Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 154 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
degree of protection
U
میزان حفافت
degree of protection
U
میزان تامین درجه حفافت
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
in a less degree
U
کمتر
degree
U
رتبه
degree
U
درجه
degree
U
زینه
third degree
U
رتبه سوم
third degree
U
درجه سوم
p in the second degree
U
شریک جرم
degree
U
دیپلم یا درجه تحصیل
degree
U
رتبه بندی کردن
degree
U
اندازه
degree
U
پایه
(the) third degree
<idiom>
U
بتفصیل پرسیدن
first-degree
U
درجهیک
degree
U
درجه
[یکای زاویه]
[ریاضی]
to p to the degree of m.a
U
نائل شدن به درجه A.
to a degree
U
تادرجه زیادی
degree of difficulty
U
درجه بندی حرکات مشکل شیرجه
degree of crystalinity
U
درجه بلورینگی
degree of risk
U
شدت خطر شدت قبول خطر
degree of saturation
U
درجه اشباع
degree of shrinkage
U
ضریب جمع شدگی
degree opulence
U
درجه توانگری
degree of risk
U
میزان خطر
centigrade degree
U
زینه صدبخشی
centigrade degree
U
درجه صدبخشی
electrical degree
U
درجه الکتریکی
baume degree
U
درجه بومه
first degree of readiness
U
station action
degree of precision
U
درجه دقت
degree of polymerization
U
درجه بسپارش
degree of relationship
U
درجه خویشاوندی
degree of dissociation
U
درجه تفکیک
degree of freedom
U
درجه ازادی
degree of centralization
U
درجه تمرکز
degree of curve
U
درجه انحناء
degree gradution
U
تقسیم بندی درجهای
degree gradution
U
مقیاس درجهای
degree of advancement
U
درجه پیشرفت
degree of compaction
U
درجه تراکم
kelvin degree
U
درجه کلوین
degree of shrinkage
U
ضریب افت
third degree of readiness
U
امادگی درجه سه
third degree of readiness
U
محل پدافندstations defense : syn
bachelor's degree
U
مدرک لیسانس
to the nth degree
<idiom>
U
بالاترین وجه ممکن
conferred a degree
U
درجه دانشگاهی اعطا کردن
degree of arc
U
درجه
[یکای زاویه]
[ریاضی]
arc degree
U
درجه
[یکای زاویه]
[ریاضی]
second degree of readiness
U
وضعیت زرد relaxed actionstation : syn
second degree of readiness
U
امادگی درجه دو
poll degree
U
درجهای که از دانشگاه بگیرندولی با امتیازویژهای توام نباشد
second degree burn
U
سوختگی درجه دوم
magnetic degree
U
زاویه مغناطیسی
oxidation degree
U
درجه اکسایش
principal in the first degree
U
مجرم اصلی
average degree of polymerization
U
درجه متوسط بسپارش
fourth degree of readiness
U
امادگی درجه چهار
fourth degree of readiness
U
محل دریانوردی station cruising: syn
critical degree of polymerization
U
درجه بحرانی بسپارش
thirty degree cut
U
برش 03 درجه
advancement degree of reaction
U
درجه پیشرفت واکنش
under protection
U
تحت الحمایه
protection
U
کپی اضافی از فیلم یا نوار اصلی
over protection
U
تقویت
self protection
U
برقراری تامین از خود
self protection
U
حفافت از خود
self protection
U
صیانت نفس حفافت از خود
self protection
U
دفاع از نفس
protection
U
عملی که مانع کپی گرفتن از دادههای محرمانه افراد بدون اجازه میشود.
protection
U
پشتیبانی
protection
U
تیمارداری
protection
U
عمل حفافت
protection
U
سد کردن راه حریف نسبت به مهاجمی که در شرف پاس دادن است
protection
U
خط امان
protection
U
مانع کپی گرفتن شدن
protection
U
سیگنال بررسی اینکه آیا بخشی از حافظه توسط برنامه قابل دستیابی است یا خیر
protection
U
اطمینان از اینکه داده توسط کاربر نامجاز کپی نشده است
protection
U
تامین نامه
protection
U
نیکداشت
protection
U
حفظ
protection
U
حراست حمایت
protection
U
محافظت
protection
U
حفافت
protection
U
حمایت
protection
U
نگهداری
number average degree of polymerization
U
میانگین عددی درجه بسپارش
weight average degree of polymerization
U
میانگین وزنی درجه بسپارش
hand protection
U
محافظدستی
protection ring
U
حلقه حفافت
protection level
U
سطح حفافت
toe protection
U
پاشنه بندی
rust protection
U
حفافت در برابر زنگ زدگی
software protection
U
حفافت نرم افزاری
feet protection
U
محافظپا
Under the protection of the law.
U
درپناه قانون
ear protection
U
محافظگوش
x ray protection
U
حفافت رونتگن
environmental protection
U
حفاظت محیط زیست
eye protection
U
محافظچشم
storage protection
U
حفافت حافظه
head protection
U
محافظسر
storage protection
U
حفافت انباره
data protection
U
حفافت داده ها
file protection
U
حفافت فایل
cathode protection
U
حفافت کاتدی
block protection
U
حفافت بلوک
flood protection
U
حفافت در مقابل طغیان
impedance protection
U
حفافت امپدانس
bank protection
U
ساحلبانی
insulation protection
U
حفافت عایق بندی
file protection
U
حفافت پرونده
environmetal protection
U
حمایت محیط زیستی
cell protection
U
حفافت سل
copy protection
U
حفافت دربرابر کپی
copy protection
U
جلوگیری از اعمال کپی
consumer protection
U
حمایت از مصرف کننده
collective protection
U
حفافت جمعی
collective protection
U
حفافت گروهی
copy protection
U
محافظت از کپی
distance protection
U
وسیله حفافت فاصله
bank protection
U
ساحل داری
lightning protection
U
با خاموش کننده مغناطیسی
armor protection
U
حفافت زرهی
thermal protection
U
محافظت حرارتی
password protection
U
حفافت به کمک کلمه رمز
anticorrosive protection
U
حفافت در برابر خوردگی
anodic protection
U
حفافت اندی
overvoltage protection
U
حفافت فشار زیاد
protection from sin
U
عصمت
over voltage protection
U
وسیلهای که باعث میشود منبع تغذیه حد مط لوب را داشته باشد
protection hood
U
کلاهک یا روپوش محافظ
protection key
کلید حفافت
armor protection
U
حفافت درمقابل ادوات زرهی پوشش زرهی
bank protection
U
حفافت ساحل رودخانه درمقابل تخریبهای ناشی ازجریان
memory protection
U
حفافت حافظه
overload protection
U
حفافت بار زیاد
memory protection
U
پشتیبانی ازحافظه
protection and indemnity club
U
باشگاه حفظ منافع و جبران خسارت
The Physics of Radiation Protection
U
فیزیک بهداشت
The Physics of Radiation Protection
U
فیزیک محافظت از پرتو
rust protection paint
U
رنگ ضد زنگ
power system protection
U
حفافت سیستم قدرت
line differential protection
U
حفافت دیفرانسیلی خط
indirect bank protection
U
کناره بندی غیر مستقیم
anti skid protection
U
حفافت از لغزش
frost protection preparation
U
ضدیخ
overflow protection switch
U
کلیدحافظآبهایاضافی
respiratory system protection
U
حافظدستگاهتنفسی
high tension protection
U
حفافت فشار قوی
positional protection device
U
دستگاه حفافت درگاه
The Physics of Radiation Protection
U
بهداشت پرتوی
Protection money. Racket money.
U
باج سبیل
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com