Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
continuous packing column
U
ستون پر شده پیوسته
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
packing
U
تراکم
packing
U
لایی
packing
U
انباشتگی
packing
U
فشردگی
packing
U
روکش یاغلاف جعبه بندی و جا دادن وسایل در یک فرف
packing
U
بسته بندی کردن
packing
U
هر ماده مورد کاربرددربسته بندی
packing
U
بسته بندی
packing
U
عدل بندی
packing
U
بار بندی
packing
U
پوشش
packing
U
فشرده سازی
packing
U
ماده محافظ کالاها.
packing
U
عمل قرار دادن کالاها در جعبه و بسته بندی آنها برای مغازه ها
packing
U
قرار دادن حجم زیاده داده در فضاهای ذخیره سازی کوچک
packing
U
تعداد بیتهای داده که در یک واحد مساحت دیسک یا نوار ذخیره شوند
packing
U
برنامهای که داده را در فضاهای ذخیره سازی کوچک قرار میدهد
I sent him packing.
U
دست به سرش کردم.
[اصطلاح]
packing ring
U
رینگ
packing sheet
U
لفاف بار پیچی
packing sheet
U
حوله ترکه بتن بیمار بپیچند
piston packing
U
لائی پیستون
pre packing
U
بسته بندی از قبل
to send someone packing
U
کسیرا روانه کردن
to send someone packing
U
عذر کسیراخواستن
packing sheet
U
کمپرس
send someone packing
<idiom>
U
گفتن ترک کسی
packing knot
U
گره زدن بدون پود
packing case
U
جعبهبزرگچوبیکهدرآنچیزیراذخیرهمیکنیدویابهجاییمیبرید
packing note
U
گواهی بسته بندی
packing factor
U
ضریب فشردگی
molecular packing
U
به هم فشردگی مولکولی
labyrinth packing
U
لایی واشر لابیرنت
packing density
U
تراکم بسته بندی
packing density
U
تراکم فشرده سازی
metallic packing
U
لایی فلزی
packing felt
U
نمد
metallic packing
U
پوشش فلزی
packing list
U
فهرست بسته بندی
packing list
U
صورت بسته بندی
packing list
U
صورت کالاهای بسته بندی شده
packing needle
U
سوزن جوالدوزی
packing needle
U
جوالدوز
expendable packing
U
بسته بندی یکبار مصرف
export packing
U
بسته بندی صادراتی
filter packing
U
پوشش صافی
filter packing
U
لایی صافی
packing note
U
فهرست بسته بندی
to be packing
[heat]
[colloquial]
U
اسلحه ای با خود حمل کردن
packing retainer ring
U
حلقهضامنغلاف
to be packing
[heat]
[colloquial]
U
مسلح بودن
continuous
U
مداوم
continuous
U
متوالی
continuous
U
پیوسته
continuous
U
کاغذهای با طول زیاد که در چاپگر استفاده می شوند
continuous
U
وسیلهای که مرتب به چاپگر کار می فرستد
continuous
U
بدون پایان یابدون قط عی
continuous
U
قطعهای پایان ناپذیر از نوار ضبط
continuous
U
آنچه بدون توقف ادامه یابد
continuous
U
سیگنال آنالوگ که پیاپی تغییر میکند
continuous
U
متصل
continuous
U
ارسال داده سریع که در آن کلمات داده همزمان نیستند ولی به سرعت پشت سرهم می آیند
continuous illumination
U
روشنایی مداوم
continuous illumination
U
روشنایی پایدار منطقه رزم
continuous function
U
تابع پیوسته
continuous grading
U
دانه بندی یکسره
continuous form
U
ورقه پیوسته
continuous inventory
U
موجودی مستمر
continuous levelling
U
تراز یابی پیوسته
continuous paper
U
کاغذ پیوسته
continuous forms
U
ورقههای پیوسته
continuous forms
U
فرم های پیوسته
continuous phase
U
فاز پیوسته
continuous flow
U
جریان با دبی ثابت
continuous beam
U
تیر یکسره
continuous fire
U
اتش پایدار
continuous fire
U
اتش مداوم
continuous error
U
خطای متوالی
continuous grading
U
دانه بندی پیوسته
continuous duty
U
کار مداوم یکنواخت
continuous duty
U
کار پیوسته
continuous distributions
U
توزیع پیوسته
continuous data
U
دادههای متوالی
continuous data
U
دادههای پیوسته
continuous current
U
جریان یکنواخت
continuous climbing
U
صعود طبیعی
continuous beam
U
تیرچند پایه
continuous beam
U
تیر ممتد
continuous beam
U
تیر چند دهانه تیر سراسری
continuous process
U
فرایند پیوسته
continuous processing
U
پردازش پیوسته
continuous error
U
خطای پیوسته
continuous function
U
تابع پیوسته
[ریاضی]
continuous wave
U
امواج الکترومگنتیک که بدون فاصله تکرار میشوند ومعمولا دارای دامنه و طول موج و فرکانس ثابت میباشند
continuous wave
U
موج پایدار
continuous variable
U
متغیر پیوسته
continuous time
U
با پیوستگی زمانی
continuous tone
U
نقطههای متفاوت
continuous tone
U
اهنگ پیوسته
continuous tone
U
ته رنگ پیوسته
continuous spectrum
U
طیف انفصالی
continuous window
U
پنجره سراسری
