filter
U
صافی به اندازه عبور معین
fuel filter
U
صافی بنزین
fuel filter
U
صافی سوخت
oil filter
U
صافی روغن
frequency filter
U
صافی فرکانس
filter packing
U
پوشش صافی
filter tip
U
سیگار فیلتردار
filter-tipped
U
سیگار دارای فیلتر
filter tipped
U
سیگار دارای فیلتر
filter tips
U
سیگار فیلتردار
filter tips
U
فیلتر سیگار
filter tip
U
فیلتر سیگار
filter bed
U
صافی شنی
filter bed
U
صافی اب
filter network
U
شبکه ی صافی
filter add
U
کمک صافی
filter stick
U
لوله صافی دار
filter press
U
صافی فشاری
filter paper
U
کاغذ صافی
differentiating filter
U
صافی ممیز
filter packing
U
لایی صافی
filter blocks
U
اجر توخالی
filter capacitor
U
خازن صافی
absolute filter
U
صافی میکرونی صافی میکروسکپی
absorbent filter
U
صافی جذب
acoustic filter
U
صافی صوتی
filter chock
U
چوک صافی
antivignetting filter
U
صافی هماهنگ کننده نور صافی تطبیق نور
petrol filter
U
صافی بنزین
filter circuit
U
مدار صافی
filter command
U
فرمان FILTER
absolute filter
U
صافی صد در صد
air filter
U
فیلترهوا
filter characteristic
U
مشخصه صافی
water filter
U
صافی اب
wet filter
U
فیلتری که در ان فیلمی ازمایع که روی سطح المنت قرارگرفته مانع از عبور ذرات و و الودگی میشود
colour filter
U
فیلتررنگ
filter center
U
مرکزتوزیع اطلاعات
filter center
U
مرکز کنترل و نتیجه گیری ازاخبار پدافند هوایی
high pass filter
U
صافی بالا گذر
fluted filter paper
U
کاغذ صافی چین دار
impedance transforming filter
U
صافی تبدیل امپدانس
low pass filter
U
صافی پایین گذر
band project filter
U
فیلتر الکترونیکی که تنها یک باند معین از فرکانسها ونوسانات را عبور میدهد وحدود بالا و پایین انرا حذف میکند
band pass filter
U
فیلتر میانگذر
colour selection filter
U
فیلترجداکنندهرنگ
air-cleaner filter
U
هواکشتصفیههوا
red safelight filter
U
فیلتراشعهمفیدقرمز
power line filter
U
صافی جریان برق
power line filter
U
یکنواخت کننده برق
capacitor intel filter
U
شبکهای متشکل از یک خازن و یک سلف بمنظور یکنواخت کردن خروجی موج داررکتیفایر
narrow band filter
U
صافی فلزات باریک
low frequency filter
U
صافی فرکانس پایین
diesel fuel oil filter
U
صافی سوخت موتور دیزل
band pass filter circuit
U
مدار صافی باند پاس
high pass acoustical filter
U
صافی صوتی بالا گذر
automatic filter coffee maker
U
صافیقهوهجوشاتوماتیک
flexible oil filter line
U
لوله صافی روغن
low pass acoustical filter
U
صافی پایین گذر صوتی
intermediate frequency band filter
U
صافی باند فرکانس میانی
electric
U
الکتریکی
electric
U
حرکت شدید بار الکتریکی در یک هادی
all electric
U
تماما"برقی
electric
U
برقی
electric
U
کهربایی
all electric
U
تماما" الکتریکی
electric
U
تعداد اتم هایی که شارژ شده اند.
electric
U
آنچه با الکتریسیته کار میکند
electric
U
برق دهنده
non electric
U
غیر برقی
non electric
U
غیر گهربایی
electric traction
U
کشش الکتریکی
electric traction
U
قوه الکتریکی
electric train
U
قطار برقی
electric train
U
ترن برقی
electric typewriter
U
ماشین تحریر برقی
electric unit
U
واحدهای الکتریکی
electric wave
U
موج الکتریکی
electric welding
U
جوشکاری برقی
electric torch
U
چراغ قوهای
electric sockets
U
پریز ها
electric thermometer
U
دماسنج برقی
electric generator
U
مولد الکتریسیته
electric generator
U
ژنراتور
electric heater
U
بخاری برقی
electric heater
U
گرم کن الکتریکی
electric horsepower
U
اسب بخار الکتریکی
electric steel
U
فولاد ابکاری
electric tension
U
فشار الکتریکی
electric tension
U
ولتاژ
electric welding
U
جوش برقی
electric welding
U
جوش برق
electric sockets
U
پریز های دیواری
electric guitar
U
گنتارالکتریکی
electric kiln
U
کورهالکتریکی
electric cooker
U
گازالکتریکی
electric-blue
U
آبیروشن
photo electric
U
وابسته به تاثیر نورو الکتریک باهم
electric blanket
U
تشکبرقی
electric razor
U
ریشتراشبرقی
electric variometer
U
وریالکتریکی
gasoline electric
U
بنزین الکتریکی
electric welding
U
جوشکاری با برق
electric welding
U
جوشکاری الکتریکی
electric wind
U
باد الکتریکی
electric sockets
U
پریز های روی دیوار
electric drill
U
دریلالکتریکی
electric toothbrush
U
مسواکالکتریکی
electric furnace
U
بوته برقی
electric conductor
U
رسانا
electric conductor
U
هادی برق
electric conductor
U
هادی الکتریسیته
electric conduction
U
هدایت الکتریسیته
electric component
U
قطعه الکتریکی
electric company
U
شرکت برق
electric communication
U
مخابرات
electric clock
U
ساعت الکتریکی
electric cleaner
U
جارو برقی
electric circuit
U
مدار الکتریکی
electric circuit
U
مدار
electric charge
U
بار برقی
electric conductor
U
هادی
electric connection
U
اتصال الکتریکی
electric discharge
U
تخلیه الکتریکی
electric doublet
U
دو قطبی الکتریسیته
electric dipole
U
دو قطبی الکتریسیته
electric cushion
U
بالش برقی
electric current
U
جریان الکتریسیته
electric current
U
جریان برقی
electric current
U
شدت جریان
electric coupling
U
پیوست الکتریکی
electric coupling
U
تزویج الکتریکی
electric squib
U
نوعی چاشنی با فتیله الکتریکی
electric control
U
کنترل الکتریکی
electric contact
U
کنتاکت الکتریکی
electric constant
U
ثابت الکتریکی
electric charge
U
بار الکتریکی
electric candle
U
شمع برقی
electric bulb
U
لامپ الکتریکی
electric amalgam
U
ملغمه برقی
electric , drill
U
مته برقی
electric shocks
U
شوک الکتریکی
electric shocks
U
ضربه برقی
electric shock
U
شوک الکتریکی
electric shock
U
ضربه برقی
electric chair
U
اعدام بوسیله برق
electric chair
U
صندلی اعدام الکتریکی
hydro-electric
U
وابسته به پیدایش الکتریسیته بوسیله مالش اب یا بخار
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com