Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 105 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
continuous levelling
U
تراز یابی پیوسته
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
levelling
U
هموارسازی
levelling f
U
سطحپایه
levelling
U
تسطیح
levelling
U
تعدیل
levelling
U
ترازیابی
levelling course
U
لایه تسطیح کننده
levelling
U
ارتفاع یابی
levelling foot
سطح پایه
levelling head
U
سرترازیابی
staff levelling
U
میر ترازیابی
precision levelling
U
ترازیابی دقیق
levelling staff
U
شاخص تراز
levelling rod
U
دستک مساحی
levelling straightedge
U
خط کش تراز
levelling monument
U
نشان ترازیابی
levelling monument
U
ریپرترازیابی
levelling monument
U
انگپایه ترازیابی
levelling rod
U
دستک
levelling rod
U
زمین پیمایی
levelling staff
U
میر
levelling screw
U
پیچ تنظیم
levelling instrument
U
وسیله ترازیابی
automatic levelling
U
سیستم متعادل کننده خودکارهواپیما سیستم ترازکننده خودکار
levelling drag scrapers
U
اسکریپر تیغه دار
levelling head level
U
مقطعدهانهیتراز
marked levelling staff
U
میر مدرج
marked levelling staff
U
میر ترازگیری
levelling head locking knob
U
دکمهقفلسرترازیاب
continuous
U
متصل
continuous
U
کاغذهای با طول زیاد که در چاپگر استفاده می شوند
continuous
U
مداوم
continuous
U
متوالی
continuous
U
سیگنال آنالوگ که پیاپی تغییر میکند
continuous
U
قطعهای پایان ناپذیر از نوار ضبط
continuous
U
وسیلهای که مرتب به چاپگر کار می فرستد
continuous
U
ارسال داده سریع که در آن کلمات داده همزمان نیستند ولی به سرعت پشت سرهم می آیند
continuous
U
بدون پایان یابدون قط عی
continuous
U
پیوسته
continuous
U
آنچه بدون توقف ادامه یابد
continuous tone
U
اهنگ پیوسته
continuous tone
U
نقطههای متفاوت
continuous time
U
با پیوستگی زمانی
continuous scrolling
U
حرکت پیوسته
continuous spectrum
U
طیف انفصالی
continuous spectrum
U
طیف نشری
continuous spectrum
U
طیف پیوسته
continuous reinforcement
U
تقویت پیاپی
continuous tone
U
ته رنگ پیوسته
continuous variable
U
متغیر پیوسته
continuous snow
U
بارشبرفدائمی
continuous rain
بارش باران دائمی
continuous drizzle
U
بارشبارانملائم
continuous wave
U
موج پایدار
continuous function
U
تابع پیوسته
[ریاضی]
continuous window
U
پنجره سراسری
continuous wave
U
امواج الکترومگنتیک که بدون فاصله تکرار میشوند ومعمولا دارای دامنه و طول موج و فرکانس ثابت میباشند
continuous beam
U
تیر یکسره
continuous error
U
خطای پیوسته
continuous error
U
خطای متوالی
continuous fire
U
اتش مداوم
continuous fire
U
اتش پایدار
continuous flow
U
جریان با دبی ثابت
continuous form
U
ورقه پیوسته
continuous forms
U
ورقههای پیوسته
continuous forms
U
فرم های پیوسته
continuous function
U
تابع پیوسته
continuous duty
U
کار مداوم یکنواخت
continuous duty
U
کار پیوسته
continuous beam
U
تیر چند دهانه تیر سراسری
continuous beam
U
تیر ممتد
continuous beam
U
تیرچند پایه
continuous climbing
U
صعود طبیعی
continuous current
U
جریان یکنواخت
continuous data
U
دادههای پیوسته
continuous data
U
دادههای متوالی
continuous distributions
U
توزیع پیوسته
continuous grading
U
دانه بندی پیوسته
continuous grading
U
دانه بندی یکسره
continuous paper
U
کاغذ پیوسته
continuous phase
U
فاز پیوسته
continuous process
U
فرایند پیوسته
continuous inventory
U
موجودی مستمر
continuous processing
U
پردازش پیوسته
continuous processor
U
دستگاه چاپ متوالی عکس چاپ کننده مداوم عکس
continuous rating
U
کار پیوسته اسمی
continuous reinforcecement
U
ارماتور ممتد
continuous illumination
U
روشنایی پایدار منطقه رزم
continuous illumination
U
روشنایی مداوم
continuous background radiation
U
تابش زمینهای پیوسته
continuous stock taking
U
موجودی گیری مستمر انبارگردانی مستمر
continuous stock taking
U
رسیدگی مستمر موجودی
continuous deep beam
U
تیر تیغه یکسره
continuous strip camera
U
دوربین عکسبرداری به طریق نوار مداوم
continuous traffic line
U
خط پیوسته امد و شد
continuous traffic line
U
خط پر امد و شد
continuous flow analyser
U
تجزیه گر جریان پیوسته
continuous tone image
U
تصویر تشکیل شده از ترکیبات نواحی مجزا
continuous packing column
U
ستون پر شده پیوسته
continuous extraction apparatus
U
دستگاه استخراج پیوسته
continuous stock control
U
کنترل مستمر موجودی
continuous strip photography
U
عکاسی به طریق نوار مداوم عکسبرداری هوایی با نوارمداوم
continuous strip imagery
U
عکاسی متوالی از یک نوارزمین عکاسی مداوم از یک نوار
continuous adjustable transformer
U
مبدل تنظیم پذیر
continuous flow oxygen system
U
سیستم اکسیژنی که در ان جریان اکسیژن به صورت پیوسته میباشد
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com