English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
cross elasticity of demand U کشش متقاطع تقاضا
cross elasticity of demand U درصدتغییر تقاضای یک کالا نسبت به درصد تغییر قیمت کالای دیگر فرمول کشش متقاطع عبارت است از :
cross elasticity of demand U *
cross elasticity of demand U = Eab
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
elasticity of demand U کشش تقاضا
demand elasticity U درصد تغییرتقاضای یک کالا نسبت به درصد تغییر قیمت ان کالا
demand elasticity U کشش تقاضا
price elasticity of demand U کشش قیمتی تقاضا
income elasticity of demand U تغییر مقدار تقاضابرای یک کالا درنتیجه درامدمصرف- کننده . فرمول کشش درامدی تقاضا : q/I *dI / dq = E
income elasticity of demand U درامدی تقاضا
income elasticity of demand U کشش
arc elasticity of demand U /
arc elasticity of demand U = Eنسبت فوق نسبت مقدار تقاضابه قیمت کالاست
arc elasticity of demand U *
arc elasticity of demand U کشش کمانی تقاضا
arc elasticity of demand U عبارت از کشش تقاضا بین دو نقطه روی منحنی تقاضا که بوسیله فرمول زیر محاسبه میشود :
coefficient of cross elasticity U ضریب کشش متقاطع
elasticity U نوانی
elasticity U ارتجاعی
elasticity U جهمندی کشسانی
elasticity U خاصیت فنری قابلیت ارتجاع و خم شدن قابلیت انعطاف
elasticity U حساسیت
elasticity U کشش
elasticity U قابلیت ارتجاعی
elasticity U کشواری
elasticity U خاصیت فنری
elasticity U جهندگی
zero elasticity U بدون کشش
zero elasticity U کشش صفر
elasticity U برجهندگی
elasticity U قابلیت ارتجاع
elasticity U قوه ارتجاع الاستیسیته
elasticity U کشسانی
elasticity U الاستیسیته
coefficient of elasticity U ضریب کشش
coefficient of elasticity U ضریب کشسانی
unit elasticity U کشش واحد
coefficient of elasticity U ضریب حساسیت
elasticity of production U کشش تولید
modulus of elasticity U ضریب شکل
modulus of elasticity U ضریب برجهندگی
modulus of elasticity U مدول نوانی
modulus of elasticity U ضریب کشسانی
modulus of elasticity U ضریب ارتجاعی
modulus of elasticity U مدول الاستیسیته
limit of elasticity U حد کشسانی
limit of elasticity U حد ارتجاعی
elasticity of supply U کشش عرضه
elasticity of substitution U کشش جانشینی
elasticity modulus U ضریب کشسانی
elasticity coefficient U ضریب کشش
modulus of elasticity U ضریب ارتجاعی ضریب فنری ضریب جهندگی
point elasticity U کشش نقطهای
price elasticity U حساسیت قیمت
price elasticity U کشش قیمت
cross way=cross road U چهارراه
price elasticity of supply U کشش قیمتی عرضه
modulus of elasticity in shear U ضریب ارتجاعی برشی
bulk modulus of elasticity U ضریب کشسانی حجمی
elasticity of factor substitution U وقتی که قیمت نسبی عوامل تغییرمیکند .
elasticity of factor substitution U کشش جانشینی عوامل مقیاسی از درجه قابلیت جانشینی بین عوامل تولید در هر فرایند تولیدی
shear modulus of elasticity U ضریب ارتجاعی برشی
modulus of elasticity in shear U ضریب کشسانی در برش
shear modulus of elasticity U ضریب کشسانی برینشی
demand [of] U درخواست [خواست] [طلب] [تقاضا] [از]
on demand U بنا به تقاضا
demand U خواستارشدن
to be in demand U خریدارداشتن مطلوب بودن
to be in demand U طالب داشتن
on demand U عندالمطالبه
on demand U به در خواست به مجرد تقاضا
demand U نیاز
demand U نیاز احتیاج
demand U جابجایی فایل هاو داده از وسیله ذخیره سازی جانبی به یک وسیله با سرعت دستیابی بالا در صورتی که توسط پایگاه داده مورد نیاز باشد
demand U مطالبه تقاضا کردن
demand U مطالبه
demand U درخواست
demand U تقاضا کردن
demand U درخواست کردن
demand U خواست
demand U تقاضا
demand U مطالبه کردن
demand U نیاز
demand U احتیاج
demand U تقاضای خرید کالا
demand U تقاضا کردن تقاضا
demand U یچ کردن بین مدارها وقتی نیاز باشد
demand U تقاضا برای انجام چیزی
demand U تقاضا برای چیزی و توقع دریافت آن
demand U درخواست مطالبه
demand U طلب
demand U نرم افزار سیستم که صفحات را از سیستم حافظه مجازی بازیابی میکند در صورت نیاز
demand U تکنیک بار کردن بستههای پروتکل در حافظه فقط در صورتی که برای بخش خاصی نیاز باشند
demand U پردازش داده وقتی که آماده شد ونه منتظر ماندن برای آن
demand U انتقال داده مستقیم بین پردازنده و فضای ذخیره سازی
national demand U تقاضای ملی
complementary demand U تقاضای تکمیلی
complementary demand U تقاضای مکمل
factor demand U تقاضای عوامل
quantity of demand U مقدار تقاضا
offer and demand U عرضه و تقاضا
final demand U تقاضای نهائی
composite demand U تقاضای مرکب
composite demand U تقاضا برای کالا در موارد استفاده متفاوت مانند استفاده از گازوئیل درمصارف خانگی و مصارف صنعتی
payable on demand U پرداخت عندالمطالبه
peak demand U حداکثر تقاضا
To demand ones right. To get ones due. U حق کسی را خواستن ( گرفتن )
