Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
discovered check
U
کیش برخاست
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
new discovered
U
تازه پیدا شده
discovered
U
دریافتن
discovered
U
پیداکردن
discovered
U
کشف کردن
new discovered
U
تازه کشف شده
new discovered
U
جدیدالاکتشاف
discovered
U
مکشوف ساختن
discovered
U
پی بردن
discovered
U
یافتن
To my dismay I discovered that...
U
با دلزدگی پی بردم که...
discovered attack
U
حمله برخاست
check-up
U
بازبینی کردن
check-in
U
وارد شدن
check-up
U
کنترل کردن
check-up
U
کنترل
check-up
U
بازبینی
check-in
U
نام نویسی کردن مراسم ورود
check
U
ارزیابی کردن
check
U
تحقیق کردن
check
U
بررسی کردن
check
U
مطالعه کردن
check
U
تجزیه کردن
check
U
محک زدن
check
U
عیار گرفتن
check out
U
تصفیه حساب کردن
check out
U
بازدیدعمل و خصلت جنگ افزار
second check
U
بررسی دوباره
second check
U
بررسی نهایی
to check off
U
رسیدگی کردن ودرصورت درستی باخط نشان گذاردن
to check up
U
درست رسیدگی یاحساب کردن
check up
U
معاینه کردن
check up
U
رسیدگی کامل کردن ازمایش کردن
in check
<idiom>
U
غیرقابل کنترل
Please check the ...
لطفا ... را کنترل کنید.
to check in
U
نام نویسی کردن
[هتل]
to check out something
U
چیزی را بررسی یا امتحان کردن
check off
U
تغییرروش بازی درتجمع
check in
U
نام نویسی کردن مراسم ورود
check
U
خطا یا توقف کوچک در فرآیند
check
U
بازدید کردن رسیدگی کردن سر زدن بازداشت کردن
check
U
بازرسی شد
check
U
وارسی
check
U
و شدن بوی شکار
check
U
کیش
check
U
کم یا متوقف کردن سرعت بدن
check
U
منع
check
U
تطبیق
check
U
مقابله
check
U
بازرسی کردن
check
U
دستگاهی که روی تاسیسات ابی جهت تنظیم سطح اب ساخته میشود
check
U
ممانعت کردن
check
U
جلوگیری کردن از
check
U
سرزنش کردن رسیدگی کردن
check
U
مقابله کردن مقابله
check
U
بررسی
check
U
بررسی کردن
check
U
تطبیق کردن
check
U
نشان گذاردن
check
U
چک بانک
check
U
دریچه تنظیم
check
U
چک
check in
U
وارد شدن
check
U
جعبه کوچک با یک ضربدر در آن در صورتی که عمل انتخاب شود و خالی در صورتی که عمل انتخاب نشود
check
U
یک بیت از کلمه دودویی که برای بررسی هر بیتی به کار می رود
check
U
اطمینان از صحت چیزی
check
U
مقابله کردن بررسی
check
U
بررسی اینکه یک پروتکل کد حرف و فرمت آن صحیح هستند
check
U
اجرای خشک یک برنامه
check
U
بررسی اینکه آیا چیزی به درستی کار میکند یا خیر
check
U
او نتیجه چاپ و صورتحساب ها را بررسی کند تا ببیند آیا مشابه هم هستند یا خیر
check
U
سنجیدن
check
U
حرف اضافی در متن ارسالی که بررسی میکند آیا خطایی در متن رخ داده یا یه و مقدار آن به متن بستگی دارد
check
U
حافظه موقت برای داده دریافت شده پی از بررسی آن در برابر داده دریافت شده از طریق مسیر یا راه دیگر
check
U
نشانهای که انتخاب جعبه بررسی را نشان میدهد واغلب یک ضربدر در آن است
check
U
سخت افزار یا نرم افزاری که نشانی میدهد متن ارسالی نادرست است و خطا ردی داده است
check
U
خطا در خواندن داده ناشی از خطایی در رسانه مغناطیسی
check
U
رقم اضافی در متن ارسالی برای نشان دادن و تصحیح خطاها
check
U
چاپ گرفتند وضعیت داده و برنامه در یک نقط ه بررسی
check
U
امتحان
check
U
محلی در برنامه که داده و وضعیتهای داده قابل ضبط ونمایش هستند
check
U
امتحان کردن بازرسی
check
U
مجموعه حروف مشتق شده از یک متن برای بررسی و تصحیح خطاها
overflow check
U
مقابله سرریز
overflow check
U
بررسی سرریز
overflow check
U
بررسی سرریزی
odd even check
U
بررسی فرد و زوج
odd even check
U
مقابله فرد و زوج
poke check
U
فشار اوردن به گوی با چوب برای دور کردن ان از حریف
parity check
U
بررسی توازن
priority of check
U
تقدم کیش
programmable check
U
مقابله برنامه ریزی شده
perpetual check
U
کیش دایم
diagnostic check
U
مقابله تشخیصی
pay check
U
چک حقوق
parity check
U
مقابله ایستایی
parity check
U
مقابله توازن
even parity check
U
بررسی توازن زوج
parity check
U
مقابله کردن توازن
hardware check
U
مقابله سخت افزاری
fore check
U
جلوگیری از مدافع در منطقه دفاعش جلوی تور
family check
U
کیش همگانی
echo check
U
بررسی صحت عملیات ارسال اطلاعات که در ان اطلاعات دریافت شده به منبع اصلی برگشت داده شده و با اطلاعات اصلی مقایسه میشودمقابله به کمک طنین بررسی طنین
