Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
computer utility
U
سودمندی کامپیوتر
computer utility
U
خدمات کامپیوتری
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
utility
U
سودمندی
utility
U
مفید بودن
utility
U
چیزسودمند
utility
U
فایده
utility
U
برنامه مفید که همراه با توابعی از قبیل جستجوی فایل , کپی کردن , دایرکتوری فایل , مرتب کردن و رفع اشکال و توابع ریاضی مختلف میباشد
utility
U
برنامه سودمند
from utility
U
from
utility
U
وسایل رفاهی
utility
U
منفعت
utility
U
نفع
utility
U
ذخیره همه فن حریف
utility
U
مفیدیت
utility
U
سود فایده
utility
U
صنایع همگانی
utility
U
کاربردپذیری
utility
U
مطلوبیت
utility
U
باری
utility
U
عمومی همه مصرفه
utility
U
بارکش
utility
U
تاسیسات ووسایل رفاهی کارهای عمومی یا خدماتی
Briefcase utility
U
در ویندوز امکان مخصوصی برای به روز نگه داشتن فایلهای کامپیوتر قابل حمل یا PC
utility program
U
برنامه مفید
backup utility
U
برنامه کمکی پشتیبان
utility program
U
برنامه کاربردی
utility programs
U
برنامههای سودمند
utility routine
U
روال سودمند
utility vehicle
U
وسیله نقلیه عمومی
utility vehicle
U
وسیله نقلیه عام المنفعه
diminishing utility
U
قانون تقلیل تمایل به مصرف
utility program
U
برنامه سودمند
form utility
U
مطلوبیت شکلی
cardinal utility
U
مطلوبیت عددی
subjective utility
U
سودمندی ذهنی
downloading utility
U
برنامه کمکی استقرار
time utility
U
استفاده از زمان
time utility
U
بهره گیری از شرایط زمانی
total utility
U
مطلوبیت کل
table utility
U
برنامه کمکی جدولی
dis utility
U
عدم مطلوبیت
diminishing utility
U
اصل تقلیل تمایل به مصرف دراینده در اثر مصرف مقدارزیادی از یک کالا در زمان حال
undelete utility
U
برنامه کمکی احیاء
utility car
U
وسیله نقلیه عمومی
utility frontier
U
مرز مطلوبیت
utility function
U
تابع مفید
utility maximization
U
به حداکثر رسانیدن مطلوبیت
coefficient of utility
U
ضریب مصرف
the utility of medicines
U
سودمندی داروها
diminishing utility
U
اصل فایده نزولی
of popular utility
U
سودمندبرای همه
outline utility
U
برنامه یا ویژگی کمکی اختصاری
ordinal utility
U
مطلوبیت ترتیبی
information utility
U
utility computer
of public utility
U
عام المنفعه
of popular utility
U
عام المنفعه
margin utility
U
حد مطلوبیت کالا
margin utility
U
مطلوبیت نهایی
marginal utility
U
مطلوبیت نهائی
marginal utility
U
فایده نهائی
pf public utility
U
سودمند برای همه
pf public utility
U
عام المنفعه
form utility
U
کیفیتی که دراثر جمع اوری و بسته بندی مواد اولیه
form utility
U
در این مواد ازنظر پذیرش بازار و مصرف کننده ایجاد میشود
public utility
U
عام المنفعه
public utility
U
کار عام المنفعه
utility function
U
تابع کاربردی
place utility
U
استفاده فیزیکی یا وضعی حالتی که موسسه تولیدی جهت بالا بردن سود خودحمل و نقل محصولش را نیزبر عهده بگیرد
place utility
U
مطلوبیت مکانی
file transfer utility
U
برنامه کمکی انتقال فایل
marginal utility of income
U
مطلوبیت نهائی درامد
marginal utility of capital
U
مطلوبیت نهائی سرمایه فایده نهائی سرمایه
marginal utility function
U
تابع مطلوبیت نهائی
marginal utility curve
U
منحنی مطلوبیت نهائی
personal service utility
U
کسی که مستقیما" کار خود را دراختیار کارفرما می گذارد
file conversion utility
U
برنامه کمکی تبدیل فایل
personal service utility
U
عرضه سرانه کار
screen saver utility
U
برنامه کمکی محافظ صفحه نمایش
marginal utility school
U
قرار داد
marginal utility of money
U
مطلوبیت نهائی پول
diminishing marginal utility
U
نزولی بودن مطلوبیت نهائی
