Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
double hi
U
ضربه شمشیر دو حریف در یک لحظه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
double jointed
U
دارای مفصل کاذب
double-jointed
U
دارای مفصل کاذب
double park
U
نگاهداشتن اتومبیل در دوردیف در کنار خیابان
double park
U
دوردیفه پارک کردن
double-park
U
نگاهداشتن اتومبیل در دوردیف در کنار خیابان
double-park
U
دوردیفه پارک کردن
double-parked
U
نگاهداشتن اتومبیل در دوردیف در کنار خیابان
double-parked
U
دوردیفه پارک کردن
double-parking
U
نگاهداشتن اتومبیل در دوردیف در کنار خیابان
double-parking
U
دوردیفه پارک کردن
double-parks
U
نگاهداشتن اتومبیل در دوردیف در کنار خیابان
double-parks
U
دوردیفه پارک کردن
double check
U
کیش دوبل
double-check
U
کیش دوبل
double-checked
U
کیش دوبل
double-checking
U
کیش دوبل
double-checks
U
کیش دوبل
double talk
U
چاپلوسی و زبان بازی
double talk
U
جمله دو پهلو
double entendre
U
دوسر
double entendre
U
حرف دو پهلو
double entendres
U
دوسر
double entendres
U
حرف دو پهلو
double-entendres
U
دوسر
double-entendres
U
حرف دو پهلو
double-breasted
U
دوطرف تکمه خور
double standards
U
معیارهای متناقض
double barrelled
U
دولول
double-barrelled
U
دولول
double edged
U
دو لبه
double edged
U
دو دم
double-edged
U
دو لبه
double-edged
U
دو دم
double quick
U
قدم تند
double quick
U
باقدم تند رفتن
double-quick
U
قدم تند
double-quick
U
باقدم تند رفتن
double cross
U
نارو زدن
double cross
U
دورویی کردن خیانت کردن
double-cross
U
نارو زدن
double-cross
U
دورویی کردن خیانت کردن
double-crossed
U
نارو زدن
double-crossed
U
دورویی کردن خیانت کردن
double-crosses
U
نارو زدن
double-crosses
U
دورویی کردن خیانت کردن
double-crossing
U
نارو زدن
double-crossing
U
دورویی کردن خیانت کردن
double agent
U
عامل اطلاعاتی دو جانبه
double agents
U
عامل اطلاعاتی دو جانبه
double
U
: دو برابر دوتا
double
U
جفت
double
U
دولا
double
U
دوسر المثنی
double
U
همزاد
double
U
:دوبرابر کردن
double
U
مضاعف کردن دولا کردن
double
U
تاکردن
double
U
دو برابر
double
U
دو برابر کردن
double
U
مضاعف
double
U
دومین تیر پرتاب شده از یک اسلحه نیم خودکار
double
U
دویدن
double
U
بازی دوبل
double
U
بازی دونفره خطای دبل
double
U
توپزن 0001امتیازی فصل
double
U
دواسترایک متوالی
double
U
مسابقه پاروزنی 2 نفره حمله با دوبار رد کردن شمشیر از زیر شمشیر حریف
double
U
گرفتن همزمان دو ماهی تفنگ دولول
double
U
دوبار چرخش کامل ژیمناست
double
U
مضاعف نمودن
double
U
دو برابرشدن یا کردن
double
U
دیسکی که میتواند اطلاعات را در هر دو سو ذخیره کند
double
U
استفاده از دو بافر یکی برای خواندن و دیگری در همان زمان برای نوشتن
double
U
ضربه زدن دوبار و سریع به دکمه mouse برای آغاز عمل
double
U
سیستمی که فرفیت ذخیره سازی دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهای روی سطح دیسک دو برابر میکند
double
U
دیسکی که دو بایت داده در واحد مساحت ذخیره میکند در مقایسه با دیسک استاندارد
double
U
صفی که دادههای جدید می توانند به آنها اضافه شوند حتی به انتها
double
U
درایو دیسک که میتواند به داده روی دیسکهای دولبه دستیابی داشته باشد
double
U
تخته مداریکه هر دو سوی آن هادی باشد
double
U
مربوط به درایو ROM-CD که دیسک را با دو برابر سرعت درایو معمولی می چرخاند
double
U
دو بایت داده به عنوان یک کلمه برای داده آدرس
double
U
استفاده از دو کلمه داده برای ذخیره سازی یک عدد با دقت بیشتر
double
U
دوبار
double
U
دو برابر بزرگتر
double
U
اندازه دو برابر
double standard
U
قواعد تبعیض امیز وسخت گیرمخصوصا نسبت بجنس زن
double standard
U
نظام دو معیاری
double-decker
U
کشتی دوعرشهای
double-deckers
U
کشتی دوعرشهای
double-dealing
U
تزویر
double-dealing
U
دوروئی
double vision
U
دو بینی
double negative
U
نفی اندر نفی
double negative
U
دو منفی
double negatives
U
نفی اندر نفی
double negatives
U
دو منفی
adjustable double endwrench
آچار شش گوش قابل تنظیم دوبل
