English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
domain of a function U دامنه یک تابع [ریاضی]
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
domain U ملک
domain U پهنه
domain U برنامهای که حق کپی ندارد
domain U مشابه 3286
domain U اطلاع یا برنامه که متعلق به عموم است
domain U ناحیه یا گروه ها در یک شبکه
domain U گستره [ریاضی]
domain U زمین
domain U قلمرو
domain U حوزه دایره
sub domain U سطح دوم آدرس دهی در اینترنت که مربوط به نام سازمان در یک سازمان بزرگتر است
domain U املاک خالصه
domain U حوزه
domain U حیطه
domain U میدان
knowledge domain U قلمرو دانش
knowledge domain U قلمرو اگاهی
domain tip U film thin
domain of definition U دامنه تعریف [ریاضی]
public domain U ملک خالصه
domain knowledge U دانش محیط کاربرد
eminent domain U قدرت حکومت برای استفاده از اموال خصوصی جهت عموم
public domain U خالصه دولتی
public domain U مالکیت دولتی
eminent domain U مالکیت مطلق دولت یا پادشاه یا رئیس مملکت
magnetic domain U ناحیه مغناطیسی
public domain U خالصه
public domain U زمین خالصه
public domain U خط مشی عمومی
public domain U ملک خالصه
public domain U خالصه دولتی
public domain software U نرم افزارعمومی یا همگانی
public domain software U نرم افزار همگانی
zero of a function U ریشه تابع [ریاضی]
zero of a function U صفر یک تابع [ریاضی]
to function as something U به کار رفتن به عنوان چیزی
even function U تابع زوج
OR function U پیاده سازی الکترونیکی تابع OR
NOT function U تابع معکوس منط قی که وقتی ورودی نادرست باشد خروجی درست خواهد بود
NOT function U معادل تابع NAND
NOT function U مدار الکترونیکی یا قطعه که تابع NOT را انجام میدهد
NOR function = U تابع منط قی که خروجی آن وقتی نادرست است که ورودی درست باشند
neither nor function U تابع منط قی که خروجی آن نادرست است اگر ورودی درست باشد
NOR function = U مدار الکترونیکی یا قطعهای که تابع NOR را انجام میدهد
function تابع [ریاضی]
OR function U تابع منط قی که وقتی خروجی درست میدهد که یک ورودی درست باشد
function U کار کردن
function U طرزکار تابع
function U کد دسوردهی به کامپیوتر که در آن تابع یا شاخهای از برنامه دنبال میشود
function U دستور برنامه که اجرا را به یک تابع از پیش تعیین شده می برد یا به یک مجموعه دسورات مرتب نامدار
function U مجموعه توابع که توسط یک برنامه قابل استفاده اند
function U سیستم برنامه نویسی که در آن توابع مختلف نام یکسان دارند ولی متفاوتند چون روی نوع دادههای مختلف اجرا می شوند
function U لیستی که رابط ه بین دو مجموعه دستورات یا داده را بیان میکند
function U چاپ کدهایی که یک عمل را کنترل می کنند و نه صرفا نمایش یک حرف
function U دستورالعمل
function U فعالیت
function U وفیفه عمل کردن
function U کارایی
function U نقش
function U عمل
function U وفیفه داشتن
function U خاصیت وجودی
function U فرمول ریاضی که یک نتیجه در آن بستگی به اعداد دیگری دارد
function U ایفاء
function U مقام
function U پیشه
function U کارویژه
function U کار
function U مشخصه مخصوصی در کامپیوتر یا پردازنده لغت
function U انجام عمل به درستی
function U وفیفه
function U کارکرد
function U تابع
function U ماموریت عمل
function U مجموعهای از دستورات برنامه کامپیوتری در برنامه اصلی که کار خاصی را انجام می دهند
function U عمل کردن کارکردن
function U ایین رسمی
wave function U تابع موجی
preference function U تابع ترجیح
weight function U تابع وزنی
probability function U تابع احتمال
production function U تابع تولید
trial function U تابع ازمایشی
proper function U ویژه تابع
proper function U مشخصه تابع
temperature function U تابع دما
utility function U تابع کاربردی
threshold function U تابع استانهای
total function U تابع کامل
absolute value function U تابع قدر مطلق [ریاضی]
transfer function U تابع انتقال
transformation function U تابع تبدیل
utility function U تابع مفید
trigonometric function U تابع مثلثاتی
tax function U تابع مالیات
propositional function U وفیفه حسی
sediment function U تابع بده مواد جامع
saving function U تابع پس انداز
step function U تابع پلکانی
quadratic function U تابع درجه دوم
secondary function U کارکرد ثانوی
