English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 191 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
cosmic microwave radiation background U زمینه تشعشعی میکرو موجی کیهانی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
microwave radiation U اشعه میکروموجی
cosmic radiation U پرتو کیهانی
cosmic radiation U تابش کیهانی
background radiation U تابش زمینه
background radiation U تشعشعات هستهای محیطی تشعشعات محیطی
continuous background radiation U تابش زمینهای پیوسته
microwave U میکروویو
microwave U ریز موج میکرو ویو
microwave U ریزموج
microwave U میکروموج
microwave U ریز موج
microwave U موج خیلی کوچک الکترومغناطیسی
microwave U کهموج
microwave transmitter U انتقالریزموج
microwave oven U اجاقماکروفر
microwave dish U بشقابریزموج
microwave hop U یک کانال رادیویی ریزموج میان انتن بشقابی که متوجه یکدیگر هستند
microwave transmission lines U خطوط انتقال ریزموج
cosmic U مربوط بعالم هستی
cosmic U کیهانی
cosmic U وابسته بگیتی
cosmic U مربوط به عالم هستی
cosmic rays U اشعه کیهانی
cosmic ray U اشعههستهای
cosmic composition U ترکیب کیهانی
cosmic particles U ذرات کیهانی
cosmic dust U غبار کیهانی
cosmic rays U تابش کیهانی
cosmic rays U پرتو کیهانی
cosmic rays U پرتوهای کاسمیک
cosmic rays U تشعشع کاسمیک
primary cosmic rays U تابش کیهانی
primary cosmic rays U پرتو کیهانی
background U زمینه
We know very little about his background. ازسوابق او اطلاع کمی در دست است
background U دورنمای عقب
background U برنامه کامپیوتری با حق تقدم پایین
background U چاپ گرفتن از کامپیوتر وقتی مشغول به کار دیگری است
background U فعالیت ارتباط دادهای
background U که به عنوان کاری با تقدم پایین برخود میشود
background U نهانگاه
background U کار با حق تقدم پایین
background U تجربه
background U پس زمینه
background U اصلی است
background U اختلال موجود در سیگنال در خواست شده
background U تصویر نمایش داده شده به عنوان صفحه پشتی در برنامه یا ویندوز GUI. این تصویر حرکت نمیکند و اختلافی در برنامه ایجاد نمیکند
background U رنگ صفحه تصویرکامپیوتر.
background U امکانی که به کاربر داده میشود تا داده جدید را در حسن محاسبه مجدد عبارت وارد کند
background U سیستمی در کامپیوتر که کارهای با حق تقدم پایین در فاصل زمانهای معین که کارهای بزرگ انجام نمیشوند قابل انجامند
background U نور منعکس شده از یک ورقه کاغذی توسط کاغذ خوان نوری خوانده خواهد شد
background U معلومات قبلی
background U سابقه
background U دورنما
background U فرآیند با حق تقدم پایین که تا وقتی منبع فرآیند بزرگ فراهم شود پردازش میشود
background U فرآیندی که در هر زمانی و بدون توجه به کاربر اجرا میشود
background process U فرایندهای پس زمینه
background printing U چاپ پس زمینه
background processing U پردازش زمینهای
background program U برنامه زمینهای
background program U برنامهای که به هنگام عدم نیازمندیهای برنامههای باتقدم بالا به امکانات سیستم کامپیوتری چند برنامهای قابل اجرا میباشد
background processing U فرآیندی که از تواناییهای -on line سیستم استفاده نمیکند
background processing U کار با حق تقدم پایین که وقتی اجرا میشود که دیگر کاری با حق تقدم از آن بیشتر موجود نباشد
plaster background U مایه گچ کاری سفیدکاری ساختمان
background noise U صدای پس زمینه
display background U زمینه نمایش
background noise U پارازیت
family background U پیشینه خانوادگی
background music U موسیقی متن
background sound U موسیقی متن
background recalculation U محاسبه مجدد پس زمینه
plaster background U دورنمای گچ کاری
background program U برنامه پس زمینهای
background noise U اختلال پس زمینه
background noise U در پیمایش نوری این مسئله نوعی تداخل الکتریکی است که توسط لکههای جوهر و یاذرههای مرکب چاپ بر روی زمینه تصویر فاهر میشود
background music U موسیقی پس زمینه
background sound U موزیک متن
background music U موزیک متن
background reflection U بازتاب زمینهای
background communication U ارتباط پس زمینه
background count U عکس العمل تشعشع
background current U جریان زمینه
background job U program background
background level U تراز زمینه
background level U الودگی متن الودگی زمینه
background noise U همهمه
background noise U اصوات مزاحم
background sound U موسیقی پس زمینه
signal background plate U صفحهپشتعلامت
This painting has a green background. U زمینه این تابلو سبز است
I have to go back a little bit. [This requires a little background {explanation} ] . U این نیاز به کمی پیش زمینه [توضیح بیشتر] دارد.
