Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 31 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
disadvantaged children
U
کودکان محروم
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
disadvantaged
U
بیبهره
disadvantaged
U
محروم
children
U
بچه ها
children
U
طفل ها
children
U
کودکها
If you count the children too.
U
اگر بچه ها راهم حساب کنید ( بشمارید )
Keep an eye on the children.
U
چشمت به بچه ها با شد ( مراقب آنهاباش )
children's home
U
محلنگهداریبچههاییکهپدرومادر خوبوشایستهایندارند
to watch children
U
مواظب بچه ها بودن
twin children
U
دو بچه دوقولو یا همزاد
suitable for children
U
مناسب برای بچه ها
disturbed children
U
کودکان پریشان
exceptional children
U
کودکان استثنایی
slide
[for children]
U
سورتمه
[سرسره ]
[در برف]
institutionalized children
U
کودکان پناهگاهی
None of the boys ( children ) came .
U
هیچ کدام از بچه هانیامدند
suitable for children
U
د رخور بچه ها
Some parent spoil their children .
U
برخی پدر ومادرها بچه هایشان را لوس بار می آورند
Mentally retarded children.
U
کودکان عقب افتاده ( از لحاظ رشد فکری )
A mothers love for her children.
U
عشق مادر نسبت به فرزندانش
Some children are afraid of the dark.
بعضی بچه ها از تاریکی می ترسند.
school age children
U
کودکان واجب التعلیم
children's apperception test
U
ازمون اندریافت کودکان
children's apperception test
U
سی ا تی
Our children have all left home now, but
[except]
[bar]
one.
U
همه بچه های ما خانه را ترک کردند به غیر از یکی.
We are thirty people not counting the children .
U
بدون شمرن بچه ها سی نفر هستیم
Children start school at the age of 7.
U
بچه از سن 7 سالگی؟ مدرسه راشروع می کند
Line up the children in order of height.
U
بچه ها رابترتیب قد بخط کنید
What followed was the usual recital of the wife and children he had to support.
U
سپس داستان منتج شد به بهانه مرسوم زن و بچه ها که او
[مرد]
باید از آنها حمایت بکند.
Guilt for poorly behaved children usually lies with the parents.
U
بد رفتاری کودکان معمولا اشتباه از پدر و مادر است.
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com