Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 167 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
depleted cover
U
پوشش کاهسته
depleted cover
U
پوشش کاسته شده
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
depleted
U
خالی کردن
depleted
U
تهی شدن معدن
depleted
U
تقلیل درامد ملی
depleted
U
به ته رسانیدن
depleted
U
تهی کردن
depleted uranium
U
اورانیوم تهی شده
He has read the book from cover to cover .
U
کتاب رااز اول تا آخر خوانده است
hydrogen depleted structure
U
ساختار هیدروژن زدوده
cover-up
U
در لاک دفاعی فرورفتن
cover up
U
در لاک دفاعی فرورفتن
cover all
U
رولباسی
cover
U
پوشاندن
cover off
U
پشت سر هم قرار گرفتن پشت به گردن
cover
U
تامین
cover all
U
بارانی یا روپوش
cover
U
مخفی گاه
[جامعه شناسی]
cover
U
پوشش مخفی
[جامعه شناسی]
under cover
<idiom>
U
پنهان شدن
cover up
<idiom>
U
پنهان کاربدواشتباه
under cover
U
سربسته درپاکت
to cover up
U
پوشاندن
to cover up
U
پیچیدن
to cover in
U
پوشاندن
to cover in
U
پرکردن
take cover
U
پشت جان پناه قرار گرفتن
take cover
U
حفاظ گرفتن
take cover
U
جان پناه گرفتن
from cover to cover
U
ازاغازتا انجام کتاب
cover
U
جلد سرپوش
cover
U
روکش کردن پوشانیدن پوشش
cover
U
دریچه نگهبان مخابراتی پست بگوش
cover
U
مخفی در بر گرفتن
cover
U
تامین زیان و خسارات بیمه
cover
U
پاکت
cover
U
اختفاء
cover
U
حایل شدن
cover
U
جان پناه خفاگاه پوشاندن
cover
U
حفاظ
cover
U
انجام دادن
cover
U
حاوی بودن درپوش
cover
U
نگهبان بگوش
cover
U
سرپوش
cover
U
رویه لفاف
cover
U
روپوش
cover
U
جلد
cover
U
پوشش
cover
U
بازی دفاعی
cover
U
اماده شدن برای دریافت توپ
cover
U
بسته بندی
cover
U
طی کردن
cover
U
اماده برای برگرداندن توپ
cover
U
امادگی
cover
U
پنهان کردن
cover
U
جلد کردن
cover
U
مانورکردن بطوریکه قایق عقبی جلو نیفتد محافظت از بدن باشمشیر
cover
U
بوته زار پناهگاه شکار
cover
U
تامین کردن
cover
U
سقف زدن
cover
U
سطح برف
to cover one's nakedness
U
ستر عورت کردن
to cover much ground
U
رسابودن
to cover much ground
U
جامع بودن
protective cover
U
روپوش حفاظ
protective cover
U
روکش محافظ
radiator cover
U
روکش رادیاتور
protective cover
U
پوشش حفافتی
protective cover
U
جان پناه دفاعی
saddle cover
U
زین پیچ
saddle cover
U
غاشیه
sight cover
U
روپوش دستگاه نشانه روی روپوش زاویه یاب
piston cover
U
پوشش پیستون
piston cover
U
کف پیستون
saddle cover
U
زین پوش
to cover much ground
U
وسیع بودن
pan cover
U
پوششکنه
pillow cover
U
ستونمخروطی
seat cover
U
پوششصندلی
sliding cover
U
پوششمتحرک
speaker cover
U
پوششصدا
duvet cover
U
روپوشقابلشستشو
loose cover
U
روکش
valve cover
U
روپوشسرپاپ
cover one's tracks
<idiom>
U
پنهان کردن یا نگفتن اینکه شخصی کجا بوده (پنهان کاری کردن)
bed cover
U
روتختی
divan cover
U
[قالیچه رومبلی که معمولا دو تکه قرینه بوده و در یک طرف بدون ریشه می باشد تا در کنار هم بصورت یک قطعه به نظر آید.]
horse cover
U
قالیچه زیر زین اسب
mattress cover
U
گردنبندبلندمهمانی
lever cover
U
پوششدربازکن
toilet cover
U
رو میزی برای میز ارایش
under cover of letter no
U
ضمن نامه شماره
cover girl
U
زن جوانی که عکسش روی جلد مجلات چاپ میشود
cover girl
U
ستارهی روی جلد
cover girls
U
زن جوانی که عکسش روی جلد مجلات چاپ میشود
cover girls
U
ستارهی روی جلد
first-day cover
U
پاکت یا کارت پستال که در روز اول فروش تمبر جدید ارسال شده و تاریخ آن روز را روی تمبر مهر زدهاند
battery cover
U
پوششباطری
filter cover
U
پوششفیلتر
glass cover
U
پوشششیشهای
head cover
U
محافظسر
saddle cover
U
رو زینی
[اینگونه بافته ها بصورت قالیچه یا پتو در قدیم بیشتر رواج داشت و اکنون نیز در بعضی عشایر جهت استفاده شخصی بافته شده و برای تزئین روی اسب و پوشش زین بکار می رود.]
