English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 135 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
damping of instrument U خفیدگی سنجه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
damping U تضعیف
damping U استهلاک
damping U کاستن ازنوسانات دستگاه
damping U تنظیم کار دستگاه
damping U استهلاک ارتعاش
damping U میرا شدن
damping U میرایی
damping U خفیدگی
damping U تعدیل
damping U تخفیف
damping U خفگی
critical damping U میرائی بحرانی
damping charactristics U مشخصات خفه شدن ارتعاش
damping coefficient U ضریب خفیدگی
damping coefficient U ضریب میرایی
damping coil U پیچک خفنده
internal damping U میرایی داخلی
magnetic damping U میرایی مغناطیسی
magnetic damping U میرایی جریان فوکو
electrodynamic damping U استهلاک الکترودینامیکی
vibration damping U میرایی نوسان
damping winding U سیم پیچی میراکننده
damping vane U پرهای در فلومتر سوخت برای کاهش دادن و گرفتن نوسانات حاصل از جریان متلاطم
damping power U امکان استهلاک
damping factor U نسبت دامنه هر موج به موجهای بعدی
damping factor U ضریب میرایی
damping force U نیروی میران
critical damping U میرائی اپریودیک
damping power U قدرت میرایی
critical damping U خفیدگی بحرانی
grid current damping U میرایی جریان شبکه
magnetic damping system U دستگاهتنظیممغناطیسی
d.c. instrument U دستگاه اندازه گیری جریان دائم
instrument U وسیله سند
instrument U الات اندازه گیری
instrument U الات دقیق
instrument U وسیله دوربین یا زاویه یاب
instrument U دستگاه
instrument U حربه
instrument U اسباب
instrument U ادوات
instrument U وسیله
instrument U ابزار
instrument U سند
instrument U الت
instrument U آلت دست
instrument U اپارات وسیله دستگاه اندازه گیری
instrument U مستند
negotiable instrument U اسناد بهادار
negotiable instrument U سند قابل معامله
null instrument U دستگاه صفر
percussion instrument U الات موسیقی ضربی
period of instrument U دوره سنجه
policy instrument U ابزار اجرای سیاست
levelling instrument U وسیله ترازیابی
negotiable instrument U سند قابل انتقال
table instrument U وسیله رومیزی
instrument transformer U ترانسفورماتور اندازه گیری
integrating instrument U سنجه کل
mirror instrument U دستگاه اینه دار
measuring instrument U دستگاه اندازه گیری
mathematical instrument U اسباب نگاره کشی
portable instrument U سنجه دستی
precision instrument U سنجه دقیق
instrument cluster U ابزارچندشاخه
instrument unit U واحدلوازم
instrument shelter U پناهگاهابزار
stringed instrument U ساز زهی
instrument panels U پیشخوان ابزار
instrument panels U پهنهی ابزار
instrument panels U داشبرد
what instrument can you play? U کدام ساز را ...
what instrument can you play? U چه سازی میتوانیدبزنید
transit instrument U تکبد نما
tax instrument U ابزار مالیاتی
switchboard instrument U سنجه تابلویی
surveying instrument U الات نقشه برداری
recording instrument U دستگاه ثبات
recording instrument U سنجه ثبت کننده
recording instrument U دستگاه ضبط
range of instrument U حد کار سنجه
instrument pallet U غایقتجهیزات
instrument transformer U مبدل سنجه ها
instrument flight U پرواز با کمک دستگاههای کنترل هواپیما
instrument flight U پرواز کور
instrument fkight U پرواز کور
instrument direction U سمت زاویه یاب
instrument direction U سمت اندازه گیری شده
instrument board U تابلوی وسائل اندازه گیری
instrument board U تخته فرمان
credit instrument U اسناد اعتباری
instrument autotransformer U ترانسفورماتور اندازه گیری
industrial instrument U دستگاه اندازه گیری صنعتی
drawing instrument U وسایل نقشه کشی
induction instrument U دستگاه اندازه گیری القائی
induction instrument U دستگاه القائی
drawing instrument U وسایل رسم فنی
dynamometer instrument U توان سنج برقی
electrostatic instrument U دستگاه اندازه گیری الکترواستاتیکی
final instrument U معادل act final
dashboard instrument U سنجههای داشبورد
instrument of commerce U سند تجاری
musical instrument U ساز
instrument lamp U لامپ سنجه ها
instrument of assignment U سند انتقال
instrument of assignment U سند واگذاری
instrument landing U فرود با استفاده ازدستگاههای کنترل هواپیما وبرج مراقبت
instrument landing U فرود کور
wind instrument U الات موسیقی بادی
credit instrument U ابزار اعتباری
musical instrument U الت موسیقی
direct current instrument U سنجه جریان مستقیم
alternating current instrument U سنجه جریان متناوب
direct reading instrument U دستگاه مستقیم خوانی
error of measuring instrument U خطای وسیله اندازه گیری [ریاضی]
deposit of instrument of ratification U ایداع اسناد دال بر تصویب
transferable commercial instrument U اوراق تجارتی قابل انتقال
moving magnet instrument U دستگاه اندازه گیری اهنربای گردان
insulated instrument transformer U ترانسفورماتور عایق کننده ترانسفورماتور اندازه گیری عایق شده
legal instrument of divorce U طلاقنامه
length measuring instrument U دستگاه اندازه گیری طول
instrument for electrostatic screening U دستگاه اندزه گیری با حفاظ الکترواستاتیکی
moving coil instrument U دستگاه اندازه گیری قاب گردان
moving iron instrument U دستگاه اندازه گیری اهن گردان دستگاه اندازه گیری اهن نرم گردان
instrument for electromagnetic screening U دستگاه اندازه گیری با حفاظ الکترومغناطیسی
instrument for absolute measurement U دستگاه اندازه گیری برای سنجش مقادیر مطلق
post dating an instrument U تاریخ مقدمی را در سند قیدکردن
induction type instrument U دستگاه نوع القائی
induction current instrument U دستگاه القائی
hot wire instrument U دستگاه اندازه گیری با رشته حرارتی
instrument with magnetic screening U دستگاه اندازه گیری با حفاظ مغناطیسی
musical instrument digital interface U واسط سریال که قط عات الکترونیکی را بهم وصل میکند
musical instrument digital interface U میانجی رقمی الات موسیقی
permanent magnet moving coil instrument U سنجه ارسنوال
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com