English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
cooling water discharge U تخلیه اب سرد
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
cooling water U اب سرد
water cooling U خنک کنندگی اب
water cooling U خنک کردن بااب
cooling water U اب سرد کننده
cooling water thermometer U گرما سنج اب سرد
cooling water circulation U جریان اب سرد
cooling water supply U منبع اب سرد
cooling water circulation U گردش اب سرد
cooling water pump U پمپ اب سرد
cooling water line U مسیر اب سرد
cooling water tank U مخزن اب سرد
cooling water outlet U خروجی اب سرد
condenser cooling water outlet U خروجیانقباضآبسرد
cooling U خنک سازی
cooling off U خونسرد شدن غضب را فرونشاندن
cooling off U ملایم شدن
cooling fan U دمنده [دستگاه بادزن]
forced cooling U خنک سازی چیزی
cooling fan U هواکش
cooling fan U فن
cooling-off periods U دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
cooling towers U برج تبرید
cooling off period U دوره ملایمت
cooling fans U دمنده ها [دستگاه بادزن]
cooling tower U برج سرد کننده
cooling fan U پنکه
cooling towers U برج سرد کننده
cooling tower U برج تبرید
cooling-off periods U دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
cooling-off periods U دوره ملایمت
cooling-off period U دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
cooling fan U فنسردکننده
cooling-off period U دوره ملایمت
cooling off period U دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
evaporative cooling U سردسازی با تبخیر
cooling off period U دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
cooling fans U پنکه ها
cooling fans U هواکش ها
regenerative cooling U استفاده از سرمای مایع ورودی
cooling oil U روغن سرد کننده
cooling fins U تیغههای خنک کننده
cooling-off period U دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
cooling drag U پسای ناشی از خنک کردن موتور
cooling coil U سیم پیچ سرد کننده
cooling coil U پیچک سرد کننده
cooling chamber U اطاقک سرد کننده
cooling blower U دمنده هوای سرد
vaporization cooling U سرد سازی با تبخیر
cooling air U هوای سرد کننده
cooling agent U عامل سرد کننده
cooling period U زمان انتظار
radiation cooling U سرد شدن توسط تابش مستقیم از سطح
cooling fans U فن ها
cooling tank U مخزن سرد کننده
cooling shell U پوسته سردکننده
cooling shell U قشر سرد کننده
cooling pump U پمپ خنک کننده
cooling pump U پمپ سرد کننده
cooling plant U تاسیسات سردکننده
cooling plant U سردخانه
cooling period U زمان بازار خراب کن
force draft cooling U سردکنندگی ونتیلاتوری
cooling/heating coils U فنرسردوگرم کننده
critical cooling rate U میزان سرد کنندگی بحرانی
transformer cooling system U سیستم سردکنندگی ترانسفورماتور
discharge U دشارژ
discharge U اخراج تخلیه الکتریکی
discharge U تادیه کردن
discharge U تادیه
discharge U ابراء
discharge U خالی کردن گلوله
discharge U خالی کردن باتری
discharge U ازاد کردن
discharge U مرخص کردن هیات منصفه از دادگاه نقض حکم یا دستور دادگاه
discharge U اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
discharge U شلیک عصبی تخلیه
discharge U برون ریزی
discharge U تخلیه الکتریکی
discharge U بده
discharge U انفصال ترشح
discharge U خالی کردن
discharge U مرخص کردن
discharge U تخلیه
discharge U ترشح کردن
discharge U اداء کردن
discharge U درکردن
discharge U دبی
discharge U گذر حجمی در واحگ زمان
discharge U پرداخت
discharge U رفع اتهام
discharge U تخلیه بار
discharge U منفصل یااخراج کردن
discharge U مفاصا تصفیه
discharge U تبرئه
discharge U مرخص کردن پس دادن
discharge U ادا کردن دین بری الذمه کردن
discharge U اخراج کردن ازخدمت رهایی از خدمت
discharge U خارج کردن
impulse discharge U تخلیه ضربهای
internal discharge U تخلیه داخلی
internal discharge U تخلیه جزیی داخلی
discharge conveyor U نوار تخلیه
implusive discharge U تخلیه غیر متناوب
lightning discharge U تخلیه اتمسفری
honorable discharge U ترخیص با سابقه خدمت مجدانه
