English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 128 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
continuous spectrum U طیف انفصالی
continuous spectrum U طیف نشری
continuous spectrum U طیف پیوسته
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
spectrum U رنگهای مریی درطیف بین
spectrum U منظر شبح
spectrum U قالب
spectrum U حیطه عمل
spectrum U بیناب
spectrum U گستره تابش
spectrum U خیال
spectrum U طیف
spectrum U بینایی
fraunhofer spectrum U طیف فرانهوفر
line spectrum U بیناب خطی
diffraction spectrum U طیف پراش
discrete spectrum U طیف گسسته یا انفصالی
electric spectrum U طیف برقی
flourescence spectrum U طیف فلوئورسانی
electromagnetic spectrum U طیف الکترومغناطیسی
electromagnetic spectrum U میدان الکترومغناطیسی
electromagnetic spectrum U طیف الکترومگنتیک
emission spectrum U طیف نشری
energy spectrum U طیف انرژی
energy spectrum U بیناب انرژی
frequency spectrum U طیف فرکانس
frequency spectrum U بیناب فرکانس
infrared spectrum U طیف زیر قرمز
ultreaviolet spectrum U طیف فرابنفش
spectrum of war U جنگ در تمام زمینه ها
spectrum of war U زمینه ها یا طیف جنگ
spectrum line U خط طیفی
spectrum analysis U تجزیه بیناب
spectrum analysis U تجزیه طیف
spectrum analyser U تجزیه کننده طیف
rotational spectrum U طیف چرخشی
power spectrum U طیف توانی
molecular spectrum U طیف مولکولی
line spectrum U طیف خطی
input spectrum U بیناب یا طیف اولیه
input spectrum U طیف ورودی
visible spectrum U طیف مرئی
acoustic spectrum U طیف صوتی
band spectrum U بیناب نواری
absorption spectrum U طیف جذبی
absorption spectrum U خطوط جذبی
absorption spectrum طیف درآشامی
band spectrum U طیف نواری
absorption spectrum U طیف جذب
broad spectrum U طیف گسترده
dark line spectrum U طیف خطوط تاریک
emission spectrum lines U خطوط نشری
multi line spectrum U طیف چند خطی
bright line spectrum U طیف خطی روشن
continuous U آنچه بدون توقف ادامه یابد
continuous U مداوم
continuous U کاغذهای با طول زیاد که در چاپگر استفاده می شوند
continuous U ارسال داده سریع که در آن کلمات داده همزمان نیستند ولی به سرعت پشت سرهم می آیند
continuous U پیوسته
continuous U بدون پایان یابدون قط عی
continuous U وسیلهای که مرتب به چاپگر کار می فرستد
continuous U متوالی
continuous U متصل
continuous U سیگنال آنالوگ که پیاپی تغییر میکند
continuous U قطعهای پایان ناپذیر از نوار ضبط
high frequency region of a spectrum U ناحیه ی فرکانس بالای یک طیف
continuous window U پنجره سراسری
continuous wave U امواج الکترومگنتیک که بدون فاصله تکرار میشوند ومعمولا دارای دامنه و طول موج و فرکانس ثابت میباشند
continuous wave U موج پایدار
continuous variable U متغیر پیوسته
continuous tone U اهنگ پیوسته
continuous tone U ته رنگ پیوسته
continuous beam U تیر یکسره
continuous function U تابع پیوسته [ریاضی]
continuous snow U بارشبرفدائمی
continuous rain بارش باران دائمی
continuous drizzle U بارشبارانملائم
continuous current U جریان یکنواخت
continuous tone U نقطههای متفاوت
continuous data U دادههای متوالی
continuous function U تابع پیوسته
continuous grading U دانه بندی پیوسته
continuous grading U دانه بندی یکسره
continuous illumination U روشنایی مداوم
continuous illumination U روشنایی پایدار منطقه رزم
continuous inventory U موجودی مستمر
continuous levelling U تراز یابی پیوسته
continuous paper U کاغذ پیوسته
continuous forms U فرم های پیوسته
continuous forms U ورقههای پیوسته
continuous form U ورقه پیوسته
continuous distributions U توزیع پیوسته
continuous duty U کار پیوسته
continuous duty U کار مداوم یکنواخت
continuous error U خطای پیوسته
continuous error U خطای متوالی
continuous fire U اتش مداوم
continuous fire U اتش پایدار
continuous flow U جریان با دبی ثابت
continuous data U دادههای پیوسته
continuous phase U فاز پیوسته
continuous process U فرایند پیوسته
continuous time U با پیوستگی زمانی
continuous beam U تیرچند پایه
continuous beam U تیر چند دهانه تیر سراسری
continuous beam U تیر ممتد
continuous climbing U صعود طبیعی
continuous scrolling U حرکت پیوسته
continuous reinforcement U تقویت پیاپی
continuous rating U کار پیوسته اسمی
continuous reinforcecement U ارماتور ممتد
continuous processing U پردازش پیوسته
continuous processor U دستگاه چاپ متوالی عکس چاپ کننده مداوم عکس
continuous strip photography U عکاسی به طریق نوار مداوم عکسبرداری هوایی با نوارمداوم
continuous deep beam U تیر تیغه یکسره
continuous strip imagery U عکاسی متوالی از یک نوارزمین عکاسی مداوم از یک نوار
continuous tone image U تصویر تشکیل شده از ترکیبات نواحی مجزا
continuous traffic line U خط پر امد و شد
continuous traffic line U خط پیوسته امد و شد
continuous extraction apparatus U دستگاه استخراج پیوسته
continuous stock taking U رسیدگی مستمر موجودی
continuous stock taking U موجودی گیری مستمر انبارگردانی مستمر
continuous stock control U کنترل مستمر موجودی
continuous flow analyser U تجزیه گر جریان پیوسته
continuous strip camera U دوربین عکسبرداری به طریق نوار مداوم
continuous background radiation U تابش زمینهای پیوسته
continuous packing column U ستون پر شده پیوسته
continuous adjustable transformer U مبدل تنظیم پذیر
continuous flow oxygen system U سیستم اکسیژنی که در ان جریان اکسیژن به صورت پیوسته میباشد
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com