basic type double tier formwork
U
قالب بندی بالارونده با تختههای مشابه
beacon double
U
اسم رمز برای انتخاب روش تعقیب هدف با استفاده از دونوع موج رادار
double concave lens
U
عدسی دوکاو
Other Matches
double a
U
زنای مردزن داربازن شوهردار
double a
U
زنای محصن بامحصنه
on the double
U
فرمان بدو رو
on the double
U
بدو رو
it is useful for a double p
U
برای دوکارسودمنداست
double up
<idiom>
U
اتاق خود را باکسی شریک بودن
double up
U
مراقبت از مهاجم با دو مدافع
double up
U
دولا شدن
double up
U
در اطاق یاتختخواب یک نفره شریک شدن
double up
U
دولاکردن
double-take
U
یکه خوردن
double-take
U
واکنش دوگانه
double p
U
پاروی دوسر
double-six
U
دوطرفشش
double zero
U
صفر2برابر
double out
U
081 خارج
double out
U
درو جفتی ازوسط خرک تا انتهای ان
double three
U
دوبارحرکت سه چرخشی روی یک دایره
double
U
دو نفره
double
U
تصویر قرینه
double in
U
081 تو
double in
U
درو جفتی از انتهای خرک تا وسط ان
do a double take
<idiom>
U
با تعجب نگاه به کسی یا چیزی
double refraction
U
شکست دوبل
double refraction
U
انکسار دوبل
double figures
U
امتیاز دو رقمی
double refraction
U
شکست مضاعف
double refraction
U
انکسار مضاعف
double floppy
U
دیسک لرزان دو طرفه
double poppy
U
گل هزاره
double precision
U
دقت
double precision
U
مضاعف
double precision
U
دقت مضاعف
double punch
U
منگنه مضاعف
double foult
U
خراب کردن پی در پی دوسرویس
double foul
U
خطای هم زمان دو بازیگر
double footed
U
بازیگر چپ پا- راست پا بازیگر با هردو پا
double faces
U
ریاکار
double faces
U
دورو
double seam
U
درز دوبل
double shear
U
تنش برشی دوتایی
double sixes
U
جفت شش
double sixes
U
دو شش
double space
U
یک سطر در میان
double space
U
یک خط درمیان نوشتن
double star
U
دوتایی
double star
U
دوگانه
double sampling
U
نمونه گیری چندگانه
double salt
U
ملح مضاعف
double faced
U
دو سر
double reverse
U
شوت برگردان به دروازه
double rhyme
U
شعر دو قافیهای
double faced
U
دوجانبه
double row
U
موتور
double row
U
دوطرفه
double faced
U
دورو
double salt
U
نمک مضاعف
double star
U
ستاره مزدوج ستاره دوتایی ستاره دوگانه
double pole
U
دو قطبی
double pole
U
با دو قطب
double knot
U
گره دوبل
double knee
U
لوله زانویی دوبل
double kick
U
دو ضربه پی در پی
double header
U
دوسر
double junction
U
اتصال مضاعف
double integral
U
انتگرال دوبل
double length
U
طول مضاعف
double leg
U
زیر دو خم با عوض کردن دست با مایه یک پا رو کار زیر دو خم خورجین تکان
double minded
U
فریبنده
double mind
U
فریبنده
double mind
U
منلون
double minded
U
متلون
double mind
U
دردل
double lock
U
دوبارکلیدگردانیدن در
double line
U
خط مضاعف
double limiter
U
محدود کننده مضاعف
double length
U
با طول مضاعف
double image
U
تصویر مضاعف
double ignorance
U
جهل مرکب
double or quits
U
بازی ای که درنتیجه ان بردوباخت یادوبرابریاازادمیشود
double organs
U
اندامهای جفتی
double hardening
U
سخت گردانی مضاعف
double guard
U
دفاع با دو دست
double oxer
U
مانع بوتهای با دو تیر درجلو و عقب
double frequency
U
فرکانس دوبل
double pica
U
حروف 42 پونط
double pneumonia
U
اماس هر دو شش
double motor
U
دوموتوره
double minimum
U
جفت کمینه
double hyphen
U
این علامت //
double hook
U
قلاب ماهیگیری دو طرفه
double hit
U
دوبله
double hit
U
دو ضربه غیرمجاز پی در پی
double touch
U
ضربه شمشیر دو حریف در یک لحظه
double helix
U
مارپیچ دوگانه
double header
U
دو دور مسابقه یک تیم در یک روز
double minded
U
بی ثبات
double minded
U
دودل
double room
U
اتاقدونفره
with double cream
U
با کرم یا خامه زیاد
double boiler
U
دیگی که دیگ کوچک تری در آن جا بگیرد
double boiler
U
حمام آب
double boiler
U
[ظرفی که ظرف کوچک تری در آن قرار بگیرد و مواد درون آن ظرف بطور غیر مستقیم گرم شود.]
double weft
U
[دو پود هم ظرافت را با هم در عرض بکار بردن]
double-faced
U
فرش های دو رو
[فرشی که پشت و روی آن دارای پرز باشد.]
