Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 87 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
concentration gradient
U
گرادیان غلظت
concentration gradient
U
شیب غلظت
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
gradient
U
مدرج متحرک
gradient
U
افت حرارت
gradient
U
شیب دار سالک
gradient
U
درخور راه رفتن
gradient
U
میزان شیب
gradient
U
درصد شیب میزان تغییر درجه حرارت یافشار هوا
gradient
U
شیبدار
gradient
U
نشیب
gradient
U
زینه
gradient
U
افت
gradient
U
سطح شیب دار
gradient
U
خیز
gradient
U
گرادیان
[ریاضی]
gradient
U
شیو
[ریاضی]
gradient
U
شیب
gradient
U
گرادیان
concentration
U
غلظت
[شیمی]
concentration
U
تمرکز
concentration
U
غلظت
concentration
U
غلیظ سازی
concentration
U
تراکم
concentration
U
تمرکز عده ها
concentration
U
تمرکز اتش تمرکز غلظت مواد شیمیایی موجود در هوا بازداشتگاه اسرا
concentration
U
اشباع
concentration
U
شدت
potential gradient
U
شیب ولت,
potential gradient
U
شیب پتانسیل
physiological gradient
U
شیب فیزیولوژیکی
line of most gradient
U
خط بزرگترین شیب
hydraulic gradient
U
شیب هیدرولیک
hydraulic gradient
U
شیب ابی
gradient circuit
U
مدار حساس به تغییر میزان قدرت مکانیسم عامل انفجار مدار حساس به تغییر قدرت چاشنی مین
goal gradient
U
شیب هدف
potential gradient
U
گرادیان ولتاژ
thermal gradient
U
گرادیان دما
temperature gradient
U
گرادیان دما
temperature gradient
U
تغییر درجه حرارت با زیادشدن عمق اب دریا
stimulus gradient
U
شیب محرک
pressure gradient
U
گرادیان فشار
voltage gradient
U
گرادیان ولتاژ
voltage gradient
U
شیب ولت,
voltage gradient
U
شیب پتانسیل
geothermal gradient
U
شیب دمای زمین
energy gradient
U
شیب خط انرژی
geothermal gradient
U
گرادیان دمای زمین
avoidance gradient
U
شیب اجتناب
approach gradient
U
شیب گرایش
concentration camp
U
بازداشتگاه اسرا
concentration cell
U
پیل غلظتی
concentration area
U
منطقه تمرکز عده ها منطقه تجمع
concentration area
U
منطقه تمرکز اتش
concentration camp
U
بازداشتگاه زندانیان سیاسی یااسرای جنگی
stress concentration
U
تمرکز تنش
concentration camp
U
اردوگاه کار اجباری
concentration camps
U
بازداشتگاه
concentration camps
U
منطقه تجمع اسرا
concentration camps
U
بازداشتگاه اسرا
concentration camps
U
اردوگاه کار اجباری
concentration camp
U
منطقه تجمع اسرا
period of concentration
U
می پیماید
concentration of electron
U
چگالی الکترون
ion concentration
U
غلظت یون
concentration ratio
U
نرخ تمرکز
critical concentration
U
میزان تمرکز بحرانی
concentration camps
U
بازداشتگاه زندانیان سیاسی یااسرای جنگی
data concentration
U
تمرکز داده
electron concentration
U
غلظت الکترون
electronic concentration
U
غلظت الکترون
concentration camp
U
بازداشتگاه
concentration ratio
U
نسبت تمرکز
molar concentration
U
غلطت مولی
formal concentration
U
غلظت فرمال
concentration of fire
U
تمرکز اتش
concentration of fire
U
توده کردن اتش
concentration polarization
U
قطبش غلظتی
period of concentration
U
در یک حوزه ابریز رودخانه مدت زمانی که یک قطره اب از ابتدای حوزه تا خروج از حوزه را
period of concentration
U
زمان تمرکز
molecular concentration
U
غلظت مولکولی
vertical pressure gradient
U
تغییر فشار اتمسفری در واحدتغییر ارتفاع
gradient elution analysis
U
تجزیه شویشی گرادیانی
The convicts are being sent to concentration camps .
U
محکومین به اردوگاههای کار اجباری اعزام می شوند
strategic concentration by rail
U
سیستم پولی فلزی
strategic concentration by rail
U
نشرمسکوکات فلزی
concentration cell corrosion
U
نوعی برخورد که در ان اختلاف پتانسیل الکترودها دراثر اختلاف غلظت یونهاالکترولیت میباشد
maximum allowable concentration
U
حداکثر غلظت مجاز
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com