Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
diagnostic test
U
ازمون تشخیصی
diagnostic test
U
تست تشخیص
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
monroe diagnostic reading test
U
ازمون تشخیص خواندن مونرو
Other Matches
diagnostic
U
نرم افزاری که کمک به یافتن خطاهای سیستم کامپیوتری میکند
diagnostic
U
دستور شرح نوع
diagnostic
U
محل و دلایل خطا نرم افزاری یا مشکل سخت افزاری
diagnostic
U
تشخیص
diagnostic
U
قطعهای که حاوی مدارهایی برای بررسی سایر مدارها یا قط عات است
diagnostic
U
وسیله سخت افزاری یانرم افزاری که کمک به یافتن خطاها میکند
diagnostic
U
تابعی در برنامه برای کمک به یافتن خطاها در سیستم کامپیوتری
diagnostic
U
روش محل یابی خطاها درنرم افزاز یا سخت افزار با بررسی مدارها یا برنامه ها
diagnostic value
U
ارزش تشخیصی
diagnostic
U
برشناختی
diagnostic
U
کامپیوتری که مجموعهای برنامههای تشخیص را اجرا کند.
diagnostic
U
وابسته به تشخیص ناخوشی
diagnostic
U
تشخیصی
diagnostic check
U
مقابله تشخیصی
diagnostic interview
U
مصاحبه تشخیصی
diagnostic massage
U
پیام تشخیصی
diagnostic routine
U
روال تشخیص
diagnostic routine
U
برنامه تشخیص عیب
diagnostic routine
U
روال تشخیصی
diagnostic routine
U
روش تشخیص معایب در اثرازمایش
diagnostic program
U
برنامه عیب شناسی
diagnostic program
U
برنامه تشخیصی
test value
U
نمره ازمون
self test
U
خودازمایی
self test
U
ازمایش خودکار
u test
U
ازمون یو
f test
U
ازمون اف
t test
U
ازمون تی
x o test
U
ازمون ضربدر و دایره
z test
U
ازمون " زی "
test
U
آزمون
test course
U
مسافت ازمایش
test
U
آزمایش
to do a test
U
امتحان کتبی نوشتن
test
U
ازمایش کردن امتحان
test
U
شهادت گواهی بازرسی کردن
test
U
امتحان محک
test
U
امتحان
test
U
تست
test
U
امتحان کردن
test
U
محک
test
U
معیار
test
U
محک زدن
test
U
ازمودن کردن
test
U
اجرای برنامه با داده آزمایش برای اطمینان از صحت کار نرم افزار
test
U
بررسی اینکه اطلاعات عددی , عددی هستند
test
U
قطعه مخصوص که نرم افزار با سخت افزار را آزمایش میکند
test
U
محیط ی برای آزمایش برنامه ها
test
U
امتحان
test
U
اجرای آزمایش یک وسیله یا برنامه برای اطمینان از صحت کار آن
test
U
عمل اجرا شده روی وسیله یا برنامه برای بررسی صحت کار آن , و غیر این صورت , یافتن قط عات یا دستوراتی که کار نمیکنند
test
U
داده با نتایج از پیش تعیین شده که امکان آزمایش برنامه جدید را فراهم میکند
test
U
آزمایش شبکه ارتباطی با ارسال حجم زیاد داده و پیام روی آن
test
U
تست کردن ازمایش
test
U
اختیار
test
U
تست
test
U
معاینه کردن
test
U
ازمایش کردن
sign test
U
ازمون علامتها
sampling test
U
ازمون نمونهای
similarities test
U
ازمون شباهتها
slump test
U
ازمایش فرو نشستن
smoke test
U
بررسی تصادفی برای اینکه ماشین باید در صورتی که هنگام روشن کردن دود ایجاد نشود کار کند
sorting test
U
ازمون دسته بندی
rorschach test
U
ازمون رورشاخ
shearing test
U
ازمون برشی
shear test
U
ازمایش برشی
spinning test
U
تست ویژگیهای چرخش هواپیما
saliva test
U
ازمایش بزاق دهان اسب
shop test
U
ازمایش کارگاهی
self administering test
U
خودازما
sedimentation test
U
ازمایش تهنشینی
spiral test
U
ازمون مارپیچ
test announcement
U
اعلام نتیجه ازمایش
tensile test
U
ازمایش کشش
tensile test
U
ازمون کششی
tensile test
U
ازمایش کششی
tapping test
U
ازمون ضربه زدن
service test
U
ازمایش از وضعیت تجهیزات و وسایل پشتیبانی ازمایش امادگی رزمی وسایل
szondi test
U
ازمون زوندی
system test
U
ازمون سیستم
substitution test
U
ازمون جانشین سازی
subjective test
U
ازمون غیرعینی
stripping test
U
ازمایش زدودگی
stripping test
U
ازمایش زدودن
stilling test
U
ازمون استیلینگ
static test
U
ازمایش در وضعیت ثابت یا به حالت ثابت
standardized test
U
ازمون میزان شده
spot test
U
ازمایش فوری
test age
U
سن ازمونی
road test
U
ازمایش امادگی وسائط نقلیه برات مسافرت
