Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 137 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
decimal to octal conversion
U
تبدیل دهدهی به هشت هشتی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
binary to octal conversion
U
تبدیل دودوئی به مبنای 8 تبدیل دودوئی به هشت هشتی
binary to decimal conversion
U
تبدیل دودوئی به دهدهی
decimal to binary conversion
U
تبدیل دهدهی به دودوئی
decimal to hexadecimal conversion
U
تبدیل دهدهی به شانزده شانزدهی
octal
U
هشت هشتی
octal notation
U
یا اعداد 0 تا 7
octal digit
U
رقم هشت هشتی
octal base
U
هشت پایهای
octal point
U
ممیز هشت هشتی
octal notation
U
نشان گذاری هشت هشتی
octal notation
U
توان هشت مربوط به محل هر رقم در عدد
octal notation
U
رقمی که در سیستم هشتایی به کار می رود
octal number
U
عدد هشت هشتی
octal numeral
U
رقم هشت هشتی
octal number system
U
سیستم عددی هشت هشتی
octal glass type tube
U
لامپ الکترونی هشت پایهای
conversion
U
قلب
conversion
U
استفاده بلاجهت و من غیر حق از مال غیر اختلاس کردن تبدیل یک بدهی به بدهی دیگربا نرخ ارز کمتر
conversion
U
پرتاب ازاد
conversion
U
تغییر مذهب
conversion
U
1-برنامهای که برنامه نوشته شده در یک کامپیوتر را به حالت مناسب برای دیگری تبدیل میکند. 2-برنامهای که فرمت داده و کد گذاری و... را برای استفاده در یک برنامه دیگر تبدیل میکند
conversion
U
لیست کدهای اصلی یا عبارات و معادل آنها به زبان یا حالت دیگر
conversion
U
تغییر از یک سیستم به سیستم دیگر
conversion
U
تغییر
conversion
U
تبدیل
conversion
U
تسعیر
conversion
U
تغییرکیش
conversion
U
نوکیشی
conversion
U
وسیلهای که داده را از یک فرمت به فرمت دیگر تبدیل میکند. مناسب برای سیستم دیگر بدون تغییر محتوای
code conversion
U
تبدیل رمز
conversion of shares
U
تبدیل سهام
conversion price
U
قیمت تبدیل
loan conversion
U
تجدید نظر در شرایط وام
conversion price
U
بهای تبدیل
conversion rate
U
نرخ تبدیل
code conversion
U
تبدیل کد
conversion of data
U
تبدیل عناصر
conversion neurosis
U
روان رنجوری تبدیلی
conversion hysteria
U
هیستری تبدیلی
conversion factor
U
ضریب تبدیل
conversion efficiency
U
بازده تبدیل
conversion cost
U
هزینه تسعیر
conversion cost
U
هزینه تبدیل
conversion angle
U
زاویه تبدیل گرای مسیر ناو
conversion angle
U
زاویه حامل مسیر ناو
conversion reaction
U
واکنش تبدیلی
conversion scale
U
مقیاس خطی
direct conversion
U
تبدیل مستقیم
double conversion
U
تبدیل دوگانه
fiel conversion
U
تبدیل پرونده
fiel conversion
U
تبدیل فایل
media conversion
U
تبدیل رسانه ها
internal conversion
U
تبدیل باطنی
file conversion
U
تبدیل فایل
internal conversion
U
تبدیل درونی
parallel conversion
U
تبدیل موازی
phased conversion
U
تبدیل مرحله بندی شده
process conversion
U
تبدیل فرایند
conversion scale
U
مقیاس تبدیل ضریب تبدیل
conversion table
U
جدول تبدیل
conversion tables
U
جدول جستجو یا مجموعهای ازنتایج ذخیره شده که به سرعت با یک فرآیند قابل دستیابی هستند و نیازی به محاسبه نتیجه نیست
conversion transconductance
U
رسانایی متقابل وارون
crash conversion
U
تبدیل یک سیستم به سیستم دیگر به وسیله به پایان بردن عملیات سیستم قدیمی به هنگام اجرا شدن سیستم جدید
data conversion
U
تبدیل داده ها
frequency conversion
U
تبدیل فرکانس
decimal
U
ریاضیات و نمایش اعداد با استفاده از سیستم دهدهی
decimal
U
دهگان
