Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
conditional jump instruction
U
دستورالعمل پرش شرطی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
conditional instruction
U
دستورالعمل شرطی
conditional jump
U
جهش شرطی
jump instruction
U
موقعتی که پردازنده به بخش دیگر برنامه هدایت میشود در صورتی که شرط برقرار باشد
jump instruction
U
هدایت CPU به بخش دیگر برنامه
jump instruction
U
دستور برنامه نویسی برای خاتمه دادن به یک سری دستورات و هدایت پردازنده به بخش دیگر برنامه
jump instruction
U
موقعتی که CUPU از دستورالعمل فعلی به نقط ه دیگر برنامه برود
jump instruction
U
دستوری که کنترل را از یک نقط ه برنامه به دیگری منتقل میکند بدون هیچ شرطی
jump instruction
U
پرسش شرطی در صورتی که پرچم یا ثبات صفر باشند
conditional
U
معلق
conditional
U
نقط های که پس از آن برنامه نویس میتواند به انتهای مجموعهای دستور جهش کند که البته بستگی به داده یا وضعیت برنامه دارد
conditional
U
دستور برنامه سازی که کنترل برنامه را طبق خروجی یک رویداد غیر مستقیم میکند
conditional
U
مین کننده وقوع چندین کار مشخص
conditional
U
فرآیندی که بستگی به نتیجه دیگری دارد
conditional
U
دستور برنامه سازی که جهش به بخشی از برنامه میکند در صورت برقراری شرطی
conditional
U
مقید
conditional
U
نامعلوم
conditional
U
شرطی منطقی
[ریاضی]
[منطقی]
conditional
U
شرطی
conditional
U
مشروطه
conditional
U
موکول مقید
conditional
U
مشروط
conditional sale
U
بیع شرط
material conditional
U
شرطی منطقی
[ریاضی]
[منطقی]
conditional order
U
سفارش مشروط
conditional statement
U
دستور شرطی
conditional statement
U
حکم شرطی
conditional race
U
مسابقه مشروط با ارابه
conditional probability
U
احتمال مشروط
conditional operator
U
عملگر شرطی
conditional confession
U
اقرار مشروط
conditional discharge
U
ازادی مشروط
conditional contract
U
عقد معلق
conditional contract
U
عقد مشروط
conditional breakpoint
U
نقطه انفصال شرطی
conditional branch
U
انشعاب شرطی
bi conditional operation
U
عمل دوشرطی
conditional transfer
U
انتقال شرطی
do nothing instruction
U
دستور برنامه نویسی که عملی انجام نمیدهد فقط شمارنده برنامه را به آدرس دستور بعدی افزایش میدهد
no op instruction
U
دستورالعمل بی اثر
instruction
U
دستور کار
instruction
U
کلمهای در زبان برنامه نویسی که قابل فهم برای کامپیوتر است تا عملی را انجام دهد
instruction
U
راهنمایی دستورالعمل دادن تعلیم اموزش نظامی
instruction
U
دستورالعمل
instruction
U
دستور عمل
instruction
U
راهنمایی
instruction
U
اموزش
I/O instruction
U
دستور داده ورودی
[خروجی]
[رایانه شناسی]
instruction
U
راهنمایی کردن
instruction
U
درس
instruction
U
دستوره
instruction
U
مقرر
instruction
U
دستور
instruction
U
تعلیم
jump
U
جهش افزایش ناگهانی
jump
U
پریدن با چتر پرش اسب از مانع
jump
U
جهت
jump
U
جهش
jump
U
پرش
jump
U
جهیدن
jump
U
پرش به هوا با هر دوپا
jump
U
ترقی
jump
U
خیز زاویه پرش لوله توپ
jump
U
تغییرمسیر دادن و منحرف شدن
jump off
U
اغاز حمله
jump
U