real function U تابع حقیقی
recursive function U تابع بازگشتی
revenue function U تابع درامد
sheffer function U تابع شفر
sine function U تابع سینوسی
tact function U کارکرد نامیدن
switching function U تابع راه گزین
propositional function U امر حسی
supply function U تابع عرضه
stress function U تابع تنش
step function U تابع پلهای
state function U تابع حالت
standard function U تابع استاندارد
saving function U صورت مقدار پس انداز درامدشخص
well behaved function U تابع خوشرفتار
smooth function U تابع همواری [ریاضی]
frequency function U تابع تکرار [ریاضی]
inverse function U تابع معکوس [ریاضی]
inverse function U تابع وارون [ریاضی]
continuity of a function U پیوستگی تابعی [ریاضی]
argument [of a function] U متغیر مستقل تابعی [ریاضی]
argument [of a function] U متغیر مستقل [ریاضی]
injective function U تزریق
generalized function U تابع تعمیم یافته [ریاضی]
generalized function U توزیع [ریاضی]
arithmetical function U تابع حسابی [ریاضی]
holomorphic function U تابع هولومورفیک [ریاضی]
root of a function U صفر یک تابع [ریاضی]
root of a function U ریشه تابع [ریاضی]
continuous function U تابع پیوسته [ریاضی]
linear function U نگاشت خطی [ریاضی]
function selectors U عاملانتخابکننده
function selector U انتخابگرکارآمد
function keys U کلیدهایانجام وفایف
function keys U کلیدهاتابع
function display U نمایشگرتابع
function button U دکمهردیاب
work function U تابع کار
work function U انرژی ازاد در ترمودینامیک
work function U انرژی خروج
arithmetic function U تابع حسابی [ریاضی]
trigonometric function U تابع های مثلثاتی [ریاضی]
differentiable function U تابع مشتق پذیر [ریاضی]
transcendental function U تابع غیرجبری [ریاضی]
sine function U تابع سینوس [ریاضی]
cosine function U تابع کسینوس [ریاضی]
well defined function U تابع خوش تعریف
preference function U تابع رجحان
inner work function U انرژی خروج درونی
function key U کلید عملیاتی کلید تابعی
function key U یچی که برای کار خاص یا ترتیبی از دستورالعمل ها انتساب داده شده بود
function key U کلید وفیفهای
function invocation U احضار تابع
function generator U مولد تابع
function generator U تابع زا
function codes U کدهای کار
function code U کد تابع
frequency function U تابع بسامد
external function U تابع برونی
exponential function U تابع نمایی
function subprogram U ریزبرنامهای که مقدارمنفردی را برمی گرداند
function table U جدول تابعی
function types U سنخهای کارکردی
increasing function U تابع صعودی
increasing function U تابع فزاینده
impluse function U تابع ضربهای
implicit function U معادله چیزی که حل ان مستلزم حل یک یا چند معادله دیگر باشد
impedance function U تابع امپدانس
hyperbolic function U تابع هذلولی
hamiltonian function U تابع هامیلتونی
function code U رمز وفیفه نما
hamiltonian function U تابع هامیلتون
gibbs function U تابع گیبس
generating function U تابع زاینده
generating function U تابع مولد
function word U کلمه دستوری
exponential function U تابع نمائی
elementary function U تابع ابتدایی
ego function U کارکرد خود
characteristic function U مشخصه تابع
characteristic function U ویژه تابع
characteristic function U تابع مشخصه
built in function U تابع توکار
boolean function U تابع بولی
approximation function U تابع تقریب
approximating function U تابع تقریب
analytical function U تابع تحلیلی
allocation function U تابع تخصیص
aggregate function U عمل جمعی
Ackerman's function U تابع بازگشتی برای بررسی توانایی کامپیوتر برای اجرای بازگشت
acid function U یون هیدروژن
coincidence function U پردازش دو یا چند سیگلنال ورودی و خروجی آنها تابع AND آنها باشند
coincidence function U دروازه منط قی که تابع AND منط قی روی سیگنالهای الکتریکی ایجاد میکند
coincidence function U تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که هر دو ورودی درست باشد
distribution function U تابع توزیع
discriminant function U تابع تشخیص
discontinuous function U تابع ناپیوسته
density function U تابع چگالی
demand function U تابع تقاضا
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com