Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 170 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
continuous strip photography
U
عکاسی به طریق نوار مداوم عکسبرداری هوایی با نوارمداوم
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
continuous strip imagery
U
عکاسی متوالی از یک نوارزمین عکاسی مداوم از یک نوار
continuous strip camera
U
دوربین عکسبرداری به طریق نوار مداوم
photography
U
عکاسی
photography
U
عکسبرداری
photography
U
لوازم عکاسی
dicing photography
U
عکاسی در ارتفاع کم باهواپیما
documentary photography
U
تصویر روشن
documentary photography
U
عکس واضح وروشن
flash photography
U
عکاسی شب بابرق
bombardment photography
U
عکاسی از بمباران هوایی
aerial photography
U
عکاسی هوائی
spectrozonal photography
U
عکاسی از اشیاء منتخب عکاسی از اشیای مخصوص
sonne photography
U
روش عکاسی به طریقه عکسبرداری از یک نوار ممتدزمین
air contographic photography
U
عکسبرداری هوایی از عوارض زمین
air survey photography
U
عکسبرداری تجسسی هوایی عکسبرداری اکتشافی هوایی
comouflage detection photography
U
نوعی عکاسی که با استفاده ازفیلم مخصوص انجام شده واستتار دشمن را کشف میکندعکسبرداری ضد استتار
continuous
U
متصل
continuous
U
کاغذهای با طول زیاد که در چاپگر استفاده می شوند
continuous
U
سیگنال آنالوگ که پیاپی تغییر میکند
continuous
U
قطعهای پایان ناپذیر از نوار ضبط
continuous
U
وسیلهای که مرتب به چاپگر کار می فرستد
continuous
U
ارسال داده سریع که در آن کلمات داده همزمان نیستند ولی به سرعت پشت سرهم می آیند
continuous
U
بدون پایان یابدون قط عی
continuous
U
آنچه بدون توقف ادامه یابد
continuous
U
متوالی
continuous
U
مداوم
continuous
U
پیوسته
continuous illumination
U
روشنایی پایدار منطقه رزم
continuous inventory
U
موجودی مستمر
continuous levelling
U
تراز یابی پیوسته
continuous paper
U
کاغذ پیوسته
continuous phase
U
فاز پیوسته
continuous process
U
فرایند پیوسته
continuous function
U
تابع پیوسته
[ریاضی]
continuous illumination
U
روشنایی مداوم
continuous grading
U
دانه بندی یکسره
continuous error
U
خطای متوالی
continuous fire
U
اتش مداوم
continuous fire
U
اتش پایدار
continuous flow
U
جریان با دبی ثابت
continuous form
U
ورقه پیوسته
continuous forms
U
ورقههای پیوسته
continuous forms
U
فرم های پیوسته
continuous function
U
تابع پیوسته
continuous grading
U
دانه بندی پیوسته
continuous snow
U
بارشبرفدائمی
continuous processing
U
پردازش پیوسته
continuous spectrum
U
طیف پیوسته
continuous wave
U
موج پایدار
continuous variable
U
متغیر پیوسته
continuous tone
U
ته رنگ پیوسته
continuous tone
U
اهنگ پیوسته
continuous tone
U
نقطههای متفاوت
continuous spectrum
U
طیف نشری
continuous spectrum
U
طیف انفصالی
continuous wave
U
امواج الکترومگنتیک که بدون فاصله تکرار میشوند ومعمولا دارای دامنه و طول موج و فرکانس ثابت میباشند
continuous processor
U
دستگاه چاپ متوالی عکس چاپ کننده مداوم عکس
continuous rating
U
کار پیوسته اسمی
continuous rain
بارش باران دائمی
continuous reinforcecement
U
ارماتور ممتد
continuous reinforcement
U
تقویت پیاپی
continuous scrolling
U
حرکت پیوسته
continuous drizzle
U
بارشبارانملائم
continuous window
U
پنجره سراسری
continuous time
U
با پیوستگی زمانی
continuous error
U
خطای پیوسته
continuous beam
U
تیر یکسره
continuous beam
U
تیر چند دهانه تیر سراسری
continuous beam
U
تیر ممتد
continuous beam
U
تیرچند پایه
continuous climbing
U
صعود طبیعی
continuous current
U
جریان یکنواخت
continuous data
U
دادههای پیوسته
continuous data
U
دادههای متوالی
continuous distributions
U
توزیع پیوسته
continuous duty
U
کار پیوسته
continuous duty
U
کار مداوم یکنواخت
strip
U
باند فرود
