Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
continous milling machine
U
دستگاه فرز دائمی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
milling machine
U
ماشین تراش
milling machine
U
ماشین فرز
milling machine
U
دستگاه فرز
downfeed milling machine
U
دستگاه فرز با تغذیه از زیر
bench milling machine
U
ماشین فرز رومیزی
contour milling machine
U
دستگاه فرز پروفیل
automatic milling machine
U
دستگاه فرز خودکار
conventional milling machine
U
دستگاه فرز معمولی
knee and column milling machine
U
دستگاه فرز زانویی و ستونی
milling, drilling and boring machine
U
ماشین فرز و مته
horizontal drilling and milling machine
U
دستگاه مته کاری و فرزکاری افقی
manufactoring tape milling machine
U
دستگاه نورد صنعتی
continous
U
دائمی
continous
U
پیوسته
continous
U
متصل متوالی بدون وقفه
continous traction
U
نیروی کشش دائمی
continous cycle
U
گردش دائمی
continous earth
U
زمین دائمی
continous conveyor
U
بالابر دائمی و ثابت
continous running
U
گردش دائمی
continous rolling
U
نورد دائمی
continous operation
U
عملکرد پایدار
continous chip
U
برادههای قیچی کاری
continous operation
U
کار دائمی
continous mixer
U
مخلوط کننده دائمی
continous cycle
U
دوره بی وقفه
continous type furnace
U
کوره تونلی
continous tinning line
U
تاسیسات قلع کاری دائمی
continous rod mill
U
دستگاه نورد سیم دائمی
continous immersion test
U
ازمایش فروبری دائمی ازمایش غوطه وری
continous casting method
U
روش ریخته گری دائمی
continous type furnace
U
کوره نوع بدون وقفه
continous casting plant
U
تاسیسات ریخته گری دائمی
continous strand furnace
U
کوره رشتهای دائمی
forty one continous billiard
U
بیلیارد امریکایی با تعیین گوی و کیسه
continous anealing furnace
U
کوره ملتهب دائمی
continous heating furnace
U
کوره حرارتی دائمی
milling
U
فرزکاری
milling
U
فرز کردن
milling
U
عمل اسیاب کردن
milling
U
جنب وجوش
milling
U
ارد سازی
milling
U
اسیاب
milling
U
زنجیره سکه
cycle milling
U
دستگاه فرز پاندولی
milling cutter
U
ابزار فرزکاری
milling tool
U
ابزار فرزکاری
milling operation
U
فرزکاری
milling shop
U
کارگاه فرزکاری
radius milling
U
فرزکاری شعاعی
recipocal milling
U
فرزکاری نوسانی
recipocal milling
U
فرزکاری متقابل فرزکاری دوجانبه فرزکاری معکوس
climp milling
U
عمل فرز کاری که طی ان قطعه کار در همان جهت حرکت تیغه برش به جلومرکت میکند
circular milling
U
فرز مدور
copy milling
U
الگوتراشی
milling capacity
U
فرفیت فرزکاری
plain milling cutter
U
دستگاه فرز غلطکی
gang milling cutter
U
دستگاه فرز گروهی
slab milling cutter
U
دستگاه فرز غلطکی
angle milling cutter
U
فرزکننده زاویهای
formed milling cutter
U
دستگاه فرز فرم
pattern milling attachment
U
تجهیزات فرز مدل
plate milling stand
U
مقام دستگاه فرز غلطکی مقام دستگاه نورد صفحه
side milling cutter
U
دستگاه فرز صفحهای
double angle milling cutter
U
دستگاه فرز زاویه دوبل
cone type face milling cutter
U
فرز نوع مخروطی
d.c. machine
U
ماشین جریان مستقیم ماشین جریان دائم
