Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 152 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
distance between centers
U
طول دوران
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
centers
U
محل
centers
U
نقط ه میانی چیزی
centers
U
قرار دادن مناسب نوک خواندن / نوشتن روی دیسک مغناطیسی یا نوار
centers
U
محل نقاط سوراخ شده اطراف مرکز نواز کاغذی
centers
U
شخصی که مراقب عملیات کامپیوتر مرکزی است
centers
U
سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
centers
U
وسط
centers
U
تمرکز یافتن
centers
U
درمرکز قرارگرفتن
centers
U
وسط ونقطه مرکزی
centers
U
مرکز
centers
U
میان
centers
U
قرار دادن یک متن در مرکز کاغذ یا صفحه نمایش
active centers
U
مراکز فعال
growth centers
U
مراکز رشد
financial centers
U
مراکز مالی
height of centers
U
ارتفاع مرکز
higher brain centers
U
مراکز عالی مغز
to keep one's distance
U
اشنایی نکردن
in distance
U
نزدیک بودن شمشیرباز برای ضربه زدن
following distance
U
فاصله بین وسائط نقلیه فاصله میان خودروها
known distance
U
مسافت معلوم
mean distance
U
فاصله حداکثر وحداقل سیاره از قمر
out of distance
U
دور بودن شمشیرباز از حریف
distance
U
مسیر مسابقه
known distance
U
فاصله معلوم
to keep one's distance
U
کناره گیری کردن
to keep one's distance
U
دوری جستن
distance
U
مسافت
distance
U
برد سلاح
distance
U
بعد
distance
U
تعدادکیلومترهای طی شده درشکار با اسب
distance
U
بعد دورکردن
X distance
U
سوراخ کارت در ستون برای بیان عدد منفی
distance
U
دورنگاهداشتن پشت سرگذاشتن
distance
U
مدت بازی قسمتی از مسیر مسابقه مشخص شده به وسیله پرچم یا میله
distance
U
فاصله
distance
U
دوری
safe distance
U
مسافت امن اطراف مین
photo distance
U
مسافت اندازه گیری شده ازعکس هوایی مسافت روی عکس
polar distance
U
فاصله قطبی
safe distance
U
فاصله بی خطر
road distance
U
مسافت روی جاده یا مسافت طی شده از جاده
offset distance
U
فاصله برون محوری
offset distance
U
مسافتی که نقطه صفر زمین از مرکز منطقه هدف دورباشد
coherence distance
U
فاصله همدوسی
interocular distance
U
فاصله بین عدسیهای یک وسیله دیدبانی یا بین دوچشم
internuclear distance
U
فاصله بین هستهای
image distance
U
عرض تصویر
hyperfocal distance
U
مسافت بین عدسی دوربین تانزدیکترین اشیاء میدان تصویردوربین وقتی که دوربین روی فاصله بینهایت تنظیم شود
hyperfocal distance
U
نزدیک ترین فاصلهای که ازانجا میتوان عکس برداری واضح وروشن نمود
haul distance
U
فاصله حمل
shouting distance
U
فاصله صدا رس
sight distance
U
مسافت دید
sight distance
U
فاصله دید
training distance
U
مسافت تمرین
It can be seen from a distance of two kilometers .
U
از فاصله دو کیلومتری دیده می شود
distance travelled
U
مقدارطیشده
distance scale
U
مقیاسمسافت
distance post
U
قرارگاهمحلمسابقه
middle distance
U
فاصلهی میان زمینه و پیش زمینه
zenith distance
U
ارتفاع راس القدم
zenith distance
U
فاصله ارتفاع نافر
unit distance
U
با فاصله واحد
weaving distance
U
طول تقاطع
It is some distance to the school .