measurement of demand U تخمین تقاضا
financed demand U احتیاجاتی که تامین اعتبارشده اند نیازمندیهایی که هزینه ان پرداخت شده
maximum demand U بار حداکثر
inelastic demand U تقاضای بی کشش
inelastic demand U تقاضای غیر حساس
maximum demand U بار پیک
total demand U تقاضای کل
peak demand U بیشترین تقاضا
to meet a demand U تقاضایی را براوردن
planned demand U تقاضای برنامه ریزی شده
measurement of demand U اندازه گیری تقاضا
maximum demand U پیک بار
we demand p in our contract U ما صراحت ودقت در قراردادمی خواهیم
inelastic demand U تقاضای غیر قابل کشش تقاضا برای اجناسی که به علت گرانی بیش از حد فقط طبقه خاصی قادر به خرید ان می باشند
demand code U رمز درخواست
joint demand U تقاضای مشترک
law of demand U قانون تقاضا
law of demand U براساس قانون تقاضا مقدار تقاضای کالا باقیمت ان کالا رابطه معکوس دارد . هر چه قیمت کالا بالاتررود مقدار تقاضا برای کالاکمتر میشود
replacement demand U نیازمندیهای جایگزینی تقاضای جایگزینی پرسنل
effective demand U تقاضای موثرعبارت است از مقدار کالائی که خریداران در قیمتهای موجود مایل و قادر به خریدان هستند
market demand U تقاضای بازار
maximum demand U تقاضای بیشینه
supply and demand U عرضه و تقاضا
elastic demand U تقاضای انعطاف پذیر
demand processing U پردازش بر اساس نیاز
demand frequency U نواخت تکرار درخواستها تعداد درخواستهای رسیده
demand function U تابع تقاضا
demand management U مدیریت تقاضا
demand meter U تقاضاسنج
demand note U مطالبه نامه
demand note U سفته
demand note U چک تمسک
demand paging U در سیستم ذخیره مجازی انتقال یک صفحه از حافظه به حافظه واقعی به هنگام نیازمندی است
demand paging U صفحه بندی مورد نیاز
demand paging U صفحه بندی تقاضا
demand pattern U الگوی تقاضا
demand price U حداکثر قیمتی که خریداران کل را در بازار بخصوص جذب میکند
demand report U گزارشی که به هنگام نیازتولید میشود
demand satisfaction U تحویل درخواستها
demand satisfaction U تحویل اماد مورد نیاز
demand forecast U پیش بینی تقاضا
demand for payment U تقاضای پرداخت
demand accommodation U تنظیم تقاضای یکانها با موجودی انبار
demand accommodation U تعدیل درخواستها
demand code U شماره رمزبرگ درخواست
demand curve U منحنی تقاضا
demand deposit U سپرده بانکی که بدون چک میتوان برداشت کرد
demand deposit U سپرده دیداری
demand deposit U سپرده جاری
demand factor U ضریب تقاضا
demand factors U عوامل تقاضا
demand factors U عواملی که درتغییر تقاضا موثرند عبارتنداز : درامد
demand factors U جمعیت سلیقه قیمت کالاهای دیگر
demand factors U پیش بینی قیمت کالا در اینده توزیع درامد جامعه
demand for money U تقاضا برای پول
money demand U تقاضا برای پول
demand schedule U جدول تقاضا
derived demand U تقاضای مشتق شده
derived demand U تقاضابرای یک عامل تولید که خوداز تقاضا برای کالایی که ان عامل تولید در ان بکار میرودناشی میشود .
effective demand U تقاضای موثر
within three days of demand U در طی سه روز پس از تقاضا
elastic demand U تقاضای با کشش
elastic demand U تقاضای کشش دار
aggregate demand U تقاضای کل
elastic demand U حساس
energy demand U مطالبه انرژی
excess demand U تقاضای بیش از حد
excess demand U تقاضای زیادی مازاد تقاضا
excess demand U درخواست بیش از حد درخواست اضافی
change in demand U تغییر تقاضا
excess demand U فزونی تقاضا
information on demand U اطلاعات با تقاضا
demand surface U میزان تقاضا
demand side U طرف تقاضا
excess demand U درخواست مازاد
demand side U ستون تقاضا
demand shift U تغییر تقاضا
demand surface U سطح تقاضا
demand shift U انتقال تقاضا
demand shift U جابجائی تقاضا
to make a demand on somebody U مطالبه کردن از کسی
demand and supply market U بازار عرضه و تقاضا
demand pull inflation U تورم ناشی از فشار تقاضا
perfectly elastic demand U تقاضای کاملا با کشش
excess demand inflation U تورم ناشی از مازاد تقاضا
maximum demand meter U تقاضاسنج
maximum demand pointer U عقربه مصرف حداکثر
kinked demand curve U و اگر فروشنده قیمت کالا راکاهش دهد فروش وی بیشترنخواهد شد زیرا سایرفروشندگان قیمت خود راپائین اورده و از کاهش قیمت تبعیت میکنند .
demand oriented pricing U قیمت گذاری با توجه به شرایط تقاضا
demand oxygen system U سیستم اکسیژنی که در ان جریان اکسیژن به صورت تناوبی و همزمان با تنفس شخص باشد
marginal demand price U قیمت تقاضای نهائی
individual demand schedule U صورت کالاهایی که یک فرد در یک مدت معین حاضر به خریدانها باشد
individual demand schedule U جدول تقاضای فردی
maximum power demand U مصرف حداکثر
market demand schedule U صورت تقاضاهای خریدارجزء در بازار
law of supply and demand U قانون عرضه و تقاضا
maximum demand indicator U کنتور بار پیک
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com