English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 77 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
constructive interference U تداخل فزاینده
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
constructive U بناکننده
constructive U سازا
constructive U سازنده
constructive U مفید ساختمانی
constructive U سودمند
constructive notice U ابلاغ اختیاری در CL ابلاغی که به وکیل شخص بشود قانونی یااعتباری نامیده میشود و درمقابل ان " ابلاغ رسمی یاواقعی " قرار دارد و ان ابلاغی است که به خود شخص بشود
constructive notice U ابلاغ قانونی
constructive memory U حافظه سازا
constructive fraud U منظورعملی است که به اعتبارقانون خاص عنوان کلاهبرداری بافته و از این نظر از کلاهبرداری واقعی وارادی متمایز است
constructive fraud U کلاهبرداری اعتباری
constructive credit U اعطای پایان نامه افتخاری به کسی
constructive placement U تعیین محل برای بارگیری یاتخلیه مناسب کشتیها
constructive coercion U اجبار معنوی
constructive trust U مسئولیت قهری
constructive trust U منظور مسئولیتی است که از حکم قانون ناشی میشود و ارتباطی به خواست شخص ندارد
constructive service U ابلاغ قانونی
constructive trust U ضمان قهری
constructive school credit U بورس تحصیلی برای پرسنل شایسته نظامی
constructive total loss U تخمین خسارت کل وارده
constructive total loss U صدمه کلی خسارت بنیانی
constructive total loss U خسارت کلی
constructive receipt billing U ارسال صورت اقلام ارسالی روش ارسال بارنامه
interference U انترفرنس
interference U دست درازی
non interference U بر کناری
interference U خش خش
interference U مداخله
interference U تداخل
interference U تداخل امواج
interference U مانع
interference U معارضه
interference U مزاحمت مهرههای خودی شطرنج
interference U سد کردن غیرمجاز راه حریف
interference U ممانعت غیرمجاز
interference U اختلال الکتریکی روی سیگنال در اثر سیگنالهای فراهم از منابع الکترومغناطیسی اطراف
interference U محاسبه داده طبق میدانهای مغناطسی که به صورت الکتریکی تولید شده اند
interference U فضولی
interference U دخالت
interference U اختلال در سیگنال
interference level U سطح پارازیت
interference inverter U دیود پارازیت گیر
interference generator U مولد پارازیت
interference filter U صافی پارازیت
interference filter U صافی تداخل
interference limiter U محدودکننده پارازیت
interference meter U ولتمتر انترفرنس
interference micriscope U میکروسکوپ انترفرنس
interference power U توان پارازیت
interference wave U موج انترفرنس
interference field U میدان انترفرنس
radio interference U تداخل امواج رادیویی انترفرنس رادیویی
radio interference U پارازیت رادیویی
pass interference U جلوگیری غیر مجاز حریف ازگرفتن پاس
interference wave U موج مزاحم
atmospheric interference U پارازیت جوی
static interference U پارازیت جوی
biplane interference U تداخل ایرودینایکی بین دو بال که روی یکدیگر قرار گرفته اند
armature interference U اغتشاش ارمیچر
diathermy interference U تداخل امواج دیاترمی
interference vcoltage U ولتاژ پارازیت
electromagnetic interference U مداخله الکترومغناطیسی درکار رادارها
image of interference U تصویر انترفرنس
inductive interference U تداخل امواج القائی انترفرنس القائی
interference field U میدان مزاحم
interference eliminator U صافی تداخل
interference drag U پسای داخلی
interference current U جریان مزاحم
interference characteristic U مشخصه انترفرنس
interference zone U ناحیه ی تداخل امواج
interference area U ناحیه ی تداخل امواج
interference voltage meter U ولتمتر پارازیت
anti interference capacitor U خازن ضد تداخل
radio frequency interference U تداخل فرکانس رادیویی
anti interference device U دستگاه ضد تداخل
high frequency interference U تداخل امواج فرکانس بالا سیگنال مزاحم
inductive interference voltage U ولتاژ تداخل امواج القائی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com