حمله شمشیرباز با پرش به هوا
jump off
U
شروع حمله
jump
U
پریدن
jump all over someone
<idiom>
U
jump at
<idiom>
U
jump on someone
<idiom>
U
to jump up at somebody
U
به کسی پریدن
[مانند سگ دوستانه یا خوشحال]
jump
U
جستن
to jump on somebody
U
به کسی پریدن
[زود ایراد گرفتن از کاری که کرده شده یا چیزی که گفته شده]
jump
U
خیز زدن
jump off
U
پرش
jump
U
جوردرامدن
jump
U
وفق دادن
jump off
U
شروع بحمله
jump
U
پراندن جهاندن
jump off
U
اغاز
n address instruction
U
دستور العمل با N نشانی
machine instruction
U
دستورالعمل ماشین
laying instruction
U
دستور نصب
n plus one address instruction
U
دستوری که از
n plus one address instruction
U
آدرس تشکیل شده و آدرس حاوی آدرس دستور بعدی است
next instruction register
U
ثباتی در CPU که حاوی محل ای است که دستور بعدی باید ذخیره شود
no operation instruction
U
OPERATION NO
no operation instruction
U
دستور برنامه نویسی که کاری انجام نمیدهد
mounting instruction
U
مقررات نصب
letter of instruction
U
دستورالعمل انجام کار
micro instruction
U
ریز دستورالعمل
macro instruction
U
درشت دستورالعمل
macro instruction
U
درشت دستور
logic instruction
U
دستورالعمل منطقی
logical instruction
U
دستورالعمل منطقی
looping instruction
U
دستورالعمل حلقه زنی
mounting instruction
U
دستور نصب
non operable instruction
U
دستوری که تابعی انجام نمیدهد ولی شمارنده برنامه را افزایش میدهد
pull instruction
U
دستورالعمل بازیابی
push instruction
U
دستورالعمل نشاندن
religious instruction
U
اموزش دینی
remedial instruction
U
اموزش ترمیمی
repetition instruction
U
دستوالعمل تکرار
repetition instruction
U
دستورالعمل تکرار
restart instruction
U
دستور المل بازاغازی
shift instruction
U
دستورالعمل تغییر مکان دستورالعمل انتقال دستورالعمل جابجایی
three address instruction
U
دستوری که حاوی آدرس دو عملوند و محل نتیجه که باید ذخیره شود است
transfer instruction
U
دستور العمل انتقال
two address instruction
U
دستوری که حاوی محل دو عملوند و آدرس نتیجه است
unmodified instruction
U
دستور برنامه که مستقیماگ و بدون تغییرات اجرا میشود تا عملیاتی که باید انجام شود را بدست آورد
pseudo instruction
U
شبه دستورالعمل
programmed instruction
U
دستورالعمل برنامه ریزی شده
programmed instruction
U
اموزش برنامهای
null instruction
U
دستورالعمل پوچ
one address instruction
U
دستورالعمل یک ادرسه
operating instruction
U
مقررات کار
operating instruction
U
دستور کار
pause instruction
U
دستورالعمل وقفه دستورالعمل توقف
pop instruction
U
دستورالعمل بازیابی از پشته
presumptive instruction
U
دستور برنامه تغییر نکرده که پردازش میشود تا دستورات قابل اجرا را بدست آورد
privileged instruction
U
دستورالعمل ممتاز
program of instruction
U
برنامه اموزش
program of instruction
U
برنامه تدریس
quasi instruction
U
شبه دستورالعمل
two address instruction
U
قالب دستور که حاوی محل دو عملوند است و نتیجه در محل یکی از عملوندها ذخیره می شوند
waste instruction
U
دستوری که عملی انجام نمیدهد.
