Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 34 (1 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
directed net
U
شبکه هدایت شده
directed net
U
شبکه توجیه شده مخابراتی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
directed
U
: دستور دادن
directed
U
امرکردن
directed
U
اداره کردن هدایت کردن
directed
U
نظارت کردن
directed
U
: مستقیم معطوف داشتن
directed
U
متوجه ساختن
directed
U
قراول رفتن
directed
U
مستقیم
directed
U
رهبری کردن
directed
U
هدایت کردن
directed
U
دستور دادن دستورالعمل دادن
directed
U
مستقیم راست راهنمایی کردن
directed
U
اداره کردن
directed
U
راسته
directed
U
دستورات برنامه که به صورت کد مطلق نوشته شده اند
directed
U
مدیریت یا سازمان دهی
directed
U
مستقیم یابدون شریک سوم
directed
U
مستقیم یا بدون پردازش یا حرکت مستقیم
directed economy
U
اقتصاد ارشادی
directed economy
U
اقتصادهدایت شده
directed exercise
U
تمرین هدایت شده
directed graph
U
گراف جهت دار
goal directed
U
هدف گرا
inner directed
U
درون وابسته
market directed economy
U
اقتصاد مبتنی بر بازار
outer directed
U
برون وابسته
self directed
U
بهدایت نفس خود
self directed
U
پیش خودی
tradition directed
U
سنت گرا
use chlorine bleach as directed
U
برطبقدستورازسفیدکنندهکلراستفادهکنید
directed area product
U
ضرب خارجی
[ریاضی]
directed area product
U
ضرب برداری
[ریاضی]
Partial phrase not found.
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com