honorable discharge U ترخیص محترمانه
neural discharge U تخلیه عصبی
general discharge U ترخیص عمومی از خدمت سربازی
discharge bay U صفحهشارژنشده
general discharge U خاتمه خدمت
discharge pipe U لولهتخلیه
corona discharge U تخلیه الکتریکی ناقص در نزدیکی الکترودهای یک میدان غیر یکنواخت
corona discharge U تخلیه کورونا
corona discharge U تخلیه الکتریکی
corollary discharge U تخلیه تبعی
glow discharge U تخلیه تابناک
glow discharge U تخلیه تابنده
main discharge U تخلیه اصلی
mutual discharge U مبارات
spontaneous discharge U شلیک خودانگیخته
surging discharge U تخلیه نوشی
to discharge a guarantee U ضمانتی را ازاد کردن
to discharge goods U کالا را تخلیه کردن
to discharge of an obligation U از دینی مبرا کردن
utilizable discharge U بده مفید
undesireable discharge U اخراج به علت عدم صلاحیت اخراج به علت فساد اخلاق
discharge system U سیستمتخلیه
conditional discharge U ازادی مشروط
self maintained discharge U تخلیه ناوابسته
second townsend discharge U تخلیه دوم تاونزند
non self maintained discharge U تخلیه وابسته
order of discharge U حکم تصفیه
order of discharge U حکم برائت ذمه
oscillating discharge U تخلیه مواج
undulatory discharge U تخلیه مواج
point discharge U تخلیه نقطهای
rain discharge U حجم بارندگی در یک حوزه تقسیم بر مدت ریزش بارندگی
request for discharge U عرضحال اعاده اعتبار دادن عرضحال اعاده اعتبار
residual discharge U تخلیه مانده
discharge tube U مجرایتخلیه
discharge capacity U فرفیت تخلیه بار
flood discharge U بده فزون ابی بده سیل
dishonorable discharge U اخراج از خدمت به علت عدم صلاحیت اخراج از خدمت
discharge without honor U اخراج به علت عدم صلاحیت خدمتی
discharge voltage U ولتاژ دشارژ
discharge voltage U ولتاژ تخلیه
discharge velocity U سرعت تخلیه
discharge valve U سوپاپ تخلیه
discharge valve U سوپاپ دود
discharge spout U ناودانه ی تخلیه
discharge resistance U مقاومت تخلیه
disruptive discharge U تخلیه جرقهای
electric discharge U تخلیه الکتریکی
flood discharge U بده طغیان
flaming discharge U تخلیه مشتعل
first townsend discharge U تخلیه اول تاونزند
electrostatic discharge U تخلیه الکتروستاتیکی
electron discharge U تخلیه الکترونها
electrical discharge U تخلیه برقی
discharge recorder U تخلیه نگار
discharge pressure U فشار تخلیه
discharge head U ارتفاع تخلیه
discharge gate U دریچه تخلیه
discharge end U محل تخلیه
discharge end U سمت تخلیه
discharge curve U منحنی بدههای اندازه گیری شده
discharge currect U جریان دشارژ
discharge currect U جریان تخلیه
discharge cock U شیر تخلیه
discharge chute U سرسره تخلیه
discharge head U سر لوله
discharge hydrograph U منحنی بده
discharge opening U مجرای تخلیه
discharge opening U راهگاه تخلیه
sediment discharge U بده جامد
discharge of solids U بده جامد
discharge of contract U انجام تعهدات قراردادی پایان دادن به تعهدات قراردادی
discharge of chips U تخلیه براده ها
discharge of an obligation U سقوط تعهد
discharge of affect U برون ریزی هیجانی
discharge nozzle U فواره تخلیه
discharge capacity U فرفیت تخلیه بارانداز
average discharge U بده میانگین
To dismiss (discharge) someone. U کسی رابیرون کردن ( اخراج کردن )
brush discharge U تخلیه جارویی
deep discharge U تخلیه الکتریکی عمیق [مهندسی برق یا الکترونیک]
total discharge U تخلیه الکتریکی عمیق [در باتری]
average discharge U بده متوسط
absolute discharge آزادی مطلق
anuual discharge U بده سالانه
average available discharge U بده متوسط مفید
charge and discharge U محل بارگیری و باراندازی
discharge tube U لامپ تخلیه الکتریکی [فیزیک]
coefficient of discharge U ضریب تخلیه
average available discharge U بده میانگینی دسترس
coefficient of discharge U ضریب جریان
abnormal glow discharge U تخلیه تابناک نامتعارف
mistake while in discharge of duty U خطا در حین انجام وفیفه
gas discharge relay U رله تخلیه گازی
gas discharge lamp U لامپ تخلیه گازی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com