English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 94 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
election supervisor council U انجمن نظارت بر انتخابات
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
election supervisory council U انجمن نظارت بر انتخابات
supervisor U ن میشود که قطعه به درستی کار می رود. 2-بخشی از سیستم عامل کامپیوتر که استفاده از رسانههای جانبی و عملیات cpvرا مرتب میکند
supervisor U سرپرست
supervisor U نافر
supervisor U مباشر
supervisor U برنگر
supervisor call U فراخوانی نافر
supervisor engineer U مهندس نافر
supervisor request U درخواست نافر
supervisor state U حالت نظارت
supervisor state U وضعیت نظارت
election U رای دادن
re election U تجدید انتخاب
re-election U انتخاب مجدد
re election U انتخاب مجدد
election U انتخابات
by-election U انتخابات میان دورهای
election U گزینش
re-election U تجدید انتخاب
by election U انتخابات فرعی
election U انتخاب
election U انتخاب نماینده
word processing supervisor U نافر پردازش کلمه
presidential election U انتخاب رئیس جمهور
law of election U قانون انتخابات
election of the committee U انتخابات هیات رئیسه
election propaganda U تبلیغات انتخاباتی
genral election U انتخابات عمومی برای مجلس
bye election U انتخابات فرعی
election campaign U مبارزه انتخاباتی
general election U انتخابات عمومی
The presidensial election is the topic of the day. U انتخاب ریاست جمهوری موضوع روز است
council U انجمن
council U شورا
council U هیات
council U کنکاشگاه
council U شورا مجلس
council U مشاوره
nordic council U سوئد ایسلند
parish council U شورای محلی
order of council U تصمیم هیات مشاورین سلطنتی در غیاب یا بیماری پادشاه یا ملکه
order in council U تصویب نامه دولتی
order in council U تصمیم هیات مشاورین سلطنتی
municipal council U انجمن شهر
nordic council U فنلاند و نروژ که هدف ان بسط همکاریهای کشورهای اسکاندیناوی درشئون مختلف است
nordic council U شورای شمالی
nordic council U شورای اسکاندیناوی مجمع متشکل ازنمایندگان دانمارک
council of war U شورای جنگ
security council U شورای امنیت سازمان ملل متحد
security council U شورای امنیت
the king in council U شورای دولتی باحضوراعلیحضرت
county council U سازماننافر
town council U انجمن شهرداری
town council U انجمن شهر
council ofwar U شورای جنگ
Privy Council U هیات مشاورین سلطنتی
security council U یکی از ارکان ششگانه سازمان ملل که 11 عضودارد و وفیفه عمده ان حفظ صلح و امنیت جهانی است
security council U شورای حفافتی یکان
municipal council U انجمن شهرداری
legislative council U هیئت عالی مقننه در انگلیس مجلس مقننه
council of physicians U شورای پزشکان
council of physicians U شورای پزشکی
council of ministers U هیات وزرا
council of ministers U هیات وزیران
council of ministers U شورای وزیران
council of europe U ن پیوستند
council of entent U ساحل عاج نیجریه و ولتای علیا
council of entent U متشکل از جمهوریهای افریقایی داهومی
council of entent U شورای حسن تفاهم
council chamber U انجمن گاه
international council U شورای بین المللی کامپیوتر در اموزش
cabinet council U جلسه هیات وزیران
borough council U انجمن ده
council ofwar U شورای نظامی
council of war U شورای نظامی
international council U education in forcomputers
guardian council U شورای نگهبان
federal council U مجلس دولت متحده
federal council U مجلس متحده
appoint as one's council U وکیل کردن
appoint as one's council U وکالت دادن
bar council U هیات مدیره کانون وکلا
economic council U شورای اقتصادی
council ot ministers U هیئت وزراء
column research council U شورای تحقیق بر ستونها
economic and social council U شورای اقتصادی و اجتماعی یکی از ارکان ششگانه سازمان ملل متحد که وفیفه اش انجام امور اقتصادی واجتماعی و فرهنگی و تربیتی مربوط به سازمان ملل
council of economic advisers U شورای مشاوران اقتصادی
economic and social council U به نیابت از طرف مجمع عمومی است
rural district council U انجمن محلی زراعی
executive council [of a political party] U مجلس اجرائی [سیاست]
executive council [of a political party] U شورای مجریه [سیاست]
The City Council has decreed that all dogs must be kept on a leash there. U شورای شهر مقرر کرده است که تمام سگ ها باید با افسار بسته شوند .
Economic expert [A person who is a member of the Advisory Council on the Assessment of Overall Economic Development in Germany] U حکیم اقتصادی [ کسی که عضو شورای کارشناسان برای سنجش توسعه کلی اقتصادی در آلمان است]
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com