decimal
U
سه طرح درست پس از نقط ه اعشاری
decimal
U
تبدیل یک عدد دهدهی بر پایه ده به یک عدد دودویی بر پایه دو
decimal
U
اعشار
decimal
U
اعشاری
decimal
U
نقط های که نشان دهنده تقسیم بین تمام اعداد واحد و بخش کوچکتر کسری عددد دهدهی مثل ... است
decimal
U
دهدهی
decimal
U
رقم دهدهی اعشاری
decimal
U
دهگانی
decimal
U
سیستم اعدادی که از اعداد 0-9 استفاده میکند
decimal
U
تنظیم یک ستون از داده به طوری که نقاط دهدی آن به صورت عمودی قرار گرفته اند
decimal
U
کلید وارد کردن اعداد دهدهی با استفاده از پردازنده لغت که نقاط دهدهی آن به صورت عمودی قرار گرفته اند
image conversion equipment
U
دستگاه مبدل تصویر
internal conversion coefficient
U
ضریب تبدیل داخلی
file conversion utility
U
برنامه کمکی تبدیل فایل
standard conversion factor
U
ضریب تبدیل استاندارد
energy conversion efficiency
U
راندمان تبدیل انرژی
binary to hexadecimal conversion
U
تبدیل دودوئی به مبنای 61 تبدیل دودوئی به شانزده شانزدهی
decimal point
U
ممیز اعشاری
decimal point
U
ممیز
decimal points
U
ممیز اعشار
recurring decimal
U
اعشاری مکرر
[ریاضی]
terminating decimal
U
کسر اعشاری صحیح
[ریاضی]
decimal key
U
دکمهاعشار
zone decimal
U
دسته بندی ده دهی
zone decimal
U
دسته بندی اعشاری
repeating decimal
U
اعشاری مکرر
packed decimal
U
دهدهی فشرده
packed decimal
U
عدد اعشاری فشرده
packed decimal
U
اعداد بسته شده
decimal point
U
نقطه اعشار
coded decimal
U
رقم دهدهی رمزی
decimal function
U
کسردهدهی
decimal fraction
U
کسر اعشاری
decimal digit
U
رقم اعشاری
decimal digit
U
ارقام دستگاه دهدهی
decimal digit
U
رقم دهدهی
decimal coinage
U
مسکوکات دهدهی
decimal code
U
کد دهدهی
decimal balance
U
ترازوی اعشاری
decimal points
U
ممیز اعشاری
decimal points
U
نقطه اعشار
decimal function
U
کسر اعشاری
decimal notation
U
نشان گذاری دهدهی
dewey decimal
U
رده بندی دهدهی دیویی
decimal point
U
ممیز اعشار
decimal points
U
ممیز
decimal table
U
جدول تصمیمی
decimal tab
U
جدول بندی اعشاری
decimal system
U
سیستم دهدهی
decimal numeral
U
رقم دهدهی
decimal number
U
عدد دهدهی
decimal number
U
عدد اعشاری
decimal notation
U
نمادسازی دهدهی
bulk petroleum conversion kit
U
جعبه وسایل تبدیل خودروی عمومی به خودرو حمل موادسوختی
coded decimal number
U
عدد دهدهی کدگذاری شده
proper decimal fraction
U
کسر اعشاری صحیح
[ریاضی]
binary coded decimal
U
سیستم کدگذاری در کامپیوترکه در ان همه ارقام دهدهی توسط گروه 4 تائی از 0 و 1ها نمایش داده میشود اعداد اعشاری با کد دودوئی
decimal number system
U
سیستم اعداد اعشاری
assumed decimal point
U
ممیز فرضی نقطه اعشار فرضی
decimal file system
U
سیستم انبارداری اعشاری سیستم شمارش اقلام اعشاری
decimal number system
U
سیستم اعداد دهدهی
actual decimal point
U
نقطه یا ممیز اعشاری واقعی
repeating decimal number
U
عدد دهدهی تکراری
assumed decimal point
U
ممیز عاریتی
binary coded decimal
U
دهدهی به رمز دودویی
conversion loss of frequency changer cry
U
اتلاف بلور تغییر دهنده بسامد
binary coded decimal notation
U
code BCD
binary coded decimal code
U
code BCD
They have successfully managed the balancing act between retaining the rustic charm and modern conversion.
U
آنها با موفقیت توانستند تعادل بین افسون روستایی و تبدیل مدرن را ایجاد کنند.
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com