English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 105 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
doubled columns U ستونهای مضاعف
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
columns U ستون ها
columns U ردیف کشتیهای مسافربری که به دنبال هم حرکت می کنند
columns U ستون روزنامه
columns U برج
columns U استاتور
columns U در نرم افزار پردازش کلمه میله وضعیت که در پایین صفحه است که بیان کننده موقعیت نشانه گر نسبت به ستون ها در صفحه است
columns U چاپگری که بیشترین پهنای خط از حروف را دارد
columns U خط ی از اطلاعات چاپ شده درباره یک حرف موازی با کوتاهترین قسمت کارت
columns U خط عمودی که محل و پهنای ستون را مشخص میکند
columns U بیت بررسی هر بیتی روی هر ستون پانچ کارت یا نوار
columns U مجموعهای از حروف که یک زیر دیگر چاپ میشود
columns U ستون
columns U پایه
columns U رکن
columns U ستون نظامی
columns U ردیف
columns U صف ستون راهپیمایی یاموتوری
newspaper columns U ستونهای روزنامه
spinal columns U تیره پشت ستون مهره
packed columns U ستونهای پرشده
snaking columns U ستونهای مارپیچی
coupled columns U ستون های دوتایی
spinal columns U ستون فقرات
spinal columns U ستون مهره ها
two columns split bet U شرطشکافتندوستون
free standing columns U ستونهای مستقل یا مجزا
doubled up U بازی دونفره خطای دبل
doubled up U توپزن 0001امتیازی فصل
doubled up U دواسترایک متوالی
doubled up U مسابقه پاروزنی 2 نفره حمله با دوبار رد کردن شمشیر از زیر شمشیر حریف
doubled up U گرفتن همزمان دو ماهی تفنگ دولول
doubled up U بازی دوبل
doubled up U دویدن
doubled up U دومین تیر پرتاب شده از یک اسلحه نیم خودکار
doubled up U مضاعف
doubled up U دو برابر کردن
doubled up U دو برابر
doubled up U تاکردن
doubled up U مضاعف کردن دولا کردن
doubled up U :دوبرابر کردن
doubled up U دوبار چرخش کامل ژیمناست
doubled up U مضاعف نمودن
doubled U درایو دیسک که میتواند به داده روی دیسکهای دولبه دستیابی داشته باشد
doubled up U اندازه دو برابر
doubled up U دو برابر بزرگتر
doubled up U دوبار
doubled up U استفاده از دو کلمه داده برای ذخیره سازی یک عدد با دقت بیشتر
doubled up U دو بایت داده به عنوان یک کلمه برای داده آدرس
doubled up U مربوط به درایو ROM-CD که دیسک را با دو برابر سرعت درایو معمولی می چرخاند
doubled up U تخته مداریکه هر دو سوی آن هادی باشد
doubled up U درایو دیسک که میتواند به داده روی دیسکهای دولبه دستیابی داشته باشد
doubled up U صفی که دادههای جدید می توانند به آنها اضافه شوند حتی به انتها
doubled up U دیسکی که دو بایت داده در واحد مساحت ذخیره میکند در مقایسه با دیسک استاندارد
doubled up U سیستمی که فرفیت ذخیره سازی دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهای روی سطح دیسک دو برابر میکند
doubled up U ضربه زدن دوبار و سریع به دکمه mouse برای آغاز عمل
doubled up U استفاده از دو بافر یکی برای خواندن و دیگری در همان زمان برای نوشتن
doubled up U دو برابرشدن یا کردن
doubled up U دیسکی که میتواند اطلاعات را در هر دو سو ذخیره کند
doubled U : دو برابر دوتا
doubled U مضاعف
doubled U دومین تیر پرتاب شده از یک اسلحه نیم خودکار
doubled U دویدن
doubled U بازی دوبل
doubled U بازی دونفره خطای دبل
doubled U توپزن 0001امتیازی فصل
doubled U دواسترایک متوالی
doubled U مسابقه پاروزنی 2 نفره حمله با دوبار رد کردن شمشیر از زیر شمشیر حریف
doubled U دو برابر کردن
doubled U جفت
doubled U دولا
doubled U همزاد
doubled U :دوبرابر کردن
doubled U مضاعف کردن دولا کردن
doubled U دوسر المثنی
doubled U تاکردن
doubled U دو برابر
doubled U گرفتن همزمان دو ماهی تفنگ دولول
doubled U دوبار چرخش کامل ژیمناست
doubled U مضاعف نمودن
doubled U دوبار
doubled U دو برابر بزرگتر
doubled U اندازه دو برابر
doubled up U : دو برابر دوتا
doubled up U جفت
doubled up U دولا
doubled up U دوسر المثنی
doubled up U همزاد
doubled U استفاده از دو کلمه داده برای ذخیره سازی یک عدد با دقت بیشتر
doubled U دو بایت داده به عنوان یک کلمه برای داده آدرس
doubled U مربوط به درایو ROM-CD که دیسک را با دو برابر سرعت درایو معمولی می چرخاند
doubled U دو برابرشدن یا کردن
doubled U دیسکی که میتواند اطلاعات را در هر دو سو ذخیره کند
doubled U استفاده از دو بافر یکی برای خواندن و دیگری در همان زمان برای نوشتن
doubled U ضربه زدن دوبار و سریع به دکمه mouse برای آغاز عمل
doubled U سیستمی که فرفیت ذخیره سازی دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهای روی سطح دیسک دو برابر میکند
doubled U دیسکی که دو بایت داده در واحد مساحت ذخیره میکند در مقایسه با دیسک استاندارد
doubled U صفی که دادههای جدید می توانند به آنها اضافه شوند حتی به انتها
doubled U تخته مداریکه هر دو سوی آن هادی باشد
doubled pawns U پیادهای مضاعف شطرنج
doubled pawns U پیادههای دوبله
He was doubled up with pain. U از شدت درد به خود پیچید
doubled decked U دوطبقه دوعرشه
doubled edge U لب گردان
side by side columns U ستونهای پهلو به پهلو
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com