English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
data fright receipt U رسید اماری حمل
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
data freight receipt U رسید اماری حمل
fright U ترس
fright U ترس ناگهانی
fright U ترساندن
fright U رم دادن
fright U هول
fright U وحشت
fright U هراس وحشت
fright car U واگن باری
to escape with nothing more than/just a fright U از دست چیزی فقط با وحشت فرار کردن
stage fright U وحشت حاصله در اثر فهوردر صحنه نمایش
stage fright U صحنه هراسی
receipt U بزهکاران را تحویل گرفتن
receipt U دریافتی
receipt U رسید پیام دریافت شد
receipt U قبض رسید
receipt U رسیدکردن
to a receipt U رسید گرفتن
receipt U وصول کردن
receipt U اعلام وصول نمودن
receipt U دریافت رسید دادن
receipt U اعلام وصول
receipt U رسید
receipt U دریافت
acknowledgement of receipt U اعلام وصول
mate's receipt U رسید معاون ناخدا
appropriation receipt U رسید سپرده قانونی
mate's receipt U رسیدافسر ارشد کشتی
dock receipt U قبض رسید ورود کشتی برای تعمیر اعلام ورود کشتی برای تعمیر
receipt notification U خصوصیتی در بیشتر برنامههای پست الکترونیکی که یک پیام خودکار را ارسال میکند برای تایید اینکه پیام دریافت شده است
receipt statement U اعلامیه ورود
receipt statement U رسید
hand receipt U رسید دستی
i am in receipt of your letter U نامه شما واصل گردید
clean receipt U رسید بی قید و شرط
appropriation receipt U رسیدسپرده رسید اعتبار
railway receipt U رسید راه اهن
forwarder's receipt U رسید متصدی حمل و نقل
on receipt of the goods U بوصول کالا
official receipt U رسید رسمی
i am in receipt of your letter U نامه شما به من رسید
certificate of receipt U گواهی رسید
certificate of receipt U گواهی وصول
mate's receipt U رسید کاپیتان کشتی
dock receipt U رسیدی که مسئول لنگرگاه پس ازدریافت کالا صادر میکند
dock receipt U رسید لنگرگاه
mate's receipt U رسیدکاپیتان کشتی
on receipt of the goods U برسیدن کالا
to pay against receipt U در برابر رسید پرداختن درمقابل رسید دادن
warehouse receipt U رسید انبار
constructive receipt billing U ارسال صورت اقلام ارسالی روش ارسال بارنامه
blind copy receipt U در پست الکترونیکی روش ارسال پیام به چندین کاربر که برای سایرین شناخته شده نیست
air mail receipt U رسید پست هوایی
registered letter with receipt attached U نامه سفارشی دو قبضه
data U داده ها
data U مختصات
data U مفروضات
known data U عناصر معلوم
data U ارقام
data U داده
t data U دادههای ازمون
known data U عناصر تیرمعلوم
data U سوابق عناصر داده ها
data name U نام داده
data value U مقدار داده
data U اطلاعات
data U سوابق دانسته ها
data U دادههای اماری
data record U رکورد داده ها
data recorder U داده نگار
data rate U میزان داده
data rate U نرخ
data scope U یک دستگاه مخصوص نمایش که کانال ارتباطات داده راکنترل نموده و محتوای اطلاعات منتقل شده روی ان را نمایش میدهد
data pulse U ضربان داده
data protection U حفافت داده ها
data processor U پردازنده داده ها
data processor U داده پرداز
data source U منبع داده
data recorder U ضباط داده ها
data sheet U ورق داده ها صفحه داده ها
data sharing U اشتراک داده
data set name U نام مجموعه داده ها
data set U ترتیب داده
data register U ثبات داده ها
data set U مجموعه داده ها
data retrieval U بازیابی داده ها
data set U دادگان
data redundancy U حشو داده ها
data sheet U برگ داده ها
data recording U داده نگاری
data redundancy U زائد بودن داده ها
data stream U مسیل یا نهر داده
data stream U سیر داده
data statement U حکم دادهای
data recording U ضبط داده ها
data reduction U داده کاهی
data reduction U تقلیل داده ها
data reduction U تقلیل داده ها کاهش داده ها