echo check
U
بکمک طنین
echo check
U
مقابله
dynamic check
U
مقابله پویا
duplication check
U
بررسی ای که لازمه اش یکسان بودن نتایج دو اجرای مستقل یک عملیات میباشد
duplication check
U
مقابله از راه تکرار
dump check
U
مقابله حین روبرداری
frequency check
U
کنترل فرکانس
hip check
U
سد کردن راه حریف با کمر وباسن
hook check
U
سد کردن راه چوب حریف ازعقب
modulo n check
U
مقابله به پیمانه
marginal check
U
برسی مرزی
marginal check
U
مقابله مرزی
machine check
U
برسی ماشین
limit check
U
بررسی حدی
limit check
U
مقابله حدود
indian check
U
سد کردن راه حریف با بالابردن چوب بالای سر او برای ضربه زدن به چوب او
houndstooth check
U
طرح خانه خانه مورب پارچه
division check
U
ازمایش تقسیم
identity check
U
بازرسی شناسنامه
rain check
U
بلیط مجانی یا مجدد
wraparound check
U
سد کردن چوب حریف گوی دارباچوب
visual check
U
مقابله بصری
visual check
U
مقابله دیداری
validity check
U
بررسی اعتبار
validity check
U
مقابله اعتبار
twin check
U
بررسی توام
twin check
U
مقابله توام
rain check
U
بلیط باران
rain check
U
نوید یا قول دعوت بعدی
check-rail
U
ریلتنظیم
identity check
U
بررسی هویت
Please check the battery.
لطفا باطری را کنترل کنید.
Please check the oil.
لطفا روغن را کنترل کنید.
Please check the water.
لطفا آب را کنترل کنید.
What time should I check in?
U
چه وقت کارت سوار شدن به من میدهید؟
rain check
<idiom>
U
بلیط مجانی برای چیزی که به علت باران کنسل شده
rain check
<idiom>
رد کردن درخواستی برای یک تاریخ معین و موکول آن به زمان دیگر
double-check
<idiom>
U
دوباره چک کردن
security check
U
چکامنیتی
traveler's check
U
چک مسافرتی
transfer check
U
انتقال
transfer check
U
مقابله
sales check
U
صورت فروش
residue check
U
بررسی تشخیص خطا که در آن داده دریافتی با یک مجموعه اعداد تقسیم میشود و باقی مانده بررسی میشود با باقی مانده مورد نظر
redundancy check
U
بررسی افزونگی
redundancy check
U
تستی متکی بر انتقال بیت ها وکاراکترهایی که بیش ازحداقل تعداد لازم برای بیان خود پیام هستند
redudancy check
U
بررسی افزونگی
reasonableness check
U
بررسی و کنترل معقولانه و مستدل
reasonableness check
U
بررسی معقول بودن
range check
U
بررسی محدوده
programmed check
U
بررسی برنامه ریزی شده
selection check
U
مقابله گزینش
sequence check
U
مقابله ترتیب
sequence check
U
بررسی ترتیبی
system check
U
بررسی سیستم
system check
U
مقابله سیستم
synchronization check
U
کنترل همزمانی
summation check
U
بررسی تشخیص خطا با جمع کردن حروف دریافتی و مقایسه با کل آن
sum check
U
مقابله جمعی
stock check
U
کنترل موجودی
stick check
U
دور کردن گوی از گوی دار بااستفاده از چوب
spite check
U
کیش دفع الوقت
sight check
U
مقابله نظری
sight check
U
مقابله چشمی
programmed check
U
مقابله برنامه ریزی شده
check flight
U
پروازی برای اشناشدن خدمه و یا ازمایش صلاحیت انها
certified check
U
چک گواهی شده
certified check
U
چک تضمین شده
cashier's check
U
چکی که بانک عهده خود بکشد
bulit in check
U
automaticcheck
bulit in check
U
تست تعبیه شده
built in check
U
بررسی توکار
built in check
U
مقابله توکار
body check
U
سد کردن بازیگر توپدار
board check
U
خطا
board check
U
تنه زدن
certified check
U
چک تضمینی
check bit
U
ذره مقابلهای
check firing
U
عناصرتیر را بررسی کنید
check firing
U
فرمان اتش بس موقت برای بازرسی مانع اتش
check field
U
میدان مقابلهای
check digits
U
ارقام تست
check digit
U
رقم مقابلهای
check character
U
کاراکتر مقابلهای
check character
U
علامت مقابلهای
check character
U
دخشه مقابلهای
check boxes
U
جعبههای مقابله
check boxes
U
چهارگوشهای انتخاب
check book
U
کتابچه ثبت ارقام یاموادرسیدگی شده
check bit
U
بیت مقابلهای
blank check
U
چک امضاء شده بدون مبلغ
blank check
U
چک سفید امضاء شده
blank check
U
سندامضاء شده وبدون متن
check-ups
U
بازبینی
uncovered check
U
چک بی محل
spot check
U
بازدید در محل
spot check
U
سرسری وبا عجله رسیدگی کردن
spot check
U
بطور چند در میان ازمودن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com