English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
critical flicker frequency U بسامد شاخص در سوسو زدن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
flicker fusion frequency U بسامد در هم امیزی سوسوها
critical frequency U فرکانس متنافر با فرکانس طبیعی تیغه
critical frequency U فرکانس بحرانی
critical frequency U فرکانس مرزی
flicker U چشمک زن
flicker U ی
flicker U سوسوزدن
flicker U پرپرزدن جنبش
flicker U سوسو
flicker U تصویر گرافیک کامپیوتری که شدت آن در اثر نرخ پایین تازگی تصویر یا اختلال سیگنال تغییر میکند
flicker U در اهتزازبودن
flicker U لرزیدن
flea flicker U پاس اشفته برای گیج کردن حریف
flicker free U ی ندارد
critical value U ارزش بحرانی
critical U شاخص
self critical U انتقاد کننده از خود
critical U حیاتی بحرانی
critical U مهم
critical U حساس
critical U منتقدانه
critical U وخیم نکوهشی
critical U انتقادی
critical U واقع درمرحله انتقال
critical U وخیم انتقادی قابل تامل
critical U خطرناک
critical U بحرانی
critical U وخیم
critical materials U تجهیزات مهم
critical concentration U میزان تمرکز بحرانی
critical assembly U ترتیب بحرانی
critical path U مسیر بحرانی
critical materials U اقلام حیاتی و مهم
critical activity U فعالیت بحرانی
critical altitude U ارتفاعی که از ان بالاتر کاردستگاهها مختل میشود
critical altitude U ارتفاع بحرانی
critical amplification U تقویت بحرانی
critical angle U زاویه بحرانی
critical area U ناحیه بحرانی
critical path U مسیربحرانی
critical coupling U تزویج بحرانی
critical coupling U کوپلاژ بحرانی پیوست بحرانی
critical mass U جرم بحرانی
critical mass U توده حساس
critical height U ارتفاع بحرانی
critical height U بلندی بحرانی
critical intelligence U اطلاعات مهم
critical intelligence U اطلاعات حیاتی
critical isotherm U هم دمای بحرانی
critical item U اماد حساس
critical item U اقلام حیاتی اقلام مهم
critical limit U حد بحرانی
critical magnitude U اندازه بحرانی
critical flow U جریان بحرانی
critical facility U تاسیسات حیاتی قسمت حیاتی
critical current U شدت بحرانی
critical damping U خفیدگی بحرانی
critical damping U میرائی اپریودیک
critical damping U میرائی بحرانی
critical date U مدت زمان بحرانی
critical deformation U تغییر شکل بحرانی
critical density U چگالی بحرانی
critical depth U عمق بحرانی
critical engine U موتوری که از کارافتادن یانقص ان تاثیر زیادی درعملکرد هواپیما خواهد داشت
critical error U خطایی که پردازش کامپیوتر را با شکل مواجه میکند یا متوقف میکند
critical facility U تاسیسات حساس
critical mass U توده مهم
mission critical U برنامه نرم افزاری ه بدون آن شرکت شما کار نمی:ند
critical region U ناحیه شاخص
critical region U منطقه بحرانی
critical region U ناحیه بحرانی
critical ratio U بهر شاخص
critical pressure U فشار بحرانی
critical position U پوزیسیون حساس
critical pollution U الودگی بحرانی
critical point U نقطه فرود در پرش با اسکی
critical resistance U مقدار مقاومت بحرانی
critical resistance U مقاومت بحرانی
critical speed U سرعت بحرانی
mission critical U که شرکت شما به آن بستگی دارد
critical valve U مقدار بحرانی
critical values U مقادیر شاخص
critical velocity U سرعت بحرانی
critical temperature U درجه حرارت بحرانی
critical temperature U دمای بحرانی
critical point U نقطه مهم و برجسته زمین نقاط حیاتی و مهم زمین
critical isotherm U منحنی هم دمای بحرانی
critical point U نقطه بحرانی
critical point U نقطه بحرانی
Critical Regonalism U منطقه ی بحرانی
critical period U دوره بحرانی
critical period U دوره شاخص
critical incidents technique U شیوه رویدادهای شاخص
critical molecular mass U جرم مولکولی بحرانی
critical path method U سی پی ام
critical grid current U شدت بحرانی شبکه
critical heat flux U چگالی جریان شبکه
critical grid voltage U ولتاژ بحرانی شبکه
critical infinte cylinder U قطر بحرانی استوانه
critical path method U روش مسیر بحرانی
critical grid current U جریان احتراق شبکه ولتاژ احتراق شبکه
critical heat flux U شارحرارتی بحرانی
critical path analysis U استفاده از بررسیهای هر مرحله بحرانی یک پروژه بزرگ برای کمک به گروه مدیریت
critical voltage parabola U شلجمی مقدار ولت قطع
critical wave legth U طول موج بحرانی
critical mach number U عدد ماخی که در ان جریانهای شتابدار اطراف یک جسم دربعضی نقاط رفته رفته به سرعتهای مافوق صوت میرسند
critical path analysis U منبعی که در هر زمان فقط توسط یک پردازنده قابل استفاده است
thermal critical point U نقطه ی بحرانی حرارتی
critical grid current U جریان بحرانی شبکه
critical cooling rate U میزان سرد کنندگی بحرانی
critical build up resistance U مقاومت بحرانی برای تحریک خودی
critical angle of attack U زاویه حمله
critical angle of attack U زاویه بین محور طولی هواپیما و جهت جریان نسبی هوا
critical angle of attack U زاویه حمله بحرانی
critical degree of polymerization U درجه بحرانی بسپارش
critical raynold's number U عددی رینولدی که در ان تغییرات قابل توجهی از قبیل تبدیل جریان اشفته یا کاهش ناگهانی پسا صورت میگیرد
critical path analysis U تعریف کارها و زمانی که هر یک نیاز دارند تابه اهداف خود برسند و نیز PERT
critical closing speed U سرعت بحرانی پایین
critical anode distance U فاصله بحرانی اندی
critical grid bias U ولتاژ بایاس بحرانی شبکه
thermal critical point U نقطه توقف
critical path analysis U تحلیل مسیر بحرانی
thermal critical point U نقطه تبدیل حرارتی
critical backing pressure U فشار حد خلاء بحرانی
critical heat flux ratio U نسبت شار حرارتی بحرانی
Things are coming to a critical juncture . U کارها دارد بجاهای با ریک می کشد
These talks are crucial [critical] to the future of the peace process. U این مذاکرات برای آینده روند صلح بسیار مهم [حیاتی] هستند.
