Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 47 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
coordination geometry
U
هندسه کوئوردیناسیون
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
coordination
U
سازماندهی کارهای پیچیده همزمان کردن دو یا چند فرآیند
coordination
U
کوئوردیناسیون
coordination
U
هم اهنگی
coordination
U
هماهنگ سازی
coordination
U
هماهنگی
coordination
U
تشریک مساعی تطبیق دادن هم اهنگ کردن
geometry
U
هندسه
geometry
U
علم هندسه
fire coordination
U
هماهنگ کردن اتش تطبیق کردن اتشها
staff coordination
U
هماهنگی ستادی
neuromuscular coordination
U
هماهنگی عصبی- عضلانی
flight coordination
U
هماهنگ کردن پرواز هماهنگی پرواز
fire coordination
U
تطبیق اتش
coordination sphere
U
فضای کوئوردیناسیون
inductive coordination
U
توافق بین تولیدکننده توان الکتریکی و تولیدکننده ارتباط به روش کاهش واسط های اجباری
coordination number
U
عدد کوئوردیناسیون
coordination compounds
U
ترکیبات کوئوردیناسیون
close coordination
U
هماهنگی نزدیک
close coordination
U
همکاری نزدیک
coordination chemistry
U
شیمی کوئوردیناسیون
geometry of numbers
U
نظریه هندسی اعداد
[ریاضی]
analytic geometry
U
هندسهء تحلیلی
spherical geometry
U
هندسه کروی
solid geometry
U
هندسه ی فضایی
Riemannian geometry
U
هندسه ریمانی
[ریاضی]
differential geometry
U
هندسه دیفرانسیل
[ریاضی]
analytic geometry
U
هندسه تحلیلی
[ریاضی]
analytical geometry
U
هندسه تحلیلی
[ریاضی]
solid geometry
U
هندسه فضایی
solid geometry
U
هندسه سه بعدی
descriptive geometry
U
هندسه تشریحی و توصیفی
descriptive geometry
U
هندسه ترسیمی
fixed geometry
U
هواپیمایی با بال ثابت
coordinate geometry
U
هندسه تحلیلی
[ریاضی]
geometry and rendering
U
مراحل اصلی برای ایجاد و نمایش شی سه بعدی
geometry processing
U
فرآیندی که نیاز به محاسبه سه مختصات z,y,x دارد از یک شی سه بعدی تا روی صفحه نمایش داده شود
plane geometry
U
هندسه مسطحه
analytic geometry
U
هندسه تحلیلی
fire coordination line
U
خط هماهنگی اتش هلی کوپترها و نیروهای هوابردو نیروهای الحاقی
eye hand coordination
U
هماهنگی چشم و دست
final coordination line
U
اخرین خط هماهنگیها
fire support coordination
U
تطبیق اتش
fire support coordination
U
هماهنگ کردن پشتیبانی اتش تطبیق پشتیبانی اتش
area coordination group
U
گروه هماهنگ کننده عملیات منطقه
variable geometry aircraft
U
هواپیمایی که شکل کلی ان تغییر کند
variable geometry engine
U
موتور مکنده هوای مافوق صوت که بمنظور افزایش راندمان نه تنها شکل ومساحت دهانه ورودی ونازل خروجی بلکه مسیرجریان داخل موتور نیز تغییرکند
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com