Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 118 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
decision maker
U
تصمیم گیرنده
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
the maker
U
افریدگار
the maker
U
افریننده
the maker
U
خالق
maker
U
سازنده
maker
U
خالق
decision
U
نمایش گرافیکی جدولی تصمیم گیری که مسیرها و اعمال مناسب در شراطی مختلف را نشان میدهد
decision
U
جدولی که رابط ه بین متغیرهای مشخص و اعمالی که در شرایط مختلف رخ میدهند نشان میدهد
decision
U
دستوربرنامه نویسی شرطی که کنترل را با به همراه داشتن آدرس دستور بعدی که در صورت شرایط ی اجرا میشود مستقیماگ انجام میدهد
decision
U
علامت گرافیکی در یک فلوچارت برای بیان تصمیم گیری و یک شاخه یا مسیر یا عملی با استفاده از نتیجه انتخاب میشود
decision
U
مجموعه برنامه هایی که به مدیر کمک میکند با استفاده از تصمیمات
decision
U
اطلاعات یا پایگاه داده قبلی تصمیم گیری کند
take a decision
U
اتخاذ تصمیم کردن
decision
U
تصمیم گیری برای انجام کاری
decision
U
مدار منط قی که روی داده دودویی کار میکند و خروجی طبق عمل خواهد بود
decision
U
رای
decision
U
قرار
to come to a decision
U
تصمیم گرفتن
to come to a decision
U
رای دادن
[قانون]
decision
U
عزم
decision
U
تصمیم
decision
U
حکم دادگاه داوری
decision
U
نتیجه
decision
U
برنده کشتی با امتیاز
decision
U
برنده با امتیاز
map maker
U
نقشه ساز
map maker
U
نقشه کش
match maker
U
ترتیب دهنده مسابقه
money maker
U
پول گرد کردن
pace maker
U
راهنما
pace maker
U
پیشقدم
mantua maker
U
خیاط زنانه
mantua maker
U
زنانه دوز
vontact maker
U
کنتاکتور
hay maker
U
دستگاه علف خشک کنی
hay maker
U
علف دروکن علف چین
hay maker
U
علف خشک کن
shirt maker
U
پیراهن دوز
die maker
U
فرم ساز
die maker
U
حدیده ساز
page maker
U
برنامه قوی کاربردی و نشررومیزی
pattern maker
U
قالب ساز
tool maker
U
ابزار مند
tool maker
U
ابزار ساز
label maker
U
اتیکتساز
pasta maker
U
خمیردرستکن
tea maker
U
چای دم کن
stucco maker
U
گچبر
soap maker
U
صابون پز
shot maker
U
فشنگ ساز
shoe maker
U
کفشدوز
taste maker
U
سلیقه افرین
rope maker
U
شالنگی
rope maker
U
طناب ساز
road maker
U
کارگر راه
policy maker
U
سیاست ساز و سیاست افرین تعیین کننده خط مشی سیاسی
pattern maker
U
طرح ساز
wine maker
U
شراب ریز
boiler maker
U
متصدی دیگ بخار
mischief-maker
U
دو بهم زن
watch maker
U
ساعت ساز
bead maker
U
مهره ساز
clock maker
U
ساعت ساز
boiler maker
U
سازنده دیگ بخار
candle maker
U
شماع
box maker
U
جعبه ساز
brick maker
U
اجرپز
mischief maker
U
دو بهم زن
cabinet maker
U
مبل ساز
box maker
U
صندوق ساز
cabinet maker
U
قفسه ساز
cabinet maker
U
فرنگی ساز
cabinet-maker
U
مبل ساز
cabinet-maker
U
قفسه ساز
cabinet-maker
U
فرنگی ساز
candle maker
U
شمع ساز
decision box
U
جعبه تصمیم
decision altitude
U
ارتفاع نهایی مسیرفرودهواپیمای بی خلبان حداکثرارتفاع در مسیر فرود
decision criteria
U
ضوابط تصمیم گیری
split decision
U
رای اکثریت داوران
decision making
U
تصمیم گیری
to plead against a decision
U
نسبت به تصمیمی اعتراض کردن
decision theory
U
تئوری تصمیم
to make a decision
U
رای دادن
[قانون]
to make a decision
U
تصمیم گرفتن
premature decision
U
تصمیم نا بهنگام یا شتاب امیز
decision height
U
حداکثر ارتفاع مسیر فرودهواپیمای بی خلبان از سطح زمین
decision structure
U
ساختار تصمیم
decision table
U
جدول تصمیم گیری
logical decision
U
تصمیم منطقی
decision tree
U
اقدامات لازم جهت تصمیم گیری
decision symbol
U
علامت تصمیم
decision table
U
جدول تصمیمی
final decision
U
رای قطعی و نهایی
decision table
U
جدول تصمیم
decision tree
U
درخت تصمیم
decision variable
U
متغیر تصمیم گیری
decision tree
U
مسیر تصمیم گیری
decision lag
U
تاخیر زمانی در تصمیم گیری
decision instruction
U
دستورالعمل تصمیم
decision theory
U
نظریه تصمیم گیری
decision model
U
الگوی تصمیم گیری
decision process
U
فرایند تصمیم
decision instruction
U
دستورالعمل تصمیمی
vacuum coffee maker
U
تخلیهقهودرستکن
maker of earthenware pipe
U
کولمال
Neapolitan coffee maker
U
قهوهسازناپلی
ice cream maker
U
بستنیساز
espresso coffee maker
U
قهوهجوش
maker of paneled ceiling
U
قاب ساز
tile maker's craft
U
کاشیگری
It was a well - timed ( timely ) decision .
U
تصمیم بموقعی بود
A one-sided(unilateral)decision.
U
تصمیم یکجانبه
decision support system
U
سیستم پشتیبانی تصمیم
make or buy decision
U
تصمیم به ساخت یاخرید
decision making unit
U
واحد تصمیم گیرنده
decision making policy
U
سیاست تصمیم گیری
automatic filter coffee maker
U
صافیقهوهجوشاتوماتیک
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com