branch instruction
U
دستورالعمل انشعاب
four address instruction
U
معمولا: محل دو عملوند
halt instruction
U
دستورالعمل توقف
stop instruction
U
دستورالعمل توقف
individualized instruction
U
اموزش انفرادی
instruction code
U
رمز دستورالعمل
instruction code
U
کددستورالعمل
arithmetic instruction
U
دستورالعمل حسابی
instruction counter
U
شمارنده دستورالعمل شمارشگر دستورالعمل
instruction cycle
U
سیکل یاچرخش دستورالعمل
instruction drawings
U
نقشههای تفضیلی اجرائی
instruction film
U
فیلم اموزشی
instruction film
U
فیلم درسی
four address instruction
U
دستور برنامه که حاوی چهار آدرس است در فیلد آدرس
four address instruction
U
دستوری که حاوی محل چهار ثبات و محل دستورالعمل بعدی است
arithmetic instruction
U
دستورالعمل محاسباتی دستورالعمل حسابی
call instruction
U
دستورالعمل فراخوانی
computer instruction
U
دستورالعمل کامپیوتر
computerized instruction
U
اموزش کامپیوتری
current instruction
U
دستورالعمل جاری
decision instruction
U
دستورالعمل تصمیمی
decision instruction
U
دستورالعمل تصمیم
discrimination instruction
U
دستور برنامه نویسی شرطی که با همراه داشتن محل دستور بعدی که باید اجرا شود و کنترل مستقیم اعمال میکند.
dummy instruction
U
دستورالعمل ساختگی
entry instruction
U
دستورالعمل دخول
forwarding instruction
U
دستورات حمل
four address instruction
U
نتیجه و آدرس دستورالعمل بعدی
actual instruction
U
دستور العمل واقعی
instruction register
U
ثبات دستورالعمل
instruction for assembly
U
مقررات نصب
instruction foramt
U
قالب دستورالعمل
instruction mix
U
اختلاط دستورالعمل
instruction length
U
طول دستورالعمل
instruction lookahead
U
پیش بینی دستورالعمل
instruction material
U
مواد درسی
instruction time
U
زمان دستورالعمل
instruction set
U
مجموعه دستورالعمل
instruction pipeline
U
کانال اطلاعات
instruction repertoire
U
موجودی دستورالعمل
instruction word
U
کلمه دستورالعمل
instruction cycle
U
چرخه دستورالعمل
water jump
U
مانع ابی
to line-jump
U
داخل صف زدن
unconditional jump
U
جهش غیر شرطی
jump ski
U
پرشاسکی
two state jump
U
جهش دو حالتی
jump-started
U
شروع از محل اغاز با پرش به هوا و بجلو
broad jump
U
پرش طول
subroutine jump
U
جهش زیرروال
strong jump
U
جهش ابی شدید
jump-start
U
شروع از محل اغاز با پرش به هوا و بجلو
water jump
U
چاله ابی در مسیر دو 0003 متربا مانع
jump suit
U
روپوش
jump suit
U
لباس خانه و استراحت
go jump in a lake
<idiom>
U
رفتن وآزار نرساندن به کسی
waltz jump
U
پرش والس
velocity jump
U
جهش لوله توپ یا جهش گلوله در اثر سرعت اولیه پرتاب گلوله
jump start
U
شروع از محل اغاز با پرش به هوا و بجلو
jump suits
U
روپوش
jump suits
U
لباس خانه و استراحت
step jump
U
پرش و برگشت روی همان پا
jump jet
U
جتیکهمیتواندعمودیپروازکند
jump bail
<idiom>
U
jump down someone's throat
<idiom>
U
to jump at something
[colloquial]
U
به چیزی واکنش نشان دادن
long jump
U
پرش طول
angle of jump
U
زاویه پرش لوله توپ
ski jump
U
پرش با اسکی
jump out of one's skin
<idiom>
U
jump the gun
<idiom>
U
jump through a hoop
<idiom>
U
angle of jump
U
زاویه پرش
jump leads
U
باتریبهباتریکردنبرایروشنکردنماشین
jump-starting
U
شروع از محل اغاز با پرش به هوا و بجلو
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com