diminishing marginal utility
U
فایده نهایی نزولی
diminishing marginal utility
U
نزولی بودن مطلوبیت نهایی
utility possibility frontier
U
مرز امکانات مطلوبیت
utility possibility curve
U
منحنی امکانات مطلوبیت
file compression utility
U
برنامه کمکی فشرده کردن فایل
document comparison utility
U
برنامه کمکی مقایسه مدارک
total utility function
U
تابع مطلوبیت کل
law of diminishing marginal utility
U
قانون نزولی بودن مطلوبیت نهائی
von neuman morgensterm utility index
U
شاخص مطلوبیت ون نیومن مورگن استرن منظورشاخص عددی برای مطلوبیت مورد انتظار استکه دروضعیت ریسک و نامطمئنی ازاین شاخص استفاده میشود .ازنظر ریاضی این شاخص درحقیقت امید ریاضی مژلوبیت کل است
computer
U
کامپیوتر
computer
U
ماشین متفکر
computer
U
ماشین حساب کامپیوتر
computer
U
اکامپیوتر
computer
U
ماشین الکترونیکی
computer
U
حسابگر الکترونی
computer
U
ماشین حساب
My Computer
U
نشانهای که اغلب در گوشه سمت چپ در بالای صفحه نمایش در پنجره جاری قرار دارد. و حاوی مروری بر PC است
computer
U
شمارنده
computer
U
رایانه
digital computer
U
کامپیوتر دیجیتالی
laptop computer
U
کامپیوتر دستی یا کیفی
ibm computer
U
ماشین حساب ای بی ام
mainframe computer
U
استفاده از ریز کامپیوترها برای دستیابی به کامپیوتر mainframe
mainframe computer
U
سیستم کامپیوتری قوی که میتواند حافظه با فرفیت بالا را هدایت کند و نیز وسایل پشتیبانی را
mainframe computer
U
مانند تعداد عملوند همزمان
digital computer
U
کامپیوتر
infected computer
U
کامپیوتری که یک برنامه ویروسی دارد
first generation computer
U
کامپیوتر اصلی که از فناوری الکترونیکی بر پایه مقدار برای شروع تشکیل شده است
flight computer
U
کامپیوتر پرواز
four address computer
U
کامپیوتر چهار نشانی
duplex computer
U
کامپیوتر مضاعف
guest computer
U
کامپیوتر مهمان
human computer
U
امکانات تامین بهبود ارتباط بین کاربر و سیستم کامپیوتر
hybrid computer
U
کامپیوتر دو رگه
hybrid computer
U
کامپیوترترکیبی
ibm computer
U
کامپیوتر ای بی ام
incremental computer
U
وسیله خروجی گرافیکی که در مراحل کوچک حرکت میکند بار داده ورودی که اختلاف بین محل فعلی و محل لازم را نشان میدهد که خط ها و منحنی ها به صورت مجموعهای خط وط مستقیم انجام شود
incremental computer
U
دادهای که اختلاف مقدار فعلی با مقدار اصلی را نشان میدهد
digital computer
U
ماشین حساب عددی ماشین حساب دیجیتالی
first generation computer
U
کپی اصلی تصویر یا متن اصلی
incremental computer
U
کامپیوتری که متغیرها را به صورت اختلاف بین مقادیر فعلی و مقادیر اولیه مطلق ذخیره میکند
independent computer
U
manufacturers peripheralequipment سازمانی تشکیل یافته از شرکت هایی که درساخت یک یا چندین وسیله کامپیوتری تخصص دارند
digital computer
U
کامپیوتردیجیتال
electronic computer
U
کامپیوتر الکترونیکی
two address computer
U
کامپیوتر دو ادرسه
transportable computer
U
پس و پیش کردن
three address computer
U
کامپیوتر با سه نشانی کامپیوتر سه ادرسه
target computer
U
کامپیوتر هدف
talking computer
U
کامپیوتر سخنگو
synchronous computer
U
کامپیوترهمزمان
synchronous computer
U
کامپیوتر همگام
stand alone computer
U
کامپیوتر مستقل
source computer
U
کامپیوتری که برای ترجمه یک برنامه منبع به برنامه مقصود بکار می رود
source computer
U
کامپیوتر منبع
slave computer
U
کامپیوتر برده
two address computer
U
کامپیوتربا دو نشانی
pocket computer
U
کامپیوتر جیبی
computer memory
U
حافظه رایانه
[علوم کامپیوتر]
computer memory
U
حافظه کامپیوتر
[علوم کامپیوتر]
a stand-alone computer
U
یک رایانه مستقل
There's a jinx on this computer.
