English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
crystal field theory U نظریه میدان بلور
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
electrostatic crystal field theory U نظریه الکتروستاتیکی میدان بلور
Other Matches
crystal field stabilization energy U انرژی پایداری میدان بلور
field theory U نظریه میدانی
field theory U تئوری میدان ها
field theory U نظریه اساسی میدان
crystal U ماشین حسابها و صفحههای نمایش دیجیتال به کار می رود
crystal U صفحه چاپ شده که از یک چراغ قوی کنترل شده توسط کریستال مایع برای تولید تصویر در طبل حساس به عکس استفاده میشود
crystal U بلور کوارتز
crystal U زلال بلوری کردن
crystal U شفاف
crystal U بلور
crystal U قطعه کوچک از کریستال کوارتز که در فرکانس خاص به لرزش در می آید که به عنوان یک سیگنال ساعت خیلی دقیق برای کامپیوتر یا سایر برنامههای کاربردی زمان بندی شده به کار می رود
crystal U کریستال مایع که در اثر اعمال ولتاژ سیاه می شوند که در ساعتهای مچی
crystal U کریستال
detecting crystal U بلور اشکارساز
crystal set U رادیوی ترانزیستوری
crystal set U اشکارساز کریستالی
crystal set U گیرنده اشکارساز
crystal structure U ساختار بلور
quartz crystal U بلور کوارتز
crystal transducer U مبدل
crystal transducer U کریستالی
crystal water U اب تبلور
crystal system U دستگاه بلور
crystal balls U انتن رادار
crystal balls U گنبد انتن رادار انتن صفحه تصویر رادار
monovalent crystal U بلور تک والانسی
crystal ball U انتن رادار
liquid crystal U کریستال مایع
pizoelectric crystal U کریستال پیزوالکتریک
crystal pickup U پیکاپ بلورین
atomic crystal U بلور اتمی
distorted crystal U بلور واپیچیده
crystal ball U گنبد انتن رادار انتن صفحه تصویر رادار
crystal rectifier U دو قطبی بلورین
quasi crystal U شبه بلور
crystal growth U رشد بلور
crystal grain U دانه بلوری
covalent crystal U بلور کووالانسی
valence crystal U بلور کووالانسی
crystal glass U بلور
crystal allotropy U چند شکلی بلور
crystal axis U محور کریستال
crystal control U تنظیم با بلور
crystal defect U نقص بلور
crystal detector U اشکارساز بلورین
crystal diode U دیود بلوری
crystal diode U دیود
crystal energy U انرژی بلور
crystal filter U صافی بلورین
crystal gazer U ساحر یا جادوگر
crystal lattice U شبکه بلورین
crystal lattice U شبکه بلوری
crystal lattice U شبکه کریستالی
cast crystal U بلور ریخته
single crystal U تک بلور
crystal rectifier U دیود
crystal pulling U بلور پردازی
crystal plane U صفحه بلور
crystal plane U سطح بلوری
rock crystal U سنگ بلور
crystal plane U سطح کریستالی
crystal pickup U پیک اپ کریستالی
colored crystal U بلور سنگین
crystal pendant U اویز
crystal oscillator U نوسان ساز کریستالی
crystal mixer U ترکیب کننده دیودی
crystal microphone U میکروفون بلوری
crystal lattice U شبکه بلور
crystal gazing U بلور بینی
molecular crystal U بلور مولکولی
filter crystal U کریستال صافی
I cant do any crystal – gazing . U علم غیب که ندارم
iceland crystal U بلور ایسلند
crystal clear U واضح-مبرهن
ionic crystal U بلور یونی
crystal lattic U شبکه کریستالی
crystal drop U اشککریستالی
host crystal U بلور میزبان
host crystal U بلور زمینه
x cut crystal U کریستالی که عمود بر محورایکس و بموازات محور سوم بریده شده است
crystal button U ریسهکریستالی
metal crystal U بلور فلز
mixed crystal U کریستال مخلوط
mixed crystal U کریستال امیخته
as clear as crystal <idiom> U مثل اشک چشم [زلال]
ideal crystal U کریستال ایده ال
noble gas crystal U بلور گازهای بی اثر
interplanar crystal spacing U فاصله بین صفحهای
liquid-crystal display U نمایشکریستالمایع
burnout of a crystal rectifier U سوختن یکسوکننده دیودی
crystal video rectifier U یکسوکننده بلورین ویدئو
inert gas crystal U بلور گازهای بی اثر
liquid crystal displays U کریستال مایع که در اثر اعمال ولتاژ سیاه میشود و در ساعتها و صفحه نمایش ماشین حسابها به کار می رود
crystal growth affinity U رشد خواهی بلور
liquid crystal display U صفحه نمایش دو جداره شیشهای با محلول کریستال مایع
liquid crystal display U کریستال مایع که در اثر اعمال ولتاژ سیاه میشود و در ساعتها و صفحه نمایش ماشین حسابها به کار می رود
hexagonal crystal system U سیستم کریستال شش گوش
crystal ball stopper U گلوله بلوری شیشه لیموناد
frequency changer crystal U بلور تغییر دهنده بسامد
liquid crystal displays U صفحه نمایش دو جداره شیشهای با محلول کریستال مایع
How was I supposed to know . After all I didnt have a crystal ball. مگر کف دستم را بو کرده بودم.
