English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 140 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
construction costs U هزینه های ساختمان
construction costs U هزینه های ساخت و ساز
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
construction U سازندگی
construction U ساختن یک سیستم
construction U ساختمان
it is the p of construction U دردست ساختمان است
construction need U نیاز سازندگی
re construction U دوباره سازی
under construction U دردست ساختمان
construction U ایجاد
construction U عمارت
construction U ساخت
construction U هنر سازندگی
construction U تفسیر
construction U تعبیر ساختمان
construction U ترکیب
construction U تاویل
laminated construction U ساختمان ورقهای
test construction U ازمون سازی
crane construction U ساختمان جرثقیل
crane construction U ساختار جرثقیل
cost of construction U هزینه ساختمان
cost of construction U بهای ساختمان
dwelling construction U خانه سازی
dwelling construction U اپارتمان سازی
element of construction U سازک
steel construction U ساختمان فولادی
sandwitch construction U ساختمان لایهای
railroad construction U ساختمان راه اهن
plant construction U ساختمان کارخانه
modular construction U ساختمان پیش ساخته ساختمان با بلوک پیش ساخته
integral construction U ساختمان یکپارچه
construction of a treaty U تفسیر معاهده
road construction U جاده سازی
auxiliary construction U ساختمان کومکی
design and construction U طراحی و ساخت
building construction U معماری
building construction U روسازی
capital construction U ساختمان سرمایه
ceiling construction U سقف سازی
Construction works . U عملیات ساختمانی
construction batalion U گردان مهندسی ساختمان گردان ساختمان
construction drowling U نقشه کارگاهی
hydraulic construction U ساختمان ابی
construction joints U درزهای ساختمانی
construction joint U درز ساختمانی
construction cost index U شاخص هزینه ساختمانی
basic construction unit U واحد ساختمانی
make shift construction U طرح پیشنهادی
construction work in progress U هزینه ساختمانهای نا تمام
make shift construction U طرح موقتی
low loss construction U ساختمان کم تلفات
construction electrician mate U تکنیسین برق ساختمان
pattern construction drawing U الگوی نقشههای ساختمانی
wood frame construction U ساختمان با استخوانبندی چوبی
bitumen gronted construction U اسفالت نفوذی
reinforced concrete construction U ساختمان بتن فولادی
at all [any] costs <adv.> U در هر حال [بی شرط]
overall costs U هزینه کلی
with costs U با هزینه دادرسی
overall costs U هزینه کامل
with costs U بعلاوه هزینه دادرسی
on costs U هزنههای ثابت
on costs U هزینههای غیرمستقیم
costs U هزینه دادرسی
costs U خسارت دادرسی
average costs U معدل هزینه کل محصولات
costs arabicus U قسط شیرینی
costs of proceedings U مخارج عدلیه
wage costs U مخارج دستمزد
valuation of costs U ارزش گذاری هزینه ها
costs of proceedings U هزینه دادرسی
transaction costs U هزینههای معاملاتی
design costs U هزینههای طراحی
taxation of costs U ارزیابی هزینههای دعوی
taxation of costs U مالیات هزینه دادرسی
tangible costs U هزینههای محسوس هزینههای مرئی هزینههای عینی
supplementary costs U هزینههای اضافی
supplementary costs U هزینههای مکمل
storage costs U هزینههای انبارداری
running costs U پرداختروزانهپول
comparative costs U هزینههای نسبی
avoidable costs U هزینههای قابل اجتناب
to carry costs U هزینه مرافعه دادن
bill of costs U صورت هزینه دادرسی
building costs U هزینههای ساختمان
total costs U هزینه کامل
carriage costs U هزینه باربری
total costs U هزینه کلی
carriage costs U هزینه حمل و نقل
What costs little is little esteemed . <proverb> U آنچه کم بهاست ارج کمترى دارد .
I must get hold of her at all costs. U بهر قیمتی شده باید گیرش بیاورم
At all costs . At any price . U به هر قیمتی که شده
It costs quite a bit . U کلی پولش می شود
environmental costs U مضار زیست محیطی
standard costs U هزینههای نرمال
fixed costs U هزینههای سرمایهای
overhead costs U هزینههای عمومی
overhead costs U هزینههای حاشیهای
overhead costs U هزینههای اضافی
overhead costs U هزینههای بالاسری
ordering costs U هزینههای سفارش هزینههای مربوط به سفارش
ordering costs U هزینههای مربوط به سفارش کالا
operational costs U هزینههای عملیاتی
historical costs U هزینه واقعی
holding costs U مخارج نگهداری
implicit costs U هزینههای ضمنی
implicit costs U هزینههای نامرئی
material costs U هزینههای مواد
internalization of costs U داخلی کردن هزینه ها
joint costs U هزینههای مشترک
joint costs U هزینه مشترک
historical costs U هزینه اولیه
fixed costs U هزینههای که وابسته به حجم تولید نمیباشد
selling costs U هزینههای فروش
security for costs U تامین هزینه دعوی
secondary costs U هزینههای غیر مستقیم یاثانوی
selling costs U هزینههای فروش کالا
estimate of costs U تخمین مخارج
spillover costs U هزینههای خارجی
spillover costs U عوارض منفی خارجی
recurring costs U هزینههای تکرار شونده
real costs U هزینههای واقعی
fixed costs U هزینههای ثابت
standard costs U هزینههای استاندارد
prime costs U هزینههای اولیه
free of forwarding costs <adj.> U ارسال مجانی
free of shipping costs <adj.> U ارسال مجانی
additional costs [expenses] U هزینه های اضافی
additional costs [expenses] U هزینه نهایی
costs an arm and a leg <idiom> U [فوق العاده پرخرج یا گران]
costs and arm and a leg <idiom> U خیلی گرونه
free of forwarding costs <adj.> U ارسال رایگان
life cycle costs U هزینههای دوره عمر یک محصول
measurement of benefits and costs U اندازه گیری منافع و هزینه ها
to fix a person with costs U هزینهای رابگردن کسی گذاشتن
direct materials costs U هزینههای مواد اولیهای که مستقیما در کالا بکار برده میشود
free of forwarding costs <adj.> U حمل رایگان
free of shipping costs <adj.> U حمل رایگان
free of shipping costs <adj.> U ارسال رایگان
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com