I'd like a double room
U
من یک اتاق دو نفره میخواهم.
a double room
U
یک اتاق دو نفره
double-glaze
U
پنجرهدوجداره
double-glazing
U
شیشهدوجداره
double back
<idiom>
U
برگشتن
double-check
<idiom>
U
دوباره چک کردن
double-cross
<idiom>
U
گول زدن
double-talk
<idiom>
U
حرف بیمعنا
double word
U
کلمه مضاعف
a double bed
U
یک تخت دو نفره
double decker
U
اتوبوس دوطبقه
[حمل و نقل]
double cone
U
[ابزار بند رومی مخروطی شکل]
double floor
U
دو کفی
double-fronted
U
خانه دو در
double lancet
U
[پنجره گوتیکی با دو پنجره سر نیزه ای]
double ressaunt
U
[ابزار بند با دو فیتیله وارونه]
double vault
U
[دو طاق با فضای خالی بین آنها]
double window
U
پنجره دو جداره
double-digit
<adj.>
U
دو رقمی
double cloister
U
راهرو دو قسمتی
double church
U
کلیسا دو طبقه
double-bellid
U
[صراحی شکل شبیه دو کمان دراز]
double arch
U
قوس جفتی
double tape
U
نوار مساحی مضاعف
double v machine
U
دستگاه ورق خم کن
double v machine
U
دستگاه دولا کننده ورق
double wing
U
بازی هافبک در گوش
double wood
U
ماندن یک میله بولینگ پشت میله دیگر
to fold double
U
دولاکردن
to fold double
U
دوتاکردن
double blind
U
دوسوکور
double chin
U
غبغب
double triode
U
لامپ تریود مضاعف
double track
U
خط
double track
U
دو
double taxation
U
مالیات بندی مضاعف
double taxation
U
مالیات مضاعف
double team
U
تیم دونفره
double tent
U
چادر دو نفره
double the edge
U
لب گردانیدن
double time
U
پرداخت دستمزد کارگران به دو برابر مقدار عادی
double tongued
U
دارای دوقول
double tongued
U
دوزبانه تزویرامیز
double chins
U
غبغب
double Dutch
U
طناببازی دوتایی نامفهوم
double sharp
U
نیمپردهبالاییجفتی
double sink
U
سینکدوتایی
double zero key
U
کلیددوصفر
double-blank
U
دوطرفسفید
double bed
U
تختخوابدوطبقه
double bill
U
مسابقهورزشی-تئاتریاسینماکهدرآندوبرنامهاجراشود
double bluff
U
دروغدرروزروشن
double cream
U
خامهزیاد
double seat
U
صندلیدونفره
double scull
U
پارویدوبله
double ring
U
گوددوبله
double-takes
U
یکه خوردن
double-takes
U
واکنش دوگانه
double bend
U
پیچدوبله
double flat
U
نتسفیددوتایی
double handles
U
دستهدوبله
double pennant
U
پرچمدوگوش
double plate
U
صفحهیدوبله
double reed
U
نوعیآلتموسیقیدوبله
double knotting
U
گره دوخفتی یا دو رو
[که در بعضی از فرش های تزپینی ایران بکار رفته و هر دو طرف فرش دارای پرز با نقشی متفاوت است.]
double envelopment
U
مانوراحاطهای دو طرفه
double pinochle
U
ضربهای در بولینگ که میلههای 4 و 6 و 7 و 01 را بجامی گذارد
double acting
U
دوطرفه
double action
U
اقدام دوجانبه
double action
U
عمل دوبله یادو طرفه
double action
U
دوکاره
double adultery
U
زنای محصنه در حالتی که مرتکب ان مرد زن دار باشد
double alternation
U
تناوب مضاعف
double amplitude
U
دامنه دوبل
double bind
U
بن بست دو سویه
double blowing
U
دمش مضاعف
double bogey
U
دوبار کسب امتیاز
double bond
U
اتصال مضاعف
double bond
U
پیوند دوگانه
double bottom
U
ته دولا
double bottoms
U
ناو دو کفهای
double bottoms
U
ناو کف دوبل
double belt
U
تسمه دوبل
double beam
U
شعاع مضاعف نور
double antenna
U
انتن دوگانه
double armature
U
ارمیچر دوگانه
double attack
U
حمله دویل
double banked
U
دارای دوردیف پاروزن
double bar
U
دوقطعه واسطهای که دو قسمت اصلی اهنگ را بهم مربوط میسازد
double barreled
U
دولول
double barreled
U
دولوله
double bassoon
U
قره نی بم
double beam
U
پرتو مضاعف
double branch
U
چهارراهه
double entry
U
سیستم دفترداری دوبل
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com