Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 68 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
compulsory saving
U
پس انداز اجباری
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
compulsory
U
الزامی
compulsory
U
قهری
compulsory
U
اجباری
compulsory
U
حرکات اجباری
compulsory education
U
اموزش اجباری
compulsory hospitalization
U
بستری اجباری
compulsory freestyle
U
حرکات اجباری
compulsory levies
U
مالیات اجباری
compulsory partnership
U
شرکت قهری
compulsory service
U
خدمت وفیفه
to have compulsory insurance
[cover]
U
اجباری
[الزامی]
بیمه بودن
saving
U
رستگار کننده پس انداز
saving
U
نجارت دهنده
saving
U
پس انداز
saving
U
صرفه جویی
saving
U
قرارداد بین سوارکاران مسابقه برای تقسیم جایزه برنده
saving
U
خودداری ازمصرف وجوه عدم تقسیم منافع و افزودن ان به سرمایه
saving motive
U
انگیزه پس انداز
saving institutions
U
موسسات پس انداز شرکتهای پس انداز
saving function
U
صورت مقدار پس انداز درامدشخص
saving function
U
تابع پس انداز
saving equation
U
معادله پس انداز
saving bank
U
بانک پس انداز
saving account
U
حساب پس انداز
saving rate
U
نرخ پس انداز
saving your reverence
U
دورازجناب شما
saving ratio
U
نسبت پس انداز
theory of saving
U
نظریه پس انداز
theory of saving
U
نظریه مربوط به پس انداز
unintended saving
U
پس انداز برنامه ریزی نشده پس انداز پیش بینی نشده
face-saving
U
آبرو نگهدار
face-saving
U
مراعات کنندهی فواهر
saving grace
U
وجدان
He is saving his money.
U
پولهایش راجمع می کند
I'm saving up for a new bike.
U
من برای یک دوچرخه جدید صرفه جویی می کنم.
rate of saving
U
نرخ پس انداز
labour saving
U
کار کم کن رنج گاه
gas saving
U
صرفه جویی در مصرف بنزین
ex post saving
U
واقعی
ex post saving
U
پس انداز
ex ante saving
U
پیش بینی شده
ex ante saving
U
پس انداز
cost saving
U
درامد حاصل از تقلیل هزینه
forced saving
U
پس انداز اجباری
aggregate saving
U
پس انداز کل
actual saving
U
پس انداز واقعی
labour-saving
U
کار کم کن رنج گاه
intended saving
U
پس انداز مورد انتظار
labor saving
U
کاراندوز
negative saving
U
پس انداز منفی
permanent saving
U
پس انداز دائمی
national saving
U
پس انداز ملی
personal saving
U
پس انداز شخصی
private saving
U
پس انداز خصوصی
planned saving
U
پس انداز برنامه ریزی شده
net saving
U
پس انداز خالص
capital saving technique
U
فن تولید سرمایه اندوز
saving and loan associations
U
شرکتهای پس انداز و وام
energy saving bulb
U
حبابحافظانرژی
net business saving
U
پس انداز خالص شرکتها
daylight saving time
U
ساعت تابستانی
daylight saving time
U
افزودن یک ساعت بر ساعات روز
wealth saving relationship
U
رابطه ثروت و پس انداز
labor saving techinque
U
فن کاراندوز
soil saving dam
U
سد محافظ خاک
labor saving devices
U
ابزارهای کاراندوز
Saving your presence . present company excepted .
U
بلانسبت شما !
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com