radiation U اشعه
x radiation U اشعه ایکس
radiation U پرتوافکنی پرتوگستری
x radiation U پرتو ایکس
x radiation U تشعشع اشعه مجهول
radiation U درخشش
radiation U پرتو
radiation U جلا
radiation U برق
radiation U پرتوافکنی
radiation U تشعشع اتمی
radiation U پرتوافشانی
radiation U تشعشع
radiation U تابش
radiation shield U وسیلهای برای جلوگیری ازتابشهای ناخواسته که دراندازه گیری کمیت موردنظرتاثیر میگدارند
radiation scattering U تفرق تابشها
radiation source U منبع تشعشع
soft radiation U تابش نرم
radiation scattering U انحراف تشعشع اتمی یاالکترومغناطیسی یا حرارتی پخش امواج بصورت کروی پخش همه جانبه امواج
radiation ionization U یونش فوتونی
radiation laws U قوانین تابش
radiation loss U گمگشتگی تابش
radiation of heat U تابش
radiation of heat U گرما
radiation of heat U انتقال گرمابوسیله تابش
radiation pattern U الگوی تابش
radiation pressure U فشار تشعشع
space radiation U تشعشع رادیویی
ultraviolet radiation U تابش فرابنفش
radiation sickness U بیماری اشعه
radiation sickness U بیماری تابشی
radiation sickness U بیماری برتابشی
scattered radiation U تشعشع پراکنده
radiation loss U تلف تشعشع
wave radiation U تابش موج
visible radiation U طیف مرئی
visible radiation U تابش مرئی
vdt radiation U پرتوافکنی VDT
total radiation U تشعشع کل
total radiation U تابش کل
thermal radiation U تابش حرارتی
thermal radiation U تشعشع حرارتی
terrestrial radiation U تابشهای زمینی
solar radiation U اشعهانرژیخورشیدی
adaptive radiation U پرتوش سازگار
extraterrestrial radiation U تابشهای ماوراء زمینی
fluorescent radiation U تشعشع فلورسنت
gamma radiation U اشعه گاما
gamma radiation U پرتو گاما
hard radiation U تابش یا پرتو سخت
heat radiation U تابش گرما
induced radiation U تشعشع القایی
intensity of radiation U شدت تشعشع
ionizing radiation U تابش یونیزه کننده
energy radiation U تابش انرژی
electronic radiation U تشعشع الکترونی
alpha radiation U وقوع طبیعی پرتو
annihilation radiation U تابش نابودی
beta radiation U اشعه بتا
beta radiation U پرتو بتا
blackbody radiation U تابش جسم سیاه
corpuscular radiation U تشعشع ذرهای
directive radiation U تشعشع جهت دار
electromagnetic radiation U تابشهای الکترومگنتیک
electromagnetic radiation U تابش الکترومغناطیسی
ionizing radiation U تابش یون ساز
exciting radiation U تابش برانگیزاننده
radiation energy U انرژی تابشی
radiation intensity U شدت تابش
radiation cooling U سرد شدن توسط تابش مستقیم از سطح
radiation density U تراکم تابش
radiation efficiency U راندمان تابش
radiation intensity U شدت تشعشع اتمی
radiation excitation U تحریک تابشی
radiation field U میدان تابش
radiation hazard U گزند تابش
radiation constants U ثابتهای تابش
prompt radiation U تشعشع کامل
polarized radiation U تابش قطبیده
near ultraviolet radiation U تابش فرابنفش نزدیک
neutron radiation U تشعشع نوترونی
nuclear radiation U تشعشع هستهای
radiation ionization U یونش تابشی
radiation hardening U سخت گردانی تابشی
The Physics of Radiation Protection U فیزیک بهداشت
airborne radiation thermometer U میزان الحراره تشعشعی هوابرد
The Physics of Radiation Protection U فیزیک محافظت از پرتو
The Physics of Radiation Protection U بهداشت پرتوی
black body radiation U اشعه جسم سیاه
kirchhoff radiation law U قانون تابش کیرشهف
net radiation factor U ضریب تابش خالص
planck's radiation law U قانون تابش پلانک
polarized electromagnetic radiation U تابش الکترومغناطیسی قطبیده
solar radiation pressure U فشار تشعشعی خورشیغ
ultra violet radiation U تشعشع ماوراء بنفش
magnetic dipole radiation U تشعشع دوقطبی مغناطیسی
black body radiation U تابش جسم سیاه پرتو جسم سیاه
van allen radiation belt U کمربندهای تابشی وان الن
laser [light amplification by stimulated emission of radiation] U لیزر [تقویت نور به روش گسیل القایی تابش] [فیزیک]
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com