Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 129 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
copy milling
U
الگوتراشی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
milling
U
فرزکاری
milling
U
جنب وجوش
milling
U
عمل اسیاب کردن
milling
U
ارد سازی
milling
U
زنجیره سکه
milling
U
اسیاب
milling
U
فرز کردن
milling operation
U
فرزکاری
circular milling
U
فرز مدور
milling tool
U
ابزار فرزکاری
recipocal milling
U
فرزکاری نوسانی
radius milling
U
فرزکاری شعاعی
recipocal milling
U
فرزکاری متقابل فرزکاری دوجانبه فرزکاری معکوس
milling cutter
U
ابزار فرزکاری
milling capacity
U
فرفیت فرزکاری
milling machine
U
ماشین تراش
milling machine
U
ماشین فرز
milling machine
U
دستگاه فرز
cycle milling
U
دستگاه فرز پاندولی
milling shop
U
کارگاه فرزکاری
climp milling
U
عمل فرز کاری که طی ان قطعه کار در همان جهت حرکت تیغه برش به جلومرکت میکند
continous milling machine
U
دستگاه فرز دائمی
bench milling machine
U
ماشین فرز رومیزی
angle milling cutter
U
فرزکننده زاویهای
automatic milling machine
U
دستگاه فرز خودکار
contour milling machine
U
دستگاه فرز پروفیل
conventional milling machine
U
دستگاه فرز معمولی
slab milling cutter
U
دستگاه فرز غلطکی
pattern milling attachment
U
تجهیزات فرز مدل
gang milling cutter
U
دستگاه فرز گروهی
plate milling stand
U
مقام دستگاه فرز غلطکی مقام دستگاه نورد صفحه
downfeed milling machine
U
دستگاه فرز با تغذیه از زیر
plain milling cutter
U
دستگاه فرز غلطکی
formed milling cutter
U
دستگاه فرز فرم
side milling cutter
U
دستگاه فرز صفحهای
milling, drilling and boring machine
U
ماشین فرز و مته
knee and column milling machine
U
دستگاه فرز زانویی و ستونی
manufactoring tape milling machine
U
دستگاه نورد صنعتی
horizontal drilling and milling machine
U
دستگاه مته کاری و فرزکاری افقی
double angle milling cutter
U
دستگاه فرز زاویه دوبل
cone type face milling cutter
U
فرز نوع مخروطی
to copy
U
در امتحان
[با نگاه کردن روی همسایه]
تقلب کردن
copy
U
رونویس کردن
copy
U
سواد
copy
U
استنساخ کردن
copy
U
کپی
copy
U
جلد
copy
U
نمونه ساختن
copy
U
نمونه
copy
U
دستور سیستم عامل که محتوای یک فایل را روی فایل دیگر در رسانه ذخیره سازی کپی میکند
copy
U
کپی برداری
copy
U
تهیه نمونه اولیه از هر چیزی فرمان COPY در سیستم عامل DOS
copy
U
رونوشت
copy
U
نسخه
copy
U
نسخه برداری
copy
U
کپیه کردن رونویسی کردن
copy
U
نگهبان مخابراتی
copy
U
بدل سازی کردن
copy
U
کپیه
copy
U
پست به گوش نگهبان به گوش نسخه برداری کردن نسخه دوم
certified copy
U
رونوشت گواهی رسمی شده
presentation copy
U
نسخه قدیمی
office copy
U
رونوشت مصدق
back copy
U
نسخه قدیمی مجله یا روزنامه
soft copy
U
نسخه غیر ملموس
pirate copy
U
نسخه غیر قانونی چاپ شده
The painting is only a copy.
U
این نقاشی فقط کپی
[از اصل]
است.
pirate copy
U
نسخه سرقت شده
examined copy
U
نسخه بررسی شده
copy for private use
U
نسخه برای استفاده شخصی
soft copy
U
نسخه غیر چاپی
straightforward copy
U
کپیه عین اصل
tape copy
U
پیام نوار شده
tape copy
U
پیام ضبط شده روی نوارضبط
true copy
U
رونوشت مطابق با اصل
copy quantity
U
مقدارکپی
She is a bit too copy .
U
خیلی ناز دارد ( ناز میکند )
cheap copy
U
بدل قلابی
be a carbon copy
<idiom>
U
دقیقا مثل دیگری بودن
carbon copy
U
رونوشت کاربنی
certified copy
U
رونوشت مصدق
cetified copy
U
رونوشت مصدق
cetified copy
U
سواد مصدق
copy book
U
دفتر کپیه
copy editing
U
ویرایش کپی
copy fitting
U
مطابقت کپی
copy holder
U
گیره کاغذ
copy machining
U
الگوتراشی
certified copy
U
سواد مصدق
fair copy
U
نسخه درست
carbon copy
U
ورق کاربن
carbon copy
U
رونوشت
carbon copy
U
کپی نسخه غیراصل
abdominos'copy
U
شکم بینی
attested copy
U
رو نوشت مصدق
authorization to copy
U
اجازه ناشر نرم افزار به کاربر برای کپی کردن از برنامه در تعدادی معین
backup copy
U
نسخه پشتیبان
backup copy
U
کپی پشتیبان روگرفت پشتیبان
copy plot
U
تکثیر از روی نسخه اصلی
copy protect
U
یچ برای جلوگیری از کپی گرفتن از یک دیسک
foul copy
U
چرک نویس
foul copy
U
مسوده
exact copy
U
رونوشت عین
dead copy
U
اخبارکهنه
hard copy
U
نسخه چاپی
hard copy
U
نسخه ملموس خروجی چاپی
dead copy
U
اخبارچیده شده
copy protection
U
حفافت دربرابر کپی
copy protection
U
محافظت از کپی
copy protection
U
جلوگیری از اعمال کپی
copy protect
U
یچی که مانع از کپی گرفتن از دیسک میشود
make a copy of
U
سواد برداشت
make a copy of
U
رونوشت برداشتن
live copy paste
U
کپی الصاق مستقیم
hard-copy output
U
نسخه
[خروجی]
چاپی
press copy book
U
دفتر کپیه
blind carbon copy
U
در پست الکترونیکی روش ارسال پیام به چندین کاربر که برای سایرین شناخته شده نیست
copy of his letter is here with enclosed
U
رونوشت نامه وی ضمیمه است
copy output mode
U
روکشخروجیکپی
copy letter book
U
دفتر کپیه
He's a carbon copy of his father.
U
کپی پدرش است.
rough or foul copy
U
چرک نویس
fair or clean copy
U
پاکنویس
camera ready copy
U
کپی اماده تکثیر
blind copy receipt
U
در پست الکترونیکی روش ارسال پیام به چندین کاربر که برای سایرین شناخته شده نیست
colour hard copy device
U
اسباب نسخه چاپی رنگی
line by line milling
U
فرز کردن سطر به سطر
line by line milling
U
فرز کردن سطری
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com