U
تا مدرسه فاصله زیاد است
distance between two points
U
فاصله دو نقطه
[ریاضی]
[فیزیک]
sight distance
U
طول دید
signal distance
U
فاصله علامتی
skip distance
U
خیز موج
social distance
U
فاصله اجتماعی
supporting distance
U
مسافت پشتیبانی
supporting distance
U
بردپشتیبانی سلاحها
time distance
U
مسافت زمانی حرکت ستون مسافت طی شده در زمان معین
time distance
U
زمان عبور ستون
to step a distance
U
قدم کردن
weaving distance
U
طول تلاقی مسافت همبری
frequency distance
U
فاصله فرکانس
long distance
U
راه دور
air distance
U
مسافت هوایی
air distance
U
مسافت طی شده به وسیله هواپیما
anchorage distance
U
فاصله تکیه گاهی
angular distance
U
فاصله زاویهای
bond distance
U
طول پیوند
buffer distance
U
حاشیه امنیت
buffer distance
U
محوطه امنیت
center distance
U
فاصله مرکزی
center distance
U
فاصله ازمرکز
code distance
U
فاصله رمز
countermining distance
U
فاصله ضد انفجار زنجیری مین
countermining distance
U
فاصله مجاز بین دومین
distance angle
U
زاویه مربوط به برد سلاح زاویه مربوط به مسافت هدف
linear distance
U
خط هوایی
distance light
U
نورافکن
long distance
U
دور برد مکالمات تلفنی از راه دور
long distance
U
ازراه دور تلفن کردن
long distance
U
با شعاع عمل زیاد طولانی
long distance
U
دارای مسافت دور
long-distance
U
راه دور
long-distance
U
از راه دور
long-distance
U
دور برد مکالمات تلفنی از راه دور
long-distance
U
ازراه دور تلفن کردن
long-distance
U
دارای مسافت زیاد
long-distance
U
با شعاع عمل زیاد طولانی
long distance
U
دارای مسافت زیاد
long-distance
U
دارای مسافت دور
long distance
U
از راه دور
distance line
U
طناب نگهدارنده ناوها
distance line
U
طناب تنظیم فاصله
distance man
U
دونده استقامت
distance receptor
U
گیرنده دوربرد
distance wadding
U
لایی جازم
distance wadding
U
بوش داخل پوکه فشنگ
ecological distance
U
فاصله بوم شناختی
distance protection
U
وسیله حفافت فاصله
distance wadding
U
لایی
f. distance or length
U
فاصله کانونی
distance meter
U
فاصله سنج
distance meter
U
بعد سنج
distance vision
U
دید دوربرد
distance runner
U
دونده استقامت
facing distance
U
مسافت بین نفرات در صف برای سهولت چرخش به اطراف
focal distance
U
فاصله کانونی
distance medley
U
دو استقامت امدادی شامل 004 008 0021 و 0061متر
vehicle stopping distance
U
مسافت ایست وسیله نقلیه مسافت ایست خودرو
middle distance race
U
دو نیمه استقامت 008 تا0051 متر
The bus stop is no distance at all .
U
ایستگاه اتوبوس فاصله زیادی با اینجا ندارد
total stopping distance
U
طول ایست کامل
half-distance line
U
خطنیمفاصله
economic haul distance
U
فاصله اقتصادی حمل
hole center distance
U
فاصله مرکز سوراخ
to distance
[dissociate]
oneself from
U
دوری
[قطع همکاری]
کردن از
fixed distance marking
U
خطمقطعثابت
overtaking sight distance
U
فاصله دیدبرای پیشدستی
distance vector protocols
U
اطلاعات در مورد مسیرهای مختلف شبکه گسترده که توسط rowter برای یافتن کوتاهترین و سریع ترین مسیر ارسال اطلاعات به کارمی رود
critical anode distance
U
فاصله بحرانی اندی
overtaking sight distance
U
فاصله دیدپیش افتی
overtaking sight distance
U
مسافت دید برای سبقت گرفتن
overtaking sight distance
U
طول دید
social distance scale
U
مقیاس فاصله اجتماعی
stopping sight distance
U
فاصله دید برای ایست
stopping sight distance
U
فاصله دید ایست
miss distance scorer
U
دستگاه تعیین میزان خطای تیردستگاه خطایاب
telephone modal distance
U
مسافت مکالمه تلفنی
long distance supply
U
تغذیه مسافت دور
long distance reception
U
دریافت دور
long distance line
U
خط ارتباطی
long distance cable
U
کابل ارتباطی
limited distance modem
U
وسیله ارسال داده با محدوده کوتاه که داده دیجیتال خاص را ارسال میکند و نه به صورت تقسیم شده
direct distance dialing
U
شماره گیری فاصله مستقیم
bogardus social distance scale
U
مقیاس فاصله اجتماعی بوگاردوس
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com