Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 157 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
contractionary fiscal policy
U
سیاست مالی انقباضی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
contractionary monetary policy
U
سیاست پولی انقباضی
fiscal policy
U
سیاست مالیاتی
fiscal policy
U
سیاست مالی
tools of fiscal policy
U
ابزار سیاست مالی
restrictive fiscal policy
U
سیاست مالی انقباضی
pure fiscal policy
U
سیاست مالی خالص
compensatory fiscal policy
U
سیاستهای مالی ترمیمی
active fiscal policy
U
سیاست مالی فعال
discretionary fiscal policy
U
سیاست مالی اختیاری
austere fiscal policy
U
سیاست مالی مضیق
expansionary fiscal policy
U
سیاست مالی انبساطی
passive fiscal policy
U
سیاست مالی غیر فعال
active fiscal policy
U
منظوردخالت فعالانه دولت درارتباط با تغییر مالیاتها ومخارج
fiscal
U
مربوط به مالی یامالیه
fiscal
U
محاسباتی
fiscal
U
سال مالی
fiscal
U
مالیاتی
fiscal
U
مالی
fiscal year
U
سال مالی سال جاری
fiscal years
U
سال مالی سال جاری
fiscal year
U
دوره مالی
fiscal year
U
سال مالی
fiscal years
U
دوره مالی
fiscal station
U
تاسیسات سریال
fiscal control
U
کنترل مالی
fiscal control
U
نظارت مالی
procuration fiscal
U
دادستان بخش در اسکاتلند
fiscal years
U
سال مالی
procurator fiscal
U
دادستان
procurators fiscal
U
دادستان
fiscal drag
U
اثر کند کنندگی مالی هنگامیکه سیاست مالی نتواندرشد اقتصادی را حفظ نماید .
fiscal station
U
قسمت اداری یا مالی که در یک سلسله به ترتیب شماره قرارگرفته باشد
policy of d.
U
سیاست واگذاری اوضاع
policy
U
سند معلق به انجام شرطی
policy
U
بیمه نامه ورقه بیمه
policy
U
کاردانی
policy
U
مصلحت اندیشی
policy
U
مسلک سیاست
policy
U
تدبیر
policy
U
سیاست
policy
U
بیمه نامه
policy
U
رویه
policy
U
خط مشی
policy
U
خط مشی سیاستمداری
policy
U
اداره یاحکومت کردن
policy
U
خط مشی روش
policy of contianment
U
سیاست تحدیدی
policy objectives
U
اهداف موردنظر
policy of contianment
U
سیاست بازدارندگی اعمال سیاستی که باعث تحدید و توقف اقدامات سیاسی کشور دیگری بشود
policy objectives
U
اهداف سیاستی
open policy
U
بیمه نامه قابل تغییر
ostrich policy
U
رویه کبک
ostrich policy
U
سیاست خود فریبی
outward looking policy
U
سیاست برون نگر
policy book
U
پرونده خط مشیها
policy book
U
کتاب روشها
policy dilemma
U
معمای سیاستی
policy dilemma
U
تناقض سیاست ها مشکل سیاستی
policy file
U
پرونده خط مشیها و دستورات
policy holder
U
دارنده بیمه
policy holder
U
دارنده بیمه نامه
policy implication
U
کابرد سیاستی
policy implication
U
کاربردسیاست اتخاذ شده در عمل
policy instrument
U
ابزار اجرای سیاست
policy maker
U
سیاست ساز و سیاست افرین تعیین کننده خط مشی سیاسی
policy makers
U
سیاست گذاران
policy options
U
انتخابهای سیاستی
to a dapt a policy
U
رویهای اتخاذ کردن
to u. a policy of insurance
U
سند بیمه
to u. a policy of insurance
U
رابکسی دادن
underwrite policy
U
بیمه نامه را فهر نویسی کردن
valued policy
U
بیمه نامه دریایی که در ان مبلغ بیمه دقیقا" تعیین و ذکر میشود
valued policy
U
بیمه نامه با ارزش معین
policy of pandering
U
سیاست خودشیرین بودن
endowment policy
U
بیمهی عمر
wagering policy
U
بیمه قماری
wage policy
U
سیاست دستمزد
voyage policy
U
بیمه کشتی در تمام مدت یک سفر
time policy
U
بیمه نامه مدت دار
time policy
U
بیمه نامه دریایی با مدت محدود
the policy of the government
U
سیاست دولت
policy options
U
انتخابهای مورد نظر
pricing policy
U
سیاست قیمت گذاری
unvalued policy
U
بیمه نامه ارزش گذاری نشده
