English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
data concentration U تمرکز داده
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
concentration U غلظت
concentration U غلیظ سازی
concentration U تراکم
concentration U تمرکز اتش تمرکز غلظت مواد شیمیایی موجود در هوا بازداشتگاه اسرا
concentration U تمرکز
concentration U شدت
concentration U غلظت [شیمی]
concentration U تمرکز عده ها
concentration U اشباع
concentration of fire U تمرکز اتش
concentration gradient U شیب غلظت
concentration ratio U نرخ تمرکز
concentration ratio U نسبت تمرکز
concentration polarization U قطبش غلظتی
concentration of fire U توده کردن اتش
concentration of electron U چگالی الکترون
concentration gradient U گرادیان غلظت
concentration cell U پیل غلظتی
concentration camps U اردوگاه کار اجباری
concentration camps U بازداشتگاه زندانیان سیاسی یااسرای جنگی
concentration camp U منطقه تجمع اسرا
concentration camp U بازداشتگاه اسرا
concentration camp U اردوگاه کار اجباری
concentration camp U بازداشتگاه زندانیان سیاسی یااسرای جنگی
concentration camps U منطقه تجمع اسرا
concentration camps U بازداشتگاه
concentration area U منطقه تمرکز اتش
concentration area U منطقه تمرکز عده ها منطقه تجمع
concentration camp U بازداشتگاه
period of concentration U در یک حوزه ابریز رودخانه مدت زمانی که یک قطره اب از ابتدای حوزه تا خروج از حوزه را
critical concentration U میزان تمرکز بحرانی
ion concentration U غلظت یون
molecular concentration U غلظت مولکولی
period of concentration U زمان تمرکز
period of concentration U می پیماید
stress concentration U تمرکز تنش
concentration camps U بازداشتگاه اسرا
formal concentration U غلظت فرمال
electronic concentration U غلظت الکترون
electron concentration U غلظت الکترون
molar concentration U غلطت مولی
strategic concentration by rail U سیستم پولی فلزی
maximum allowable concentration U حداکثر غلظت مجاز
The convicts are being sent to concentration camps . U محکومین به اردوگاههای کار اجباری اعزام می شوند
concentration cell corrosion U نوعی برخورد که در ان اختلاف پتانسیل الکترودها دراثر اختلاف غلظت یونهاالکترولیت میباشد
strategic concentration by rail U نشرمسکوکات فلزی
known data U عناصر تیرمعلوم
known data U عناصر معلوم
data name U نام داده
data U مفروضات
t data U دادههای ازمون
data value U مقدار داده
data U اطلاعات
data U ارقام
data U داده ها
data U داده
data U دادههای اماری
data U سوابق عناصر داده ها
data U مختصات
data U سوابق دانسته ها
data reduction U تقلیل داده ها
data redundancy U حشو داده ها
data reduction U تقلیل داده ها کاهش داده ها
data recording U داده نگاری
data recording U ضبط داده ها
data reduction U داده کاهی
data recorder U ضباط داده ها
data privacy U محرمانه بودن داده ها
data processor U داده پرداز
data processor U پردازنده داده ها
data protection U حفافت داده ها
data pulse U ضربان داده
data rate U نرخ
data rate U میزان داده
data record U رکورد داده ها
data recorder U داده نگار
data redundancy U زائد بودن داده ها
data register U ثبات داده ها
data retrieval U بازیابی داده ها
data source U منبع داده
data statement U حکم دادهای
data stream U سیر داده
data stream U مسیل یا نهر داده
data strike U چاهک داده ها
data structure U ساخت داده ها
data structure U ساختار داده ها
data structure U ساختمان داده ها
data structures U ساختارهای داده
data sheet U ورق داده ها صفحه داده ها
data sheet U برگ داده ها
data sharing U اشتراک داده
data scope U یک دستگاه مخصوص نمایش که کانال ارتباطات داده راکنترل نموده و محتوای اطلاعات منتقل شده روی ان را نمایش میدهد
data section U بخش داده ها
data security U امنیت داده ها
data set U دادگان
data set U مجموعه داده ها
