Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
complex instruction set computer
U
کامپیوتر مجموعه دستورالعملهای پیچیده
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
computer instruction
U
دستورالعمل کامپیوتر
computer assisted instruction
U
اموزش به کمک کامپیوتر اموزش کامپیوتری دستورالعمل به کمک کامپیوتر
computer aided instruction
U
learning computeraugmented
computer instruction set
U
مجموعه دستورالعمل کامپیوتر
computer managed instruction
U
اموزش با مدیریت کامپیوتردستورالعمل با مدیریت کامپیوتر
writable instruction set computer
U
طرح CPU که به برنامه نویس امکان میدهد دستورات که ماشین جانبی را به آن بیفزاید با استفاده از میکروکد. تا مجموعه دستورات به دلخواه او درآیند
reduced instruction set computer
U
کامپیوتر مجموعه دستورالعملهای کاسته شده
reduced instruction set computer
U
طرح CPU که مجموعه دستورات
complex
U
مرکب
complex
U
پیچیده
complex
U
مختلط
complex
U
بسیار پیچیده یا مشکل برای فهمیدن
complex
U
طراحی CPU که در آن مجموعه دستورات حاوی چنیدن دستور طولانی و پیچیده است که برنامه نویسی را ساده تر میکند ولی سرعت را کم میکند
complex
U
همتافت
complex
U
کمپلکس
complex
U
عقده روانی
complex
U
مرکب از چند جزء بغرنج
complex
U
:پیچیده
complex
U
هم تافت
complex
U
عقده
complex
U
گروهه مجموعه
complex
U
مجتمع
complex
U
اچار
compound complex
U
دارای دو قضیه اصلی ویک قضیه فرعی
complex system
U
سازگان پیچیده
complex system
U
سیستم پیچیده
coordinated complex
U
کمپلکس کوئوردینانسی
diana complex
U
عقده دیانا
edipus complex
U
عقده ادیپ
electra complex
U
حب دختر نسبت به پدر و بغض از مادر
electra complex
U
عقده الکترا
inert complex
U
کمپلکس بی اثر
intermediate complex
U
کمپلکس واسطه
jocasta complex
U
عقده یوکاستا
inferiority complex
U
عقده حقارت
complex power
U
توان موهومی
complex power
U
توان مختلط
complex admittance
U
گذرایی مختلط
complex circuit
U
مدار مختلط
complex fraction
U
مخرج مشترک
complex fraction
U
برخه مشترک
complex impedance
U
ناگذرایی مختلط
complex indicator
U
نشانگر عقده
inferiority complex
U
خود کم بینی
complex multiplet
U
چندتایی پیچیده
complex number
U
عدد مرکب
complex number
U
عدد مختلط
base complex
U
مجتمع پایگاه هوایی یا دریایی یا زمینی و غیره
complex number
U
اعداد مختلط
activated complex
U
کمپلکس فعال شده
labile complex
U
کمپلکس تغییرپذیر
medea complex
U
عقده میدیا
complex dune
U
ریگروانانباشته
hydroelectric complex
U
اجزایتبدیلآببهالکتریسیته
guilt complex
U
عذابوجدان
complex number
U
عدد مختلط
[ریاضی]
superiority complex
U
عقده ای
superiority complex
U
خود سر
superiority complex
U
از خود راضی
superiority complex
U
خودبین
complex plane
U
صفحه مختلط
[ریاضی]
complex conjugate
U
عدد مزدوج مختلط
[ریاضی]
Complex analysis
U
آنالیز مختلط
[ریاضی]
universal complex
U
عقده همگانی
medea complex
U
عقده فرزند کشی
mother complex
U
عقده مادری
oedipus complex
U
احساسات محبت امیزبچه نسبت به والدین جنس مخالف خود
oedipus complex
U
عقده ادیپ
orestes complex
U
عقده اورستس
planar complex
U
کمپلکس مسطح
port complex
U
مجتمع بندری
port complex
U
لنگرگاه
Complex analysis
U
نظریه توابع
[ریاضی]
sigma complex
U
کمپلکس سیگما
superiority complex
U
خود رای
complex analytic function
U
تابع تحلیلی
[مختلط]
[ریاضی]
complex absolute value function
U
تابع مختلط قدر مطلق
[ریاضی]
spin paired complex
U
کمپلکس اسپین زوج شده
aircraft arresting complex
U
وسایل مهار هواپیما
theory of functions of a complex variable
U
آنالیز مختلط
[ریاضی]
The human brain is a complex organ .
U
مغز انسان عضو پیچیده یی است
theory of functions of a complex variable
U
نظریه توابع
[ریاضی]
instruction
U
تعلیم
instruction
U
دستور کار
I/O instruction
U
دستور داده ورودی
[خروجی]
[رایانه شناسی]
instruction
U
دستور
instruction
U
کلمهای در زبان برنامه نویسی که قابل فهم برای کامپیوتر است تا عملی را انجام دهد
instruction
U
دستوره
instruction
U
درس
instruction
U
مقرر
no op instruction
U
دستورالعمل بی اثر
instruction
U
اموزش
instruction
U
راهنمایی
instruction
U
دستور عمل
instruction
U
راهنمایی دستورالعمل دادن تعلیم اموزش نظامی
instruction
U
دستورالعمل
instruction
U
راهنمایی کردن
do nothing instruction
U
دستور برنامه نویسی که عملی انجام نمیدهد فقط شمارنده برنامه را به آدرس دستور بعدی افزایش میدهد
next instruction register
U
ثباتی در CPU که حاوی محل ای است که دستور بعدی باید ذخیره شود
discrimination instruction
U
دستور برنامه نویسی شرطی که با همراه داشتن محل دستور بعدی که باید اجرا شود و کنترل مستقیم اعمال میکند.