two way machine
U
ماشین دو راهه
machine sensible
U
قابل درک توسط کامپیوتر
machine
U
کمترین دوره زمانی CPU برای اجرای یک دستور
machine
U
سیستم کامپیوتری که برای ترجمه متن و دستورات از یک زبان به دیگری به کار می رود
machine
U
ذخیره شده روی یک رسانه که مستقیما وارد کامپیوتر میشود
machine
U
دستوری که مستقیما CPU را کنترل میکند و بدون نیاز به ترجمه تشخیص داده میشود
machine
U
بایت تشکیل شده است برای عملوند و داده و آدرس
machine
U
زبان برنامه نویسی که حاوی دستوراتی است به صورت کد دورویی که مستقیما توسط واحد پردازش مرکزی بدون ترجمه فهمیده میشود
machine
U
تعداد قط عات متحرک جدا یا بخشها که با هم کار می کنند تا فرآیندی را انجام دهند
machine
U
کامپیوتر یا سیستم یا پردازندهای که از قط عات مختلف متصل بهم برای انجام یک عمل تشکیل شده است
machine
U
ماشین
machine
U
خطای ناشی خرابی سخت افزار
machine
U
که قابل اجرا روی هر سیستم کامپیوتری باشد
machine
U
فرمولی که کامپیوتر آنالوگ نوشته است تا حل کند
machine
U
زبان برنامه نویسی که روی کامپیوتری که کامپایلر مناسب دارد قابل ترجمه و اجرا است
machine
U
تولید برنامه کد ماشین از برنامه HLL با ترجمه و اسمبلر کردن هر دستور HLL
machine
U
نرم افزاری که با سخت افزار سیستم به نزدیکی کار میکند
machine
U
یری را تقلید می کنند و حاوی دلایل اولیه و سایر خصوصیات انسان هستند
machine
U
دستگاه
machine
U
کامپیوتری که حاوی کمترین کد ROM است تا سیستم را ازدیسک راه اندازی کند. هر زبان مورد نیاز باید جداگانه بار شود
machine
U
1-روش نوشتن کد ماشین . 2-کد ماشین
machine
U
بیت اجرا میشود
machine
U
کامپیوتری که میتواند کد اصلی با کامپایل کند
machine
U
تراشکاری کردن صیقل کردن
machine
U
شیارانداختن روی فلز
machine
U
ماشین شبیه سایز شده و عملیات آن
machine
U
براده برداشتن
machine
U
عمل پردازش دستورات در برنامه توسط کامپیوتر
machine
U
شماره یا آدرس مطلق که نقط های در حافظه که کلمه داده قابل یافتن و دستیابی است را مشخص میکند
machine
U
خطای ناشی از خرابی قطعه
machine
U
تراشیدن ماشین
machine
U
دستوری که توسط ماشین تشخیص داده میشود و بخشی از مجموعه دستورات محدود آن است
machine
U
غیراستاندارد یا آنچه روی سخت افزار یا نرم افزار تولیدکننده دیگر بدون تغییرات قابل استفاده نباشد
machine
U
ماشین کردن با ماشین رفتن
milking machine
U
ماشین قابل حمل که داده ماشینهای مختلف را می پذیرد و به کامپیوتر بزرگتر ارسال میکند
machine readable
U
قابل خواندن توسط ماشین
molding machine
U
دستگاه قالب گیری
punching machine
U
دستگاه منگنه
punching machine
U
ماشین سوراخکن
printer machine
U
دستگاه چاپ
printer machine
U
ماشین چاپ
planing machine
U
ماشین کندگی
planer machine
U
ماشین صفحه تراش
open machine
U
ماشین باز
object machine
U
ماشین مقصود
multi way machine
U
دستگاه چند راهه
mowing machine
U
علف چین
mowing machine
U
ماشین علف چینی
mortising machine
U
دستگاه کام کنی
punching machine
U
دستگاه پانچ
machine word
U
کلمه ماشین
machine capacity
U
فرفیت ماشین
machine fault
U
نقص ماشین
machine foundation
U
پایه دستگاه
machine frame
U
چارچوب دستگاه