data set U ترتیب داده
data set name U نام مجموعه داده ها
data table U جدول داده ها
data item U موارد ذکرشده در اطلاعات
data processing U پبشرفت تدریجی داده ها فرایند داده ها روند داده ها
data logging U ضبط دادههای مربوط به حوادثی که در زمانهای متوالی اتفاق می افتند
data management U مدیریت داده ها
data manipulation U دستکاری داده ها
data mask U نقاب داده ها
data medium U داده رسان
data medium U رسانه داده ها
data link U پیوند داده
data link U تجهیزاتی که اجازه انتقال اطلاعات به صورت یک داده رامیدهد
data link U ارتباط مبادله اطلاعات ارتباط کامپیوتری
data item U واحد داده
data item U قلم داده ها
data leakage U جابجایی غیر قانونی داده ازامکانات کامپیوتری
data level U سطح داده
data librarian U بایگان داده
data line U خط فرضی که نمایشگر حدفاصله بین دو روز عملیات میباشد
data link U پیوند دادهای
data link U محور مخابرات
data mile U میل دریایی
data packet U نرم افزاری که حاوی یک رشته بررسی خطا میباشد
data plotter U رسام داده ها
data plotter U رسم کننده داده ها
data point U نقطه داده
data link U راه اصلی که اطلاعات در ان بصورت دیجیتال منتقل میشوند
data preparation U داده امایی
data preparation U امایش داده ها
data packet U منبع ارسال سری داده در یک بسته
data origination U سر منشاء داده ها
data origination U سرچشمه داده ها
data mile U میل
data model U مدل داده
data modem U modem
data modification U اصلاح داده ها
data organization U سازمان داده ها
data origination U اساس داده
data preparation U امایش داده ها اماده سازی داده مهیاسازی داده ها
data tablet U یک وسیله ورودی دستی برای صفحه نمایش گرافیکی صفحه داده دهی
master data U دادههای اصلی
output data U داده خروجی
data link U اتصال داده
qualitative data U دادههای کیفی
quantitative data U دادههای کمی
raw data U دادههای خام
raw data U دادههای اولیه
original data U داده اصلی
ordnance data U اطلاعات مربوط به جنگ افزارو مهمات
ordinal data U داده ترتیبی یا وصفی
mechanized data U دادههای ماشینی
meteorological data U عناصر هواسنجی
meteorological data U اطلاعات هواسنجی
nominal data U داده اسمی
numeric data U داده عددی
numeric data U دادههای عددی
objective data U دادههای عینی
objective data U دادههای واقعی
raw data U ارقام خام
raw data U داده خام
test data U دادههای ازمایشی
tidal data U دادههای کشندی
transaction data U دادههای تراکنشی
transmitted data U دادههای مخابره شده
transmitted data U دادههای ارسال شده
data hold U ذخیرهاطلاعات
data panel U دکمهاطلاعات
hunger for data U میل شدید به داده ها
test data U دادههای ازماینده
technical data U عوامل فنی
received data U داده دریافت شده
replot data U عناصر دوباره بردن هدفها
restricted data U اطلاعات طبقه بندی شده
sample data U داده نمونه
serial data U داده سری
source data U دادههای منبع
symbolic data U داده سمبلیک
technical data U اطلاعات فنی
data termianl U پایانه دادهای
data processing U تهیه و تولیداطلاعات
data verification U بازبینی داده
data word U کلمه داده
digital data U داده رقمی
digital data U داده دیجیتالی
digutal data U داده رقمی
discrete data U داده گسسته
data processing U پرورش اطلاعات
data validation U معتبرسازی داده
data unit U واحدداده ها
data unit U واحد داده
data terminal U ترمینال داده
data transceiver U دستگاه مبادله اطلاعات دستگاه گیرنده و فرستنده اطلاعات کامپیوتری
data transducer U مبدل داده ها
data transfer U انتقال داده ها
data transmission U مخابره داده ها
data transmission U ارسال داده
data transmission U مخابره داده
data type U نوع داده ها
data processing U تهیه اطلاعات
experimental data U دادههای تجربی
data processing U پردازش داده ها
data processing U داده پردازی
live data U داده موثر
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com