public policy
U
سیاست عمومی
re assurance policy
U
قرارداد بیمه اتکایی
social policy
U
سیاست اجتماعی
stabilization policy
U
سیاست تثبیت اقتصادی
stop go policy
U
سیاست تثبیت
stop go policy
U
توسعه
take out an insurance policy
U
قرارداد بیمه را منعقد کردن
tax policy
U
سیاست مالیاتی
the policy of the government
U
رویه دولت
voyage policy
U
قرارداد اجاره کشتی
open policy
U
بیمه نامهای که در ان قیمت کالای بیمه شده معین نشده ودر وقت تلف شدن تعیین میشود
insurance policy
U
قرارداد بیمه
budgetary policy
U
سیاست بودجهای
development policy
U
سیاست توسعه
economic policy
U
سیاست اقتصادی
employment policy
U
سیاست اشتغال
evacuation policy
U
روش تخلیه پزشکی
evacuation policy
U
خط مشی اخراجات پزشکی
expansionary policy
U
سیاست انبساطی
financial policy
U
سیاست مالی
blanket policy
U
بیمه نامه جامع
blanket policy
U
بیمه نامه ایکه همه اقلام را در برمیگیرد
blanket policy
U
بیمه نامه کلی
insurance policy
U
بیمه نامه
insurance policy
U
سند بیمه
policy-making
U
سیاست گذاری
agreed value policy
U
بیمه نامه با ارزش توافق شده
policy making
U
سیاست گذاری
bearer policy
U
بیمه نامه بدون نام
commercial policy
U
سیاست بازرگانی
floating policy
U
بیمه نامه متغیر
national policy
U
سیاست ملی
income policy
U
سیاست درامدی
income policy
U
سیاست مربوط به درامدها
land policy
U
سیاست اقتصادی مربوط به زمین
national policy
U
خط مشی ملی
labour policy
U
سیاست استخدام کارکنان
monetary policy
U
سیاست پولی
mixed policy
U
بیمه نامه مختلط
open policy
U
بیمه نامه باز
health policy
U
سیاست بهداشتی
honesty is the best policy
U
عین مصلحت در راستی ودرستی است
honesty is the best policy
U
راستی ودرستی بهترین رویه
open policy
U
بیمه نامهای که جهت حمل مجموعههای متعدد تهیه میشود
foreign policy
U
خط مشی عمل خارجی
foreign policy
U
سیاست خارجی
agricultural price policy
U
سیاست تعیین قیمت محصولات کشاورزی
all risk insurance policy
U
بیمه نامه تمام خطر
agricultural support policy
U
سیاست حمایت از کشاورزی
The policy of balance of power.
U
سیاست موازنه قدرت
open door policy
U
سیاست درهای باز
What does Main Street think of this policy?
U
بازاریها و خانواده های متوسط چه نظری در باره این سیاستمداری دارند؟
scorched-earth policy
U
نابودکردنوازبینبردن
tools of monetary policy
U
ابزار سیاست پولی
anti development policy
U
سیاست ضد توسعه
easy money policy
U
سیاست گشایش پول
pure monetary policy
U
سیاست پولی خالص
discount rate policy
U
سیاست نرخ تنزیل
scrap heap policy
U
رویه دورانداختن هر چیزی که نوی ان تمام شده باشد
import substitution policy
U
سیاست جانشینی واردات
decision making policy
U
سیاست تصمیم گیری
restrictive monetary policy
U
سیاست پولی انقباضی
comprehensive insurance policy
U
بیمه نامه جامع
anti inflationary policy
U
سیاست انقباضی
anti inflationary policy
U
ضد تورمی
the open door policy
U
سیاست دروازههای باز
begger my neighbour policy
U
سیاست فقیر کردن کشورهمسایه
begger my neighbour policy
U
سیاستی است که هدفش انتقال مشکل بیکاری به کشور دیگر است مانندافزایش تعرفه گمرکی
insured, policy holder
U
بیمه شده
expansionary monetary policy
U
سیاست پولی انبساطی
He sought, if without much success, a social policy.
U
او به دنبال، اگر بدون کامیابی، سیاستی اجتماعی بود.
We are firm believers that party politics has no place in foreign policy.
U
ما کاملا متقاعد هستیم که سیاست حزب جایی در سیاست خارجی ندارد .
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com