Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
cyclic check
U
مقابله چرخهای
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
cyclic redundancy check
U
بررسی افزونگی چرخهای کاراکتر بررسی و کنترل افزونگی چرخهای
Other Matches
cyclic
U
عملی که مرتب تکرار میشود
cyclic
U
پریودیک
cyclic
U
کد تشخیص خطا برای داده ارسال شده
cyclic
U
دستیابی به اطلاع ذخیره شده که فقط در یک نقط ه مشخص در حلقه اتفاق میافتد
cyclic
U
چرخش بیتها در کلمه که آخرین بیت به محل اولین بیت منتقل میشود
cyclic
U
روش تشخیص خطا که هر 8 بیت داده را بررسی میکند.
cyclic
U
کد حلقهای که مربوط به اعداد دهدهی میشود
cyclic
U
تناوبی
cyclic
U
مسلسل رگبار
cyclic
U
چرخهای
cyclic
U
دورهای
cyclic
U
دایرهای
cyclic
U
مداوم
cyclic
U
زنجیری
cyclic pitch
U
گام دورانی
cyclic permutation
U
جایگشت چرخهای
cyclic item
U
اقلام پیوسته اقلامی که خیلی مورد احتیاج هستند
cyclic impedance
U
ناگذرایی حلقهای
cyclic group
U
گروه دوری
[ریاضی]
cyclic process
U
فرایند چرخهای
cyclic rate
U
نواخت تیر در دقیقه
cyclic rate
U
تعداد تیردر دقیقه
cyclic shift
U
تغییر مکان چرخهای
cyclic reactance
U
راکتانس حلقهای
cyclic graph
U
گراف دوری
cyclic compound
U
ترکیب حلقهای
cyclic code
U
رمز چرخهای
cyclic admittance
U
گذرایی حلقهای
cyclic stress
U
تنش دورهای
quasi cyclic
U
شبه حلقهای
cyclic item
U
اقلام زنجیری
cyclic disorder
U
اختلال دورهای
cyclic stress
U
تنش تناوبی
cyclic pitch control
U
کنترل گام دورانی
check
U
محک زدن
check-up
U
کنترل کردن
check
U
عیار گرفتن
check-up
U
بازبینی
check-up
U
کنترل
check-up
U
بازبینی کردن
check
U
تجزیه کردن
to check out something
U
چیزی را بررسی یا امتحان کردن
check out
U
تصفیه حساب کردن
check off
U
تغییرروش بازی درتجمع
second check
U
بررسی دوباره
second check
U
بررسی نهایی
check up
U
معاینه کردن
check up
U
رسیدگی کامل کردن ازمایش کردن
to check up
U
درست رسیدگی یاحساب کردن
to check off
U
رسیدگی کردن ودرصورت درستی باخط نشان گذاردن
in check
<idiom>
U
غیرقابل کنترل
check
U
خطا یا توقف کوچک در فرآیند
Please check the ...
لطفا ... را کنترل کنید.
to check in
U
نام نویسی کردن
[هتل]
check out
U
بازدیدعمل و خصلت جنگ افزار
check
U
مطالعه کردن
check
U
سرزنش کردن رسیدگی کردن
check
U
بازرسی شد
check
U
وارسی
check
U
و شدن بوی شکار
check
U
کیش
check
U
کم یا متوقف کردن سرعت بدن
check
U
منع
check
U
تطبیق
check
U
مقابله
check
U
چک
check
U
امتحان کردن بازرسی
check
U
بازدید کردن رسیدگی کردن سر زدن بازداشت کردن
check
U
بازرسی کردن
check
U
مقابله کردن مقابله
check
U
بررسی
check
U
بررسی کردن
check
U
ممانعت کردن
check
U
جلوگیری کردن از
check
U
خطا در خواندن داده ناشی از خطایی در رسانه مغناطیسی
check
U
تطبیق کردن
check
U
نشان گذاردن
check
U
چک بانک
check
U
دریچه تنظیم
check
U
دستگاهی که روی تاسیسات ابی جهت تنظیم سطح اب ساخته میشود
check
U
امتحان
check
U
بررسی کردن
check
U
اطمینان از صحت چیزی
check
U
بررسی اینکه آیا چیزی به درستی کار میکند یا خیر
check in
U
نام نویسی کردن مراسم ورود
check
U
مقابله کردن بررسی
check in
U
وارد شدن
check-in
U
وارد شدن
check-in
U
نام نویسی کردن مراسم ورود
check
U
ارزیابی کردن
check
U
تحقیق کردن
check
U
او نتیجه چاپ و صورتحساب ها را بررسی کند تا ببیند آیا مشابه هم هستند یا خیر
check
U
اجرای خشک یک برنامه
check
U
محلی در برنامه که داده و وضعیتهای داده قابل ضبط ونمایش هستند
check
U
حافظه موقت برای داده دریافت شده پی از بررسی آن در برابر داده دریافت شده از طریق مسیر یا راه دیگر
check
U
مجموعه حروف مشتق شده از یک متن برای بررسی و تصحیح خطاها
check
U
سخت افزار یا نرم افزاری که نشانی میدهد متن ارسالی نادرست است و خطا ردی داده است
check
U
رقم اضافی در متن ارسالی برای نشان دادن و تصحیح خطاها
check
U
حرف اضافی در متن ارسالی که بررسی میکند آیا خطایی در متن رخ داده یا یه و مقدار آن به متن بستگی دارد
check
U
سنجیدن
check
U
چاپ گرفتند وضعیت داده و برنامه در یک نقط ه بررسی
check
U
بررسی اینکه یک پروتکل کد حرف و فرمت آن صحیح هستند
check
U
یک بیت از کلمه دودویی که برای بررسی هر بیتی به کار می رود
check
U
جعبه کوچک با یک ضربدر در آن در صورتی که عمل انتخاب شود و خالی در صورتی که عمل انتخاب نشود
check
U