joming test
U
ازمایش تعیین سختی فلزات
matching test
U
ازمون همتایابی
matching test
U
ازمون جور کردن
mental test
U
ازمون روانی
psychological test
U
ازمون روانی
mosaic test
U
ازمون موزائیکها
myokinetic test
U
ازمون جنبش عضلانی
non destructive test
U
ازمایش بدون خرابی
nonlanguage test
U
ازمون غیر کلامی
nonverbal test
U
ازمون غیرکلامی
objective test
U
ازمون عینی
marginal test
U
ازمون مرزی
mantoux test
U
ازمایش درجه حساسیت شخص نسبت به میکرب سل
manikin test
U
ازمون ادمک سازی
life test
U
ازمون حیات
literacy test
U
ازمون سواد
load test
U
ازمایش با بار خارجی
load test
U
ازمون بار گذاری
load test
U
ازمایش بار
loop test
U
ازمایش با حلقه وارلی
low test
U
دارای خاصیت فراری
low test
U
اندک
lucas test
U
ازمایش لوکاس
reasoning test
U
ازمون استدلال
occupational test
U
ازمون شغلی
omnibus test
U
ازمون مختلط
one sided test
U
ازمون یکسویه
put to test
U
ازمودن
put to test
U
امتحان کردن
random test
U
ازمایش نامنظم
random test
U
ازمایش پیشامدی
rattler test
U
ازمایش تورق
rattler test
U
ازمایش تردی
recall test
U
ازمون یاداوری
recognition test
U
ازمون بازشناسی
repeated test
U
ازمون دوباره
puncture test
U
ازمایش قدرت نارسانایی
proverbs test
U
ازمون ضرب المثلها
preliminary test
U
ازمایش مقدماتی
one tailed test
U
ازمون یک دامنه
opposites test
U
ازمون کلمات متضاد
oral test
U
ازمون شفاهی
ordering test
U
ازمون رده بندی
oseretsky test
U
ازمون اوزرتسکی
performance test
U
ازمون عملکردی
performance test
U
ازمون عملی
personality test
U
ازمون شخصیت
post test
U
پس ازمون
power test
U
ازمون قدرت
rivet test
U
ازمایش تعیین مقاومت فلزات جهت ساختن میخ پرچ
test announcement
U
نتیجه ازمایش
test run
U
رانش ازمایشی
to put to the test
U
محک زدن
tollen's test
U
ازمون تولن
torsion test
U
ازمایش پیچش
test battery
U
مجموعه ازمون
triaxial test
U
ازمون سه اسهای
triaxial test
U
ازمایش سه بعدی
troop test
U
ازمایش یکانها از کلیه نظرات تاکتیکی و تجهیزاتی
Turing test
U
بررسی هوشمند بودن کامپیوتر
turing's test
U
ازمایش تورینگ
two tailed test
U
ازمون دو دامنه
to put to the test
U
ازمودن
test wise
U
ازمون اشنا
test validity
U
اعتبار ازمون
test scaling
U
مقیاس بندی ازمون
test score
U
نمره ازمون
test series
U
سری ازمایش
test set
U
دستگاه ازمایش
test sophistication
U
کارکشتگی در ازمونها
test specimen
U
نمونه ازمایشی
test specimen
U
نمونه ازمایش
test specimen
U
نمونه ی ازمایش
test town
U
شهر مورد ازمایش
test town
U
شهرمورد نمونه گیری
two tailes test
U
ازمون دو دامنهای
verbal test
U
ازمون کلامی
vigotsky test
U
ازمون ویگوتسکی
test-lamp
U
لامپآزمایشی
breath test
U
آزمایشمصرفالکلازطریقتنفس
pregnancy test
U
آزمایشبارداری
blood test
U
آزمایش خون
to stand the test
U
برای مدت زیاد دوام آوردن
means test
U
سنجش استطاعت مالی
litmus test
U
آزمون نهادنما
litmus test
U
آزمون نمایانگر
vision test
U
ازمون بینایی
vocabulary test
U
ازمون واژگان
walsh test
U
ازمون والش
wassermann test
U
ازمون واسرمان
watch test
U
ازمون ساعت
weathring test
U
ازمایش فرسایش
whisper test
U
ازمون نجوا
wilcoxon test
U
ازمون ویلکاکسن
world test
U
ازمون جهان
litmus test
U
آزمون تورنسل
test bar
U
میله ازمایش
test element
U
وسیله ازمایش
test element
U
دستگاه ازمایش کننده عنصر ازمایش مدار
test element
U
حروف و اعداد ازمایش مدار
test equipment
U
وسایل ازمایش
test equipment
U
دستگاه ازمایش لامپ
test examiner
U
مسئول ازمایشات مهارت تخصصی و کارایی شغلی
test file
U
پرونده ازماینده
test hole
U
چاه ازمایش
test hole
U
چاه گمانه
test item
U
ماده ازمون
test economy
U
اقتصاد ازمون
test driver
U
برنامهای که اجرای برنامه دیگر را در مقابل مجموعهای از دادههای ازمایشی هدایت کند
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com