English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 92 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
dictionary of occupational titles U واژگان عنوانهای شغلی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
occupational U شغلی
occupational U حرفهای
occupational U مربوط به شغل
occupational hierarchy U سلسله مراتب شغلی
occupational interests U رغبتهای شغلی
occupational mobility U تحرک شغلی
occupational psychology U روانشناسی شغلی
occupational stability U ثبات شغلی
occupational family U گروه شغلی
occupational aptitude U استعداد شغلی
occupational accident U حادثه در حین کار
occupational hazard U سانحه شغلی
occupational hazard U صدمه شغلی
occupational hazards U سانحه شغلی
occupational hazards U صدمه شغلی
occupational therapy U درمان بوسیله اشتغال بکار کاردرمانی
occupational test U ازمون شغلی
occupational disease U امراض شغلی [نظیر بیماری های برونشیت در رنگرزان و بافندگان، پوکی استخوان، خمیدگی ستون مهره ها در بافندگان، ضعف چشم و غیره]
occupational therapy U کاردرمانی
civilian occupational specialty U کدهای تخصصی غیرنظامی
military occupational speciality U کد تخصصی نظامی
military occupational speciality U تخصص شغلی نظامی
civilian occupational specialty U تخصص غیر ارتشی
kuder occupational interest survey U رغبت سنج شغلی کودر
dictionary U دیکشنری
dictionary U فرهنگ لغات
dictionary U کتاب لغت واژه نامه
dictionary U قاموس
dictionary U فرهنگ لغات
dictionary U فرهنگ
dictionary U قاموس
dictionary U 1-بلاکی که کلمات و معنای آنها را لیست میکند. 2-ساختار مدیرت داده که امکان مراجعه و ذخیره سازی فایلها را فراهم میکند. 3-بخشی از برنامه آزمایش دیکته :لیست کلمات صحیح برای بررسی متن وجود دارند
dictionary U لغت نامه
dictionary U واژه نامه
an a to a dictionary U ذیل یاملحقات فرهنگ
an a to a dictionary U ضمیمه فرهنگ
dictionary U کتاب لغت
lexicon [dictionary] U دیکشنری
dictionary program U برنامه فرهنگ لغات
lexicon [dictionary] U لغت نامه
lexicon [dictionary] U فرهنگ لغات
walking dictionary U فرهنگ متحرک
A dictionary tell you what words mean . U فرهنگ زبان معنی کلمات را میدهد
lexicon [dictionary] U قاموس
lexicon [dictionary] U واژه نامه
dictionary sort U ترتیب واژه نامهای
rhyming dictionary U فرهنگ قوافی
lexicon [dictionary] U کتاب لغت
data dictionary U فهرست داده ها
data dictionary U فرهنگ داده ها
data dictionary U لغت نامه داده
rhyming dictionary U بخت
titles U اسم مقام
titles U نام
titles U حق
titles U استحقاق سند
titles U صفحه عنوان کتاب عنوان نوشتن
titles U واگذارکردن عنوان دادن به
titles U لقب دادن
titles U نام نهادن
titles U عنوان
titles U سمت
titles U عناوین
titles U شهرت ها
titles U لقب ها
titles U اسم ها
titles U عنوان ها
titles U نام ها
titles U کنیه
titles U لقب
titles U اسم
titles U دارنده عنوان قهرمانی
titles U فصل
titles U مقابل
titles U نامگذاری ونام
titles U مشخصات دیسک با توجه به محتوای آن
titles U میله افقی در بالای یک پنجره که نام آن برنامه یا پنجره را بیان میکند
titles U عیار عوض
titles U نام شناسایی فایل یا برنامه یا دیسک
titles U باب
titles U حق یاادعا
titles U درجه
under various titles U به عناوین گوناگون
titles U سند
titles U مستند مالکیت
titles U استحقاق
external symbol dictionary U فهرست علائم خارجی فرهنگ لغات نمادهای خارجی
eeglish persian dictionary U فرهنگ انگلیسی به فارسی
data directory dictionary U فهرست لغت نامه داده ها
This dictionary has many examples of how idioms are used . U این فرهنگ مثالهای زیادی از کاربرد اصطلاحات دارد
This dictionary is published(printed) in three volumes. U این فرهنگ زبان درسه جلد منتشر گردیده است
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com