نشانهای که انتخاب جعبه بررسی را نشان میدهد واغلب یک ضربدر در آن است
marginal check
U
مقابله مرزی
machine check
U
برسی ماشین
marginal check
U
برسی مرزی
modulo n check
U
مقابله به پیمانه
odd even check
U
مقابله فرد و زوج
parity check
U
مقابله توازن
parity check
U
بررسی توازن
parity check
U
مقابله کردن توازن
overflow check
U
مقابله سرریز
overflow check
U
بررسی سرریز
diagnostic check
U
مقابله تشخیصی
overflow check
U
بررسی سرریزی
odd even check
U
بررسی فرد و زوج
limit check
U
بررسی حدی
limit check
U
مقابله حدود
division check
U
ازمایش تقسیم
dump check
U
مقابله حین روبرداری
duplication check
U
مقابله از راه تکرار
duplication check
U
بررسی ای که لازمه اش یکسان بودن نتایج دو اجرای مستقل یک عملیات میباشد
dynamic check
U
مقابله پویا
echo check
U
مقابله
echo check
U
بکمک طنین
echo check
U
بررسی صحت عملیات ارسال اطلاعات که در ان اطلاعات دریافت شده به منبع اصلی برگشت داده شده و با اطلاعات اصلی مقایسه میشودمقابله به کمک طنین بررسی طنین
even parity check
U
بررسی توازن زوج
family check
U
کیش همگانی
fore check
U
جلوگیری از مدافع در منطقه دفاعش جلوی تور
frequency check
U
کنترل فرکانس
hardware check
U
مقابله سخت افزاری
hip check
U
سد کردن راه حریف با کمر وباسن
hook check
U
سد کردن راه چوب حریف ازعقب
houndstooth check
U
طرح خانه خانه مورب پارچه
indian check
U
سد کردن راه حریف با بالابردن چوب بالای سر او برای ضربه زدن به چوب او
discovered check
U
کیش برخاست
identity check
U
بازرسی شناسنامه
visual check
U
مقابله بصری
visual check
U
مقابله دیداری
validity check
U
بررسی اعتبار
validity check
U
مقابله اعتبار
twin check
U
بررسی توام
twin check
U
مقابله توام
traveler's check
U
چک مسافرتی
transfer check
U
انتقال
transfer check
U
مقابله
system check
U
بررسی سیستم
wraparound check
U
سد کردن چوب حریف گوی دارباچوب
rain check
U
بلیط مجانی یا مجدد
rain check
U
بلیط باران
identity check
U
بررسی هویت
Please check the battery.
لطفا باطری را کنترل کنید.
Please check the oil.
لطفا روغن را کنترل کنید.
Please check the water.
لطفا آب را کنترل کنید.
What time should I check in?
U
چه وقت کارت سوار شدن به من میدهید؟
rain check
<idiom>
U
بلیط مجانی برای چیزی که به علت باران کنسل شده
rain check
<idiom>
رد کردن درخواستی برای یک تاریخ معین و موکول آن به زمان دیگر
double-check
<idiom>
U
دوباره چک کردن
security check
U
چکامنیتی
check-rail
U
ریلتنظیم
rain check
U
نوید یا قول دعوت بعدی
system check
U
مقابله سیستم
synchronization check
U
کنترل همزمانی
reasonableness check
U
بررسی و کنترل معقولانه و مستدل
reasonableness check
U
بررسی معقول بودن
range check
U
بررسی محدوده
programmed check
U
بررسی برنامه ریزی شده
programmed check
U
مقابله برنامه ریزی شده
programmable check
U
مقابله برنامه ریزی شده
priority of check
U
تقدم کیش
poke check
U
فشار اوردن به گوی با چوب برای دور کردن ان از حریف
perpetual check
U
کیش دایم
pay check
U
چک حقوق
parity check
U
مقابله ایستایی
redudancy check
U
بررسی افزونگی
redundancy check
U
تستی متکی بر انتقال بیت ها وکاراکترهایی که بیش ازحداقل تعداد لازم برای بیان خود پیام هستند
redundancy check
U
بررسی افزونگی
summation check
U
بررسی تشخیص خطا با جمع کردن حروف دریافتی و مقایسه با کل آن
sum check
U
مقابله جمعی
stock check
U
کنترل موجودی
stick check
U
دور کردن گوی از گوی دار بااستفاده از چوب
spite check
U
کیش دفع الوقت
sight check
U
مقابله نظری
sight check
U
مقابله چشمی
sequence check
U
بررسی ترتیبی
sequence check
U
مقابله ترتیب
selection check
U
مقابله گزینش
sales check
U
صورت فروش
residue check
U
بررسی تشخیص خطا که در آن داده دریافتی با یک مجموعه اعداد تقسیم میشود و باقی مانده بررسی میشود با باقی مانده مورد نظر
data check
U
مقابله داده ها
check firing
U
فرمان اتش بس موقت برای بازرسی مانع اتش
certified check
U
چک گواهی شده
certified check
U
چک تضمین شده
cashier's check
U
چکی که بانک عهده خود بکشد
bulit in check
U
automaticcheck
bulit in check
U
تست تعبیه شده
built in check
U
بررسی توکار
built in check
U
مقابله توکار
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com