machine gunner
U
مسلسل چی
machine independent
U
مستقل از ماشین
machine instruction
U
دستورالعمل ماشین
machine intelligence
U
هوش ماشین
machine interupption
U
وقفه ماشین
machine fault
U
عیب ماشین
machine error
U
خطای ماشین
machine equipment
U
تجهیزات ماشین
machine check
U
برسی ماشین
machine column
U
پایه یا ستون دستگاه
machine cycle
U
چرخه ماشین
machine dependent
U
وابسته ماشین
machine dependent
U
وابسته به ماشین
machine designer
U
طراح ماشین
machine down time
U
زمان توقف ماشین
machine down time
U
زمان معطلی دستگاه
machine language
U
زبان ماشین
machine recognization
U
بازشناختی توسط ماشین
machine representation
U
نمایش ماشیی
machine ringing
U
زنگ ماشینی
machine run
U
رانش ماشین
machine run
U
اجرای ماشین
machine shop
U
کارگاه محاسبات ماشینی
machine time
U
وقت ماشین
machine time
U
زمان ماشین کاری
machine translation
U
ترجمه ماشینی
machine readable
U
خواندنی توسط ماشین
machine oriented
U
ماشین گرا
machine operator
U
متصدی ماشین
machine learning
U
فراگیری ماشین
machine number
U
عدد سرعت هواپیما
machine number
U
عدد نسبت سرعت هواپیما به سرعت صوت
machine oil
U
روغن ماشین
machine operating
U
عملکرد ماشین
machine operator
U
کارگردان ماشین
machine operator
U
اپراتوردستگاه
machine operator
U
اپراتور ماشین
machine welding
U
جوشکاری ماشینی
synchronous machine
U
ماشین همزمان
transfer machine
U
دستگاه انتقال
turing machine
U
ماشین تورینگ
turing machine
U
مدل ریاضی یک وسیله که میتواند داده را بخواند و بنویسد بر یک نوار ذخیره سازی قابل کنترل با تغییر وضعیتهای داخلی آن
turning machine
U
ماشین تراش
plaiting machine
U
دستگاه چاکدار کن
[صنعت نساجی]
two phase machine
U
ماشین دو فازه
virtual machine
U
ماشین مجازی
threshing machine
U
ماشین خرمن کوبی
threshing machine
U
ماشین غله پوست کنی
tabulating machine
U
جدول بند
tabulating machine
U
جدول نویس
talking machine
U
گرامافون
talking machine
U
دستگاه ضبط صوت
teaching machine
U
ماشین اموزش
teaching machine
U
ماشین تدریس
the machine is in operation
U
ماشین در گردش است ماشین دایر است
three phase machine
U
ماشین سه فازه
virtual machine
U
دستگاه مجازی
weighing machine
U
ترازوی ماشینی ماشین سنجش قنطارکش
sub-machine guns
U
تیربار خودکار
accept machine
دستگاه پذیرنده
fax machine
U
فاکس
fuelling machine
U
ماشینسوخت
machine hall
U
راهرویماشین
rowing machine
U
ماشینپایی
kidney machine
U
ماشینکمکیبرایافرادبیمار
cog in the machine
<idiom>
U
قطرهای از دریا
sub-machine guns
U
تیربار دستی
sub-machine guns
U
مسلسل دستی
winding machine
U
دستگاه سیم پیچی
winnowing machine
U
ماشین باد افشانی
fruit machine
U
جک پات
pleating machine
U
دستگاه چین
[تا]
کن
[صنعت نساجی]
pinball machine
U
ماشین پینبال
pinball machine
U
ماشین ساچمه پران
sub-machine gun
U
مسلسل دستی
sub-machine gun
U
تیربار دستی
sub-machine gun
U
تیربار خودکار
plaiting machine
U
دستگاه چین
[تا]
کن
[صنعت نساجی]
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com