continuous processor
U
دستگاه چاپ متوالی عکس چاپ کننده مداوم عکس
continuous rating
U
کار پیوسته اسمی
continuous reinforcecement
U
ارماتور ممتد
continuous reinforcement
U
تقویت پیاپی
continuous scrolling
U
حرکت پیوسته
continuous drizzle
U
بارشبارانملائم
continuous rain
بارش باران دائمی
continuous snow
U
بارشبرفدائمی
continuous spectrum
U
طیف نشری
continuous spectrum
U
طیف پیوسته
continuous flow analyser
U
تجزیه گر جریان پیوسته
continuous extraction apparatus
U
دستگاه استخراج پیوسته
continuous traffic line
U
خط پیوسته امد و شد
continuous traffic line
U
خط پر امد و شد
continuous tone image
U
تصویر تشکیل شده از ترکیبات نواحی مجزا
continuous stock taking
U
موجودی گیری مستمر انبارگردانی مستمر
continuous background radiation
U
تابش زمینهای پیوسته
continuous stock taking
U
رسیدگی مستمر موجودی
continuous strip camera
U
دوربین عکسبرداری به طریق نوار مداوم
continuous strip imagery
U
عکاسی متوالی از یک نوارزمین عکاسی مداوم از یک نوار
continuous stock control
U
کنترل مستمر موجودی
continuous strip photography
U
عکاسی به طریق نوار مداوم عکسبرداری هوایی با نوارمداوم
continuous deep beam
U
تیر تیغه یکسره
continuous adjustable transformer
U
مبدل تنظیم پذیر
continuous flow oxygen system
U
سیستم اکسیژنی که در ان جریان اکسیژن به صورت پیوسته میباشد
column
U
مجموعهای از حروف که یک زیر دیگر چاپ میشود
column
U
ردیف کشتیهای مسافربری که به دنبال هم حرکت می کنند
column
U
ستون روزنامه
column
U
برج
column
U
ستون در کاغذ شطرنجی نقشه کشی
column
U
استاتور
column
U
در نرم افزار پردازش کلمه میله وضعیت که در پایین صفحه است که بیان کننده موقعیت نشانه گر نسبت به ستون ها در صفحه است
fifth column
U
دستگاه جاسوسی
column
U
چاپگری که بیشترین پهنای خط از حروف را دارد
column
U
خط ی از اطلاعات چاپ شده درباره یک حرف موازی با کوتاهترین قسمت کارت
column
U
خط عمودی که محل و پهنای ستون را مشخص میکند
column
U
ستون
column
U
بیت بررسی هر بیتی روی هر ستون پانچ کارت یا نوار
fifth column
U
ستون پنجم
column by column
U
ستون به ستون
column
U
ستون
column
U
پایه
column
U
رکن
column
U
ردیف
column
U
ستون نظامی
column
U
صف ستون راهپیمایی یاموتوری
alcohol column
U
ستونالکل
opem column
U
ستون باز
parallel column
U
ستونهای موازی
packed column
U
ستون پر شده
vertebral column
U
ستون فقرات
transformer column
U
ساق ترانسفورماتور
mercury column
U
ستون جیوه
positive column
U
ستون مثبت
column caelata
U
[ستون های شاخ و برگی]
column crank
U
دستهپایه
central column
U
ستونمرکزی
spinal column
U
ستون فقرات
vertebral column
U
ستون مهره
vertebral column
U
تیره پشت
streeing column
U
میل فرمان
reflux column
U
ستون باز روانی
streeing column
U
ستون فرمان
storming column
U
واحد مامورحمله
storming column
U
ستون حمله
route column
U
ستون راه
route column
U
ستون راهپیمایی
column lock
U
قفلپایه
column of mercury
U
ستونجیوه
hull column
پایه بدنه
advertising column
U
ستون آگهی
isoculculating column
U
دسته ستون
half-column
U
نیمه ستون
semi-column
U
نیم ستون
column cochlis
U
[ستون های یادبود بزرگ شبیه طاق نصرت]
column caelata
U
[ستون با تیرهای مزین شده]
Antonine column
U
[یادبودی از ستون دوریکی توسکان در روم]
hex-column
U
طرح ستونی شش وجهی
[طرح سه ترنجی که بیشتر در قراچه آذربایجان و شیروان قفقاز بافته شده و متن اصلی آن را سه ترنج شش گوش در بر می گیرد.]
personal column
ستون فردی ستون خصوصی در روزنامه
gossip column
U
gooseflesh
gossip column
U
ستونغیبت
agony column
U
ستونیدر روزنامهکهدر آن پاسخ مشکلاتو سوالهای خوانندگانمطرح میشود
cassed column
U
ستون پوشش دار
march column
U
ستون راهپیمایی
column binary
U
دودوئی ستونی
column chromatography
U
کروماتوگرافی ستونی
column cover
U
پوشش ستون
column formation
آرایش ستون
column gap
U
شکاف بین ستون
column graph
U
نمودار ستونی
column grinder
U
دستگاه سنگ سمباده با قسمت ساکن دستگاه سنگ سمباده ستونی
column head
U
بار ستون
column head
U
سرستون
column head
U
عناصر سرستون
column indicator
U
نشانگر ستونی
column of riflemen
U
ستون تفنگداران
spinal column
U
تیره پشت ستون مهره
column rule
U
خط برنج
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com