four address instruction
U
دستور برنامه که حاوی چهار آدرس است در فیلد آدرس
dummy instruction
U
دستورالعمل ساختگی
n plus one address instruction
U
دستوری که از
no operation instruction
U
دستور برنامه نویسی که کاری انجام نمیدهد
no operation instruction
U
OPERATION NO
mounting instruction
U
مقررات نصب
forwarding instruction
U
دستورات حمل
four address instruction
U
دستوری که حاوی محل چهار ثبات و محل دستورالعمل بعدی است
n plus one address instruction
U
آدرس تشکیل شده و آدرس حاوی آدرس دستور بعدی است
micro instruction
U
ریز دستورالعمل
mounting instruction
U
دستور نصب
entry instruction
U
دستورالعمل دخول
non operable instruction
U
دستوری که تابعی انجام نمیدهد ولی شمارنده برنامه را افزایش میدهد
n address instruction
U
دستور العمل با N نشانی
one address instruction
U
دستورالعمل یک ادرسه
presumptive instruction
U
دستور برنامه تغییر نکرده که پردازش میشود تا دستورات قابل اجرا را بدست آورد
privileged instruction
U
دستورالعمل ممتاز
jump instruction
U
هدایت CPU به بخش دیگر برنامه
program of instruction
U
برنامه تدریس
programmed instruction
U
اموزش برنامهای
programmed instruction
U
دستورالعمل برنامه ریزی شده
pseudo instruction
U
شبه دستورالعمل
pull instruction
U
دستورالعمل بازیابی
pop instruction
U
دستورالعمل بازیابی از پشته
pause instruction
U
دستورالعمل وقفه دستورالعمل توقف
decision instruction
U
دستورالعمل تصمیم
decision instruction
U
دستورالعمل تصمیمی
null instruction
U
دستورالعمل پوچ
current instruction
U
دستورالعمل جاری
conditional instruction
U
دستورالعمل شرطی
computerized instruction
U
اموزش کامپیوتری
operating instruction
U
مقررات کار
operating instruction
U
دستور کار
push instruction
U
دستورالعمل نشاندن
four address instruction
U
معمولا: محل دو عملوند
instruction time
U
زمان دستورالعمل
instruction code
U
رمز دستورالعمل
instruction code
U
کددستورالعمل
instruction counter
U
شمارنده دستورالعمل شمارشگر دستورالعمل
instruction cycle
U
چرخه دستورالعمل
instruction cycle
U
سیکل یاچرخش دستورالعمل
instruction drawings
U
نقشههای تفضیلی اجرائی
instruction film
U
فیلم اموزشی
instruction film
U
فیلم درسی
instruction for assembly
U
مقررات نصب
instruction foramt
U
قالب دستورالعمل
instruction length
U
طول دستورالعمل
instruction lookahead
U
پیش بینی دستورالعمل
instruction material
U
مواد درسی
instruction mix
U
اختلاط دستورالعمل
instruction set
U
مجموعه دستورالعمل
instruction register
U
ثبات دستورالعمل
instruction word
U
کلمه دستورالعمل
individualized instruction
U
اموزش انفرادی
four address instruction
U
نتیجه و آدرس دستورالعمل بعدی
macro instruction
U
درشت دستورالعمل
halt instruction
U
دستورالعمل توقف
stop instruction
U
دستورالعمل توقف
macro instruction
U
درشت دستور
machine instruction
U
دستورالعمل ماشین
looping instruction
U
دستورالعمل حلقه زنی
logical instruction
U
دستورالعمل منطقی
logic instruction
U
دستورالعمل منطقی
letter of instruction
U
دستورالعمل انجام کار
laying instruction
U
دستور نصب
jump instruction
U
دستور برنامه نویسی برای خاتمه دادن به یک سری دستورات و هدایت پردازنده به بخش دیگر برنامه
jump instruction
U
دستوری که کنترل را از یک نقط ه برنامه به دیگری منتقل میکند بدون هیچ شرطی
jump instruction
U
پرسش شرطی در صورتی که پرچم یا ثبات صفر باشند
jump instruction
U
موقعتی که CUPU از دستورالعمل فعلی به نقط ه دیگر برنامه برود
jump instruction
U
موقعتی که پردازنده به بخش دیگر برنامه هدایت میشود در صورتی که شرط برقرار باشد
instruction repertoire
U
موجودی دستورالعمل
quasi instruction
U
شبه دستورالعمل
three address instruction
U
دستوری که حاوی آدرس دو عملوند و محل نتیجه که باید ذخیره شود است
waste instruction
U
دستوری که عملی انجام نمیدهد.
arithmetic instruction
U
دستورالعمل حسابی
shift instruction
U
دستورالعمل تغییر مکان دستورالعمل انتقال دستورالعمل جابجایی
arithmetic instruction
U
دستورالعمل محاسباتی دستورالعمل حسابی
actual instruction
U
دستور العمل واقعی
instruction pipeline
U
کانال اطلاعات
call instruction
U
دستورالعمل فراخوانی
program of instruction
U
برنامه اموزش
transfer instruction
U
دستور العمل انتقال
unmodified instruction
U
دستور برنامه که مستقیماگ و بدون تغییرات اجرا میشود تا عملیاتی که باید انجام شود را بدