English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 124 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
dual lane U راه دو طرفه
dual lane U راه دو خطه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
dual U دوتایی
dual U حافظه با دو مجموعه از داده و خط وط حافظه که ارتباطات بین CPU ها را ممکن می سازد
dual U صفحه LCD رنگی که تصویر را در دو مرحله بهنگام میکند
dual U دو سیستم کامپیوتری که به طور موازی روی داده یکسان کار می کنند با دستورات مشابه برای اطمینان از صمت بالا
dual U استاندار بستههای مدار مجتمع با استفاده از دو ردیف موازی از سوزنهای متصل در امتداد لبه
dual U استفاده ازیک جفت
dual U سیستم مرتب کردن قط عات RAM روی دو طرف کابلها به طوری که در صورت بروز خطا دو مسیر جداگانه بین سرور ها باشد
dual U دو لیست موازی جدا از اطلاعات
dual U دولا
dual U دوجنبهای همزاد
dual U دو واحدی
dual U دوگانه
dual U دوتائی
dual U سیستم کامپیوتری با دو پردازنده برای اجرای سریع تر برنامه
dual U در یک سیستم FDDI ایستگاهی که حاوی دو حلقه شبکه است و برنامه تحمل خطا به کار می روند
dual U دومسیر جداگانه ضبط صوت که در وسایل استریو دیده میشود
dual U دادههای ترکیبی هر مجموعهای از داده در پاس یا لبه ساعت مختلف آماده و معتبر است
lane U راه
lane U کوره راه
lane U خیابان
lane U راه ورودی
lane U مسیر هریک از دوندگان یاشناگران خط پرتاب ازاد مسیر گوی بولینگ خط شناگر
by lane U پس کوچه
by lane U کوچه فرعی
lane U مسیر
lane U کوچه ساختن منشعب کردن
lane U یک خط جاده برای یک مسیر
lane U مسیر هر دونده
lane U کوچه
lane U گلو
lane U راه باریک
lane U خط سیر هوایی
lane U مسیر که باخط کشی مشخص میشود
lane U نای راه دریایی
dual personality U شخصیت دوگانه
dual intensity U تاکید علائم خاص
dual seat U زینموتور
dual indicator U نشاندهنده دوتایی
dual impression U برداشت دوگانه
dual ignition U احتراق دو برقی
dual granulation U باروت دو حبهای
dual magneto U مگنت دو برقی
dual magneto U مگنتوی دوتایی
dual meet U مسابقههای تیمی
dual morality U دوگانگی اخلاقی
dual nationality U تابعیت مضاعف
dual operation U عمل همزاد
dual processors U پردازندههای دوگانه
dual sensation U احساس دوگانه
dual tire U لاستیک دوبل
the dual number U تثنیه
dual density U تراکم مضاعف
dual crank U میل لنگ دوبل
dual compressor U کمپرسور دوتایی
dual carriageways U شوسه دوگانه
dual agent U عامل دو جانبه
dual agent U عامل اطلاعاتی دو جانبه
dual capable U جنگ افزار یا وسیله دو کاره وسیله یا جنگ افزاری که دونوع ماموریت انجام میدهد
dual capacitor U خازن دوبل
dual carriage way U شاهراه دو طرفه
dual carriageways U راه ارابه رو دو خطی
dual carriageway U شوسه دوگانه
dual carriageway U راه ارابه رو دو خطی
lane number U شمارهبینخطشناگر
lane line U بیندوخط
feeder lane U گلوگاهاصلی
sea lane U مسیر دریایی
acceleration lane U خط شتاب
centre lane U بیندوخط
traffic lane U خط شد امد
traffic lane U مسیر عبور و مرور
passing lane U فاصله بین دو یار که میتوان از انجا توپ را پاس داد
single lane U شاهراه یک طرفه
single lane U شاهراه یک خطه
storm lane U گذرگاه طوفان
acceleration lane U خط سرعت گیری
lane rope U طناببینخطشناگر
lane timekeeper U نگهدارندهزمانخطشناگر
overtaking lane U خط پیش افت
driving lane U یک خط جاده برای یک مسیر
traffic lane U یک خط جاده برای یک مسیر
sea lane U جاده دریایی
lover's lane <idiom> U جای دنجی که عشاق به آنجا می روند
slow lane U محلعبورآهسته
side lane U راهعبورجانبی
overtaking lane U خط پیشدستی
overtaking lane U خط سبقت
ocean lane U راه کشتی رو در اقیانوس
climbing lane U خط اضافی در سر بالایی
deceleration lane U خط واشتاب
deceleration lane U خط تقلیل سرعت
creep lane U مسیر خزش
approach lane U مسیر نزدیک شدن به ساحل خطوط نزدیک شدن به ساحل
approach lane U مسیر تقرب
air lane U خط هوایی
fire lane U مسیر تیراندازی دریایی مسیر پاک شده تیراندازی
lane marker U راهنمای معبر داخل میدان مین
nearside lane U خط یکم یا راه برونی
lefttunrning lane U خط چپ گشت
helicopter lane U کریدور پرواز هلیکوپتر کریدور ازاد عبور هلیکوپترها
lefttunrning lane U خط چپ گرد
lane loading U سربار خط عبوری
ice lane U مسیر یخ بندان
dual channel controller U کنترل کننده دو کاناله
dual in line package U بسته درون برنامهای دوواحدی نوعی پایه متداول که روی ان یک تراشه نصب میشود
dual disk drive U گرداننده دیسک دوگانه
dual carriageway road U راه با دو شوسه جدا
dual labor market U بازار کار دوگانه
dual port ram U حافظه تسهیم شده
dual price system U نظام دو قیمتی
dual purpose gun U توپ دو کاره
dual sex therapy U درمان دو جنسیتی
dual ignition system U سیستم احتراق دوتایی
dual tone horn U بوق با دو صدا
dual swivel mirror U آینهبازشو
dual y axis graph U نمودار با دو محور y
dual carriageway road U راه بادو جاده
free throw lane U مستطیل پرتاب ازاد
dual sided disk drives U گردانندههای دیسک دو طرفه
dual channel sound system U کانال صوتی دوگانه
single lane [file] traffic U ترافیک تک خطی
dual channel television sound system U کانال صوتی دوگانه
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com