English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 86 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
consumer appeal U تاثیر محصول روی مصرف کننده
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
appeal U پژوهش
appeal U فرجام
appeal U درخواست
appeal [to] or [for] U درخواست [برای] [استیناف در دادگاه]
to appeal [to] U درخواستن [رجوع کردن به] [التماس کردن] [استیناف کردن در دادگاه]
appeal U رجوع
appeal U التماس
appeal U جذبه
appeal U استیناف
appeal U جاذبه
appeal U توسل
appeal U چنگ زدن
appeal U تشبث کردن استیناف دادن
consumer U مصرف کننده
fear appeal U توسل به ترس
lodge an a appeal U عرضحال دادن
to forfeit an appeal U درخواست تجدید نظر را از دست دادن [قانون]
To appeal (turn)to someone for help. U دست به دامن کسی شدن
threat appeal U توسل به تهدید
object of appeal U فرجام خواسته
object of appeal U مستانف عنه
object of appeal U پژوهش خواسته
lodge an a appeal U شکایت کردن
appeal to arbitration U توسل به داوری
appeal to arbitration U رجوع به حکمیت
appeal play U تقاضای بازیگر برای اعلام رای داور نسبت به خطای حریف
court of appeal U محکمه استیناف دادگاه پژوهشی
court of appeal U دادگاه استیناف
court of appeal U دادگاه پژوهش
courts of appeal U دادگاه عالی محکمه استیناف
court of appeal U دادگاه استان
courts of appeal U دادگاه استان
courts of appeal U محکمه استیناف دادگاه پژوهشی
court of appeal U دادگاه عالی محکمه استیناف
courts of appeal U دادگاه استیناف
courts of appeal U دادگاه پژوهش
appeal for tenders U درخواست مزایده
sex appeal U جاذبه جنسی
consumer's surplus U یکنواختی قیمتها برای مصرف کننده
consumer psychology U روانشناسی مصرف کننده
consumer's goods U کالای مصرفی
power consumer U مصرف برق
power consumer U مصرف انرژی مصرف توان
representative consumer U مصرف کننده نمونه
consumer goods U اشیاء مصرفی
consumer goods U کالاهای مصرفی
consumer goods U کالای مصرفی
consumer number U شمارهمصرفشده
the producer and the consumer U تولید کننده و مصرف کننده
smoke consumer U اسباب استفاده از دود برای مصرف درونی ماشین
consumer durables U کالاهای مصرفی پر دوام
rational consumer U مصرف کننده عقلائی
consumer's choice U انتخاب مصرف کننده
consumer surplus U مازادمصرف کننده
consumer surplus U نصیب مصرف کننده
consumer logistics U امور امادی مصرف کنندگان مصرف کالا و اماد
consumer industries U صنایع مصرفی
consumer equilibrium U تعادل مصرف کننده
consumer economics U علم اقتصاد مصرف کننده
consumer credit U اعتباربرای خرید کالاهای مصرفی
consumer credit U اعتبار مصرف کننده
consumer choice U انتخاب مصرف کننده
consumer capital U سرمایه مصرفی
consumer brand U کالای پر مصرف
consumer behaviour U رفتار مصرف کننده
consumer advertising U تبلیغات تجاری بمنظور جلب توجه مصرف کننده
consumer nondurables U کالاهای مصرفی بی دوام
consumer research U مطالعه وضعیت مصرف کنندگان
consumer protection U حمایت از مصرف کننده
consumer research U تحقیق درخصوص احتیاجات و نحوه خریدمصرف کنندگان
consumer preference U رجحان مصرف کننده
consumer organization U سازمان حمایت از مصرف کنندگان
consumer sovereignty U حاکمیت مصرف کننده
soverignty of the consumer U حاکمیت مصرف کننده
his appeal met no response U پاسخی پدر خواست که اوترسید
person aganist whom appeal U فرجام خواه
appeal to the supreme court U فرجام خواستن
person aganist whom appeal U court supreme the madeto been has ممیزعنه
petition to court of appeal U عرضحال استینافی
nondurable consumer goods U کالاهای مصرفی بی دوام
Consumer ( consrmers ) goods . U کالاهای مصرفی
theory of consumer's choice U نظریه انتخاب مصرف کننده
index of consumer prices U شاخص قیمت کالاهای مصرفی
consumer price index U شاخص قیمت کالاهای مصرفی
consumer durable goods U کالاهای مصرفی بادوام
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com