U
این رایانه جادو شده.
computer table
U
میزکامپیوتر
micro-computer
U
ریزکامپیوتر
micro-computer
U
ریزرایانه
micro-computer
U
خرد کامپیوتر
virtual computer
U
کامپیوتر مجازی
sequential computer
U
کامپیوتر ترتیبی
serial computer
U
کامپیوترنوبتی
one address computer
U
ساختار کامپیوتر که کد ماشین آن در هر لحظه یک آدرس استفاده میکند
one address computer
U
دستور ساخته شده از اپراتور و آدرس
on board computer
U
کامپیوتری که در یک وسیله نقلیه جا گرفته است
office computer
U
کامپیوتر اداری
object computer
U
OB بکار می رودکامپیوتری که برای اجرای یک برنامه ECT
object computer
U
کامپیوتر مقصود
notebook computer
U
یک کامپیوتر کوچک به اندازه یک چمدان که از یک نمایش کریستال مایع و مسطح استفاده میکند
notebook computer
U
که به راحتی قابل حمل است ولی صفحه کلید و صفحه نمایش کوچک دارد
notebook computer
U
کامپیوتر کوچک قابل حمل
nonesequential computer
U
کامپیوتر غیر ترتیبی
network computer
U
نوع جدید کامپیوتر که برای اجرای برنامههای java و اطلاعات دستیابی به کمک جستجوگر web طراحی شده است
multiaccess computer
U
کامپیوتر با دسترسی چند گانه
one address computer
U
کامپیوتر یک نشانی
one address computer
U
کامپیوتریک ادرسه
serial computer
U
کامپیوتر سری
serial computer
U
کامپیوتر نوبتی
self adapting computer
U
کامپیوتر خود وفق
second generation computer
U
کامپیوتر نسل دوم
satellite computer
U
کامپیوتر ماهوارهای
ruggedized computer
U
کامپیوتر بادوام
programmed computer
U
کامپیوتر برنامه ریزی شده
portable computer
U
کامپیوتر قابل حمل
parallel computer
U
کامپیوتر موازی
one chip computer
U
کامپیوتر یک تراشهای
microprogrammable computer
U
کامپیوتر ریزبرنامه پذیر
computer music
U
موسیقی کامپیوتری
computer game
U
بازی کامپیوتری
computer flicks
U
فیلمهایی که توسط کامپیوترساخته میشود
computer family
U
خانواده کامپیوتر
computer engineering
U
مهندسی کامپیوتر
computer engineer
U
مهندس کامپیوتر
computer enclosure
U
محفظه کامپیوتر
computer drawing
U
ترسیم کامپیوتری
computer design
U
طراحی کامپیوتری
computer crime
U
جرم کامپیوتری
computer conferencing
U
کنفرانس کامپیوتری
computer code
U
کد کامپیوتر
computer code
U
رمز کامپیوتری
computer classifications
U
طبقه بندی کامپیوتر
computer circuits
U
مدارهای کامپیوتری
computer generations
U
روش معرفی پیشرفتها در محاسبه
computer generations
U
نسلهای کامپیوتر
computer museum
U
موزه کامپیوتری
computer manufacturer
U
سازنده کامپیوتر
computer logic
U
منطق کامپیوتر
computer literacy
U
دانش کامپیوتر
computer literacy
U
دانش کامپیوترها و چگونگی استفاده از انها برای حل مسائل
computer letter
U
حرف کامپیوتری
computer language
U
زبان کامپیوتر
computer language
U
زبان کامپیوتری
computer jargon
U
لغات فنی مربوط به رشته کامپیوتر
computer instruction
U
دستورالعمل کامپیوتر
computer industry
U
صنعت کامپیوتر
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com