data section U بخش داده ها
data privacy U محرمانه بودن داده ها
data item U جزئیات اطلاعات
data link U تجهیزاتی که اجازه انتقال اطلاعات به صورت یک داده رامیدهد
data link U پیوند داده
data link U اتصال داده
data logging U ضبط دادههای مربوط به حوادثی که در زمانهای متوالی اتفاق می افتند
data security U امنیت داده ها
data manipulation U دستکاری داده ها
data mask U نقاب داده ها
data medium U داده رسان
data link U راه اصلی که اطلاعات در ان بصورت دیجیتال منتقل میشوند
data link U ارتباط مبادله اطلاعات ارتباط کامپیوتری
data item U موارد ذکرشده در اطلاعات
data item U واحد داده
data item U قلم داده ها
data leakage U جابجایی غیر قانونی داده ازامکانات کامپیوتری
data level U سطح داده
data librarian U بایگان داده
data line U خط فرضی که نمایشگر حدفاصله بین دو روز عملیات میباشد
data link U پیوند دادهای
data link U محور مخابرات
data medium U رسانه داده ها
data packet U منبع ارسال سری داده در یک بسته
data management U مدیریت داده ها
data packet U نرم افزاری که حاوی یک رشته بررسی خطا میباشد
data plotter U رسام داده ها
data plotter U رسم کننده داده ها
data point U نقطه داده
data preparation U داده امایی
data preparation U امایش داده ها
data origination U سر منشاء داده ها
data origination U سرچشمه داده ها
data mile U میل دریایی
data mile U میل
data model U مدل داده
data modem U modem
data modification U اصلاح داده ها
data organization U سازمان داده ها
data origination U اساس داده
data preparation U امایش داده ها اماده سازی داده مهیاسازی داده ها
data strike U چاهک داده ها
master data U دادههای اصلی
output data U داده خروجی
qualitative data U دادههای کیفی
quantitative data U دادههای کمی
raw data U دادههای خام
raw data U دادههای اولیه
original data U داده اصلی
ordnance data U اطلاعات مربوط به جنگ افزارو مهمات
mechanized data U دادههای ماشینی
meteorological data U عناصر هواسنجی
meteorological data U اطلاعات هواسنجی
nominal data U داده اسمی
numeric data U داده عددی
objective data U دادههای عینی
objective data U دادههای واقعی
ordinal data U داده ترتیبی یا وصفی
raw data U ارقام خام
raw data U داده خام
received data U داده دریافت شده
test data U دادههای ازمایشی
tidal data U دادههای کشندی
transaction data U دادههای تراکنشی
transmitted data U دادههای مخابره شده
transmitted data U دادههای ارسال شده
data hold U ذخیرهاطلاعات
data panel U دکمهاطلاعات
hunger for data U میل شدید به داده ها
test data U دادههای ازماینده
replot data U عناصر دوباره بردن هدفها
restricted data U اطلاعات طبقه بندی شده
sample data U داده نمونه
serial data U داده سری
source data U دادههای منبع
symbolic data U داده سمبلیک
technical data U اطلاعات فنی
technical data U عوامل فنی
master data U شاه دادهها
data structure U ساخت داده ها
data transmission U مخابره داده ها
data transmission U ارسال داده
data transmission U مخابره داده
data type U نوع داده ها
data unit U واحد داده
data unit U واحدداده ها
data validation U معتبرسازی داده
data verification U بازبینی داده
data transfer U انتقال داده ها
data transducer U مبدل داده ها
data structure U ساختار داده ها
data structure U ساختمان داده ها
data structures U ساختارهای داده
data table U جدول داده ها
data tablet U یک وسیله ورودی دستی برای صفحه نمایش گرافیکی صفحه داده دهی
data termianl U پایانه دادهای
data terminal U ترمینال داده
data transceiver U دستگاه مبادله اطلاعات دستگاه گیرنده و فرستنده اطلاعات کامپیوتری
data word U کلمه داده
digital data U داده رقمی
digital data U داده دیجیتالی
input data U معطیات ورودی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com