Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 24 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
corbie steps
U
برجستگیهایی که بشکل پله یاکنگره درسرازیریهای شیروانی میسازن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
corbie
U
کلاغ لاشخور
corbie gable
U
شیروانی پله پله
to take steps
U
اقدام کردن
to take steps
U
اقدامات بعمل اوردن
to f. in one's steps
U
پی کسیراگرفتن
take steps
U
اقدامات بعمل امده
take steps
<idiom>
U
آمادگی یافتن
come down the steps
U
از پلگان بیایید پایین
He took a few steps forward .
U
چند قدم جلو آمد
stone steps
U
پلهسنگی
altar-steps
U
[بالاترین محل جایی که میز عشای ربانی در آن قرار دارد.]
steps to ripeness
U
مراحلرسیدهشدن
crown-steps
U
لاریز
[برجستگی هایی که شکل پله یا کنگره در سرازیرهای شیروانی است.]
goose-steps
U
رژه بابدن راست وبدون خم کردن زانوچنانکه درپیاده ن
goose-steps
U
قدم اهسته
regular steps
U
گامهای منظمو
crow steps
U
لاریز:برجستگی هایی که بشکل پله یاکنگره درسرازیریهای شیروانی م
To walk with firm steps .
U
با قدمهای محکم راه رفتن
method for turning the steps
U
روش دور دادن پلکان
He was walking with slow steps .
U
با قدمهای آهسته راه می رفت
universal passenger steps
U
پلههایعمومیمسافرین
steps in the production of electricity
U
مراحلتولیدالکتریسیته
mobile passenger steps
U
پلههایمتحرکمسافرین
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com