frequency U تعداد پریودها پریودیسیته وفور
frequency U بسامد
frequency U تواتر
frequency U فراوانی تردد
frequency U زمان تناوب زمان تکرار تناوب عمل
frequency U تکرار
frequency U فرکانس تناوب
frequency U فراوانی
frequency U فرکانس
frequency U فرکانس ساعت اصلی که سیستم را یکسان میکند
frequency U کثرت وقوع
frequency U تعداد سیکل ها یا دوره زمانی از حالت موج با قاعده که در هر ثانیه تکرار می شوند
frequency U انتساب یک عدد از سیگنالهای مختلف به فرکانسهای مختلف یا سیگنالهای زیادی روی یک کانال ارسال شوند
frequency U تعداد دفعاتی که اشعه تصویر ردیف افقی پیکس ها را اسکن میکند
frequency synthesizer U ترکیب یا تلفیق کننده فرکانس
frequency table U جدول بسامد
frequency tolerance U میزان تغییر مجاز فرکانس
frequency shift U انحراف یا شیفت فرکانس
frequency transformer U مبدل یا ترانسفورماتورفرکانس
frequency tripler U دستگاه سه برابرکننده فرکانس
frequency standard U استاندارد فرکانس
frequency stabilizer U پایدارکننده فرکانس
frequency stabilization U پایدار نمودن فرکانس
frequency stability U پایداری فرکانس
frequency spectrum U بیناب فرکانس
frequency spectrum U طیف فرکانس
frequency mixing U ترکیب فرکانس
frequency sweep U انحراف یا شیفت فرکانس
frequency triplication U تریپلاژ فرکانس
frequency tuning U تنظیم فرکانس
impluse frequency U فرکانس پالس
image frequency U فرکانس تصویر
idle frequency U فرکانس بی باری
hum frequency U فرکانس اغتشاشات صوتی
high frequency U فرکانس بالا
high frequency U فرکانس رادیویی بین 3 تا 03مگاهرتز مورد استفاده درمخابرات هوا به دریا
high frequency U بسامد بالا
high frequency U پربسامد
high frequency U دارای فرکانس با تکرار زیاد امواج پر فرکانس
group frequency U بسامد گروهی
fundamental frequency U بسامد اصلی
frequency variation U تغییر یا نوسان فرکانس
impluse frequency U فرکانس پولز
frequency separation U جداسازی فرکانس
frequency response U خم دامنه- بسامد
frequency plan U طرح فرکانس
frequency parameter U پارامتر فرکانس
frequency of vibration U تکرار ارتعاش
frequency of resonance U فرکانس رزونانس
frequency modulation U مدولاسیون فرکانس
frequency modulation U تلفیق فرکانس
frequency modulator U مدولاتور فرکانس
quenching frequency U فرکانس نوسان
frequency monitor U دستگاه کنترل فرکانس
frequency multiplication U افزایش فرکانس
frequency of calls U تراکم ترافیک
frequency of calls U تراکم مکالمه
frequency of oscillations U فرکانس نوسان
frequency modulation U تحمیل بسامدی
frequency polygon U نمودار چند ضلعی بسامد
frequency response U واکنش بسامدی
frequency respone U پاسخ فرکانس
frequency resistering U ثبت و ضبط فرکانس
frequency relay U رله سلکتیو
frequency regulator U رگولاتور فرکانس
frequency region U ناحیه فرکانس
frequency mixture U ترکیب فرکانس
frequency modulated U مدوله فرکانس
frequency modulation U تلفیق بسامدی
frequency region U حیطه فرکانس
frequency recorder U ضباط فرکانس
frequency recorder U ثبات فرکانس
frequency range U محدوده فرکانس نامی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com