strip
U
بند
strip
U
کشیدن یا انداختن توپ از دست حریف
strip
U
سطح پیست شمشیربازی
strip
U
حذف داده کنترل از پیام دریافتی و باقی گذاشتن اطلاعات مربوطه
strip
U
نمایش که یک خط از متن را نشان دهد
strip
U
لایه ماده مغناطیسی در سطح کارت پلاستیکی برای ضبط داده
strip
U
نخ را با دست از قرقره ماهیگیری کشیدن
strip
U
نوار مین گذاری باند فرود موقتی
strip
U
نوارسردوشی
strip
U
تخلیه موادخطرناک یا قابل انفجار
strip
U
قطعه باریک
strip
U
نوار
strip
U
چاک دادن تهی کردن
strip
U
لخت کردن
strip
U
محروم کردن از
strip
U
باریکه
strip
U
کندن
strip
U
پاک کردن
strip
U
ماده طولانی نازک
to strip something off
U
کندن پوست
[درخت]
to strip something off
U
کندن پوست
[میوه]
to strip something off
U
درآوردن
[ملافه از لحاف]
strip
U
برهنه کردن
to strip something off
U
کندن
[پوست]
continuous traffic line
U
خط پر امد و شد
continuous adjustable transformer
U
مبدل تنظیم پذیر
continuous background radiation
U
تابش زمینهای پیوسته
continuous packing column
U
ستون پر شده پیوسته
continuous deep beam
U
تیر تیغه یکسره
continuous flow analyser
U
تجزیه گر جریان پیوسته
continuous extraction apparatus
U
دستگاه استخراج پیوسته
continuous stock taking
U
موجودی گیری مستمر انبارگردانی مستمر
continuous stock control
U
کنترل مستمر موجودی
continuous tone image
U
تصویر تشکیل شده از ترکیبات نواحی مجزا
continuous traffic line
U
خط پیوسته امد و شد
continuous stock taking
U
رسیدگی مستمر موجودی
strip mall
U
مجتمع خرید
[تجارت و بازرگانی]
wide strip
U
نوار پهن
titling strip
U
قسمت مربوط به درج اطلاعات روی عکس هوایی
strip sodding
U
پوشش نواری چمنی
strip mosaic
U
نوار موزاییک عکس هوایی
strip fuse
U
فیوز نواری
flooring strip
U
کفپوش
friction strip
U
نوارآتشزن
strip mall
U
مجتمع تجاری
[تجارت و بازرگانی]
strip mall
U
مرکز تجاری
[تجارت و بازرگانی]
strip mall
U
مرکز خرید
[تجارت و بازرگانی]
strip lighting
U
نوعیسیستمروشنایی
strip club
U
باشگاهرقصStriptease
strip footing
U
شالوده نواری
strip footing
U
شالودههای نواری
central strip
U
نوار میانی
strip alert
U
اماده باش روی باند فرود
fuse strip
U
نوار بسیار باریک ذوب شونده فیوز
fuse strip
U
فیوز نواری
felt strip
U
نوار نمدی
drag strip
U
مسیر مسابقه اتومبیلرانی سرعت
landing strip
U
باند فروداضطراری هواپیما یا هلی کوپتر
film strip
U
نوار فیلم
film-strip
U
نوار فیلم
air strip
U
فرودگاه
comic strip
U
کارتون
comic strip
U
فیلمهای نقاشی شده
air strip
U
باند فرودگاه
air strip
U
باند فرود یاپرواز
central strip
U
جداکننده جهات
landing strip
U
باند فرود
phosphor strip
U
نوار فسفر
mine strip
U
نوار مین
photographic strip
U
باند عکاسی
photographic strip
U
نوار عکاسی
shutdown strip
U
منطقه بعد از خط پایان که رانندگان از سرعت خود می کاهند
mica strip
U
باریکه میکا
strip alert
U
اماده باش 5 دقیقهای
mine strip
U
باند مین گذاری
continuous flow oxygen system
U
سیستم اکسیژنی که در ان جریان اکسیژن به صورت پیوسته میباشد
fusible metal strip
U
نوار فلزی ذوب شونده
to strip the paint off the wall
U
رنگ را از دیوار
[با خراش]
کندن
wide strip mill
U
دستگاه نورد نوار پهن
strip mining
[American E]
U
استخراج معدن روباز
magnetic strip card
U
کارت نوار مغناطیسی
To undress . to strip one self naked .
U
لخت شدن
hot rolled strip
U
باریکه نورد شده داغ
opencast strip mine
U
قالببازخطمعدن
fuse mounting strip
U
نوار باریک فیوز
strip chart recorder
U
ثبات نوار کاغذی
contour strip cropping
U
کشت نواری برروی خطوط میزان
hot strip mill
U
مسیر نورد گرم
narrow strip mill
U
نورد نوار باریک
sprung strip metal insulation
U
عایقفنری
sprung strip metal insulation
U
نوارفلزی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com