English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 82 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
continuous drizzle U بارشبارانملائم
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
drizzle U نرمه باران
drizzle U نم نم باران
drizzle U ریز باریدن
drizzle U ریزبار
intermittent drizzle U بارشمتناوببارانملائم
continuous U پیوسته
continuous U آنچه بدون توقف ادامه یابد
continuous U بدون پایان یابدون قط عی
continuous U ارسال داده سریع که در آن کلمات داده همزمان نیستند ولی به سرعت پشت سرهم می آیند
continuous U وسیلهای که مرتب به چاپگر کار می فرستد
continuous U قطعهای پایان ناپذیر از نوار ضبط
continuous U مداوم
continuous U متوالی
continuous U متصل
continuous U کاغذهای با طول زیاد که در چاپگر استفاده می شوند
continuous U سیگنال آنالوگ که پیاپی تغییر میکند
continuous rating U کار پیوسته اسمی
continuous reinforcecement U ارماتور ممتد
continuous reinforcement U تقویت پیاپی
continuous scrolling U حرکت پیوسته
continuous spectrum U طیف انفصالی
continuous processor U دستگاه چاپ متوالی عکس چاپ کننده مداوم عکس
continuous processing U پردازش پیوسته
continuous process U فرایند پیوسته
continuous phase U فاز پیوسته
continuous paper U کاغذ پیوسته
continuous levelling U تراز یابی پیوسته
continuous inventory U موجودی مستمر
continuous spectrum U طیف نشری
continuous spectrum U طیف پیوسته
continuous snow U بارشبرفدائمی
continuous rain بارش باران دائمی
continuous window U پنجره سراسری
continuous wave U امواج الکترومگنتیک که بدون فاصله تکرار میشوند ومعمولا دارای دامنه و طول موج و فرکانس ثابت میباشند
continuous wave U موج پایدار
continuous variable U متغیر پیوسته
continuous tone U ته رنگ پیوسته
continuous tone U اهنگ پیوسته
continuous tone U نقطههای متفاوت
continuous time U با پیوستگی زمانی
continuous function U تابع پیوسته [ریاضی]
continuous beam U تیر یکسره
continuous error U خطای پیوسته
continuous duty U کار مداوم یکنواخت
continuous beam U تیر چند دهانه تیر سراسری
continuous duty U کار پیوسته
continuous distributions U توزیع پیوسته
continuous data U دادههای متوالی
continuous data U دادههای پیوسته
continuous current U جریان یکنواخت
continuous climbing U صعود طبیعی
continuous beam U تیرچند پایه
continuous beam U تیر ممتد
continuous error U خطای متوالی
continuous forms U فرم های پیوسته
continuous grading U دانه بندی یکسره
continuous forms U ورقههای پیوسته
continuous illumination U روشنایی مداوم
continuous illumination U روشنایی پایدار منطقه رزم
continuous grading U دانه بندی پیوسته
continuous flow U جریان با دبی ثابت
continuous function U تابع پیوسته
continuous fire U اتش پایدار
continuous fire U اتش مداوم
continuous form U ورقه پیوسته
continuous packing column U ستون پر شده پیوسته
continuous strip camera U دوربین عکسبرداری به طریق نوار مداوم
continuous background radiation U تابش زمینهای پیوسته
continuous adjustable transformer U مبدل تنظیم پذیر
continuous extraction apparatus U دستگاه استخراج پیوسته
continuous traffic line U خط پیوسته امد و شد
continuous stock control U کنترل مستمر موجودی
continuous stock taking U رسیدگی مستمر موجودی
continuous flow analyser U تجزیه گر جریان پیوسته
continuous strip imagery U عکاسی متوالی از یک نوارزمین عکاسی مداوم از یک نوار
continuous strip photography U عکاسی به طریق نوار مداوم عکسبرداری هوایی با نوارمداوم
continuous deep beam U تیر تیغه یکسره
continuous tone image U تصویر تشکیل شده از ترکیبات نواحی مجزا
continuous traffic line U خط پر امد و شد
continuous stock taking U موجودی گیری مستمر انبارگردانی مستمر
continuous flow oxygen system U سیستم اکسیژنی که در ان جریان اکسیژن به صورت پیوسته میباشد
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com