current sensitivity of a crystal rectifi U حساسیت یکسوکننده بلورین
crystal frequency changer efficiency U بازده بلور تغییر دهنده بسامد
liquid crystal display colour pigmented U صفحه نمایش با محلولهای کریستالی مایعی که رنگی به نظر میرسد
liquid crystal bar graph panel indicator U شاخص گراف- میله بااستفاده از قطعات کریستال مایع
second best theory U نظریه دومین ارجحیت . براساس این نظریه چنانچه یک یا چندشرط از شرایط لازم برای بهینه پارتو وجود نداشته باشد در این صورت رعایت شدن سایر شرایط لازم باقیمانده در ارجحیت ثانی قرار نخواهد گرفت
theory U نظریه
So much for theory! <idiom> U به اندازه کافی از تئوری صحبت شد.
in theory U د رعالم فرض
second best theory U نظریه بهترین دوم
in theory U درعلم نظری
value theory U نظریه ارزش
theory U تئوری
theory U نگره فرضیه
theory U تحقیقات نظری
theory U نگرش
theory U اصول نظری
theory of value U نظریه ارزش
theory U اصل کلی
theory U فرض علمی
theory U مباحث ریاصیاتی محض
theory U فرضیه
theory U علم نظری
theory U فرضیه علمی تعلیم
location theory U نظریه تعیین مکان
information theory U نظریه خبر
kinetic theory U نظریه جنبشی
mechanistic theory U نظریه ماشینی نگری
information theory U نظریه اطلاعات
innovation theory U نظریه نواوری
game theory U نظریه بازیها
facet theory U نظریه رویه ها
molecular theory U نظریه مولکولی
fuzzy theory U نوعی منط ق در برنامه نویسی کامپیوتری که روشهای نتیجه گیری در مغز بشر را جانشین میکند
game theory U این نظریه اغلب در تحلیل کردار انحصارچند جانبه بکار میرود واستراتژیهای مختلف را موردبررسی قرار میدهد
game theory U نظریه بازی
game theory U تئوری بازی
general theory U نظریه عمومی
graph theory U نظریه گرافها
graph theory U تئوری گراف
emission theory U فرض اینکه نورعبارت است ازیک رشته ذرات سبک که ازجسم نورانی ریزش میکند
group theory U نظریه گروهها
group theory U نظریه گروهی
hartree theory U نظریه هارتری
logic theory U نظریه منطقی
electron theory U تئوری الکترونی
location theory U نظریه تعیین محل استقرار صنعت
information theory U نظریه اگاهی
innovation theory U این نظریه اولین بار توسط جوزف شومپتر
probability theory U نظریه احتمال
neoclassical theory of value U تئوری ارزش نئوکلاسیک .براساس این نظریه ارزش یک کالا براثر تداخل عرضه وتقاضا برای کالای مورد نظربدست می اید
network theory U نظریه شبکه
duplicity theory U نظریه دو جزیی
probability theory U نظریه احتمالات
economic theory U نظریه اقتصادی
price theory U نظریه قیمت
electomagnetic theory U نظریه الکترومغناطیسی
local theory U نظریه اختصاصی
poisson theory U تئوری پویسن
plutonic theory U فرضیهای که بموجب ان خارههای پی درپی پوسته زمین دراثرگرمای درست شده اند
noncontinuity theory U نظریه ناپیوستگی
theory of law U فلسفه حقوق
perturbation theory U نظریه اختلال
leg theory U روش تهاجمی محاصره کردن توپزن در سمت محدوده او
need press theory U نظریه نیاز- فشار
innovation theory U ارائه شد . برطبق این نظریه نوسانات تجاری و توسعه اقتصادی نتیجه نواوریهایی است که کارفرمایان اینده نگربمنظور کاهش هزینه ها وافزایش سود بکار میگیرند
price theory U اقتصاد خرد
equilibrium theory U نظریه تعادل
quantum theory U تئوری کوانتوم
kinetic theory U فرضیه حرکت ذرات کوچک اجسام
electron theory U نظریه الکترونها
labor theory of value U نظریه ارزش کار
labor theory of value U براساس این نظریه قیمتهای نسبی کالاها به مقادیر نسبی کارکه در تولید ان کالاهابکاررفته بستگی دارد بخش عمدهای از اقتصاد مارکس برپایه نظریه ارزش کارقرار دارد
electron theory U نظریه الکترونی
labor theory of value U تئوری ارزش کار
learning theory U نظریه یادگیری
quantum theory U نظریه کوانتومی
decision theory U نظریه تصمیم گیری
decision theory U تئوری تصمیم
one factor theory U نظریه یک عاملی
underconsumption theory of U cycle business
theory of fault U تئوری تقصیر
theory of epigensis U فرض اینکه نطفه بوجودمیایدنه اینکه ازپیش بوده وپس ازمواقعه
set theory U نظریه مجموعه ها
theory of accumulation U نظریه انباشته
tetrachromatic theory U نظریه چهاررنگی
atomic theory U فرضیهء اتمی که تمام مواد راترکیبی از ذرات اتم میداند تئوری انفصال ماده
switching theory U تئوری سوئیچینگ
automata theory U نظریه ماشینها
underconsumption theory of U نظریه دور تجاری بر مبنای مصرف ناکافی
theory of numbers U نظریه اعداد [ریاضی]
set theory U نظریه مجموعه ها [ریاضی]
switch theory U نظریه راه گزینی
set theory U تئوری مجموعه ها
underconsumption theory U نظریه مصرف ناکافی
two factor theory U نظریه دو عاملی
trireceptor theory U نظریه سه گیرندهای
trichromatic theory U نظریه سه رنگی
transformational theory U نظریه تطور
valence theory U نظریه والانسی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com