break cover
U
خروج روباه یا خرگوش ازپناهگاه
air cover
U
پوشش هوایی
cover an angle
U
زاویهای را بستن
cover and concealment
U
پوشش و اختفاء
cover drive
U
ضربه در سمت نیمه معینی اززمین
cover note
U
بیمه نامه موقت
cover note
U
گواهی بیمه نامه
cover note
U
گواهی پوشش بیمه
cover plate
U
صفحه سرپوش
cover plate
U
پشت بندصفحه بست
cover point
U
عضو دفاع نزدیک
cover point
U
محل بازیگر در نقطه معینی دور از توپزن
corset cover
U
لباس زیر زنانه که روی کرست پوشیده میشود زیرپوش
contingency cover
U
بیمه حمل احتیاطی
cell cover
U
درپوش باتری
binding cover
U
پوشش تعهد شده
cloud cover
U
غلظت ابر اتمی
batterty cover
U
سرپوش باتری
cloud cover
U
سطح ابر زیرپوشش اتمی
column cover
U
پوشش ستون
communication cover
U
پوشش مخابراتی
basic cover
U
عکسبرداری اولیه هوایی
comparative cover
U
پوشش نسبی
comparative cover
U
پوشش گاه بگاه منطقه یاوسایل پوشش نسبی منطقه
base cover
U
عکس برداری اولیه
cover search
U
جستجوی بهترین منطقه پوشش عکاسی هوایی
concrete cover
U
پوشش بتنی روی فولاد
cover shame
U
عذر
cover-ups
U
در لاک دفاعی فرورفتن
cover charges
U
مبلغی که اغذیه فروشی ویاکلوب شبانه علاوه بر پول غذاومشروب از مشتریان دریافت میدارد
hub cover
U
قالپاق چرخ
ice cover
U
یخپوش
insurance cover
U
پوشش بیمه
magneto cover
U
سرپوش مگنت
open cover
U
بیمه نامه باز
open cover
U
بیمه نامهای که جهت حمل محمولههای متعدد تهیه میشود
overhead cover
U
حفاظ بالای سر
overhead cover
U
پوشش بالای سر روپوش بالای سر
cover charge
U
مبلغی که اغذیه فروشی ویاکلوب شبانه علاوه بر پول غذاومشروب از مشتریان دریافت میدارد
hatch cover
U
درپوش دوردریچه
hatch cover
U
درب دهلیز
fighter cover
U
پوشش هواپیماهای جنگنده
cover shame
U
بهانه
dish cover
U
سرپوش
dust cover
U
سرپوش غبارگیر
extra cover
U
بازیگر بل گیر
extra cover
U
پوشش اضافی برای بل گرفتن
fighter cover
U
پوشش با هواپیماهای شکاری
fire cover
U
پوشش اتش
to have private insurance
[cover]
U
بیمه خصوصی داشتن
can not judge a book by its cover
<idiom>
U
[چیزی را نمی شود صرفا از روی قیافه قضاوت کرد]
to have compulsory insurance
[cover]
U
اجباری
[الزامی]
بیمه بودن
perforated cover plates
U
صفحات سوراخدار
his hat cover his fanily
U
خودش است و کلاهش
his hat cover his fanily
U
هیچکس را ندارد
excess loss cover
U
بیمه مجدد ان قسمت از زیان که بیش از مقدار بیمه شده قبلی است
perforated cover plates
U
صفحات مشبک
cut and cover shelter
U
سنگر انفرادی سر پوشیده سنگری که با کندن زمین وتهیه سرپناه تهیه میشود
cheque book cover
U
پوششدفترچهچک
country cover diagram
U
دیاگرام نشان دهنده اجرای عکاسی هوایی در هر کشور دیاگرام پوشش عکاسی هوایی در سطح کشور
under cover of frind ship
U
بعنوان دوستی
excess cover treaty
U
قرارداد پوشش بیمهای ضایعات بیشتر
They escaped under cover of darkness.
U
درتاریکی شب فرار کردند
To cover up a fult ( defect , shortcoming ) .
U
عیب پوشی کردن
To cover (traverse)long distances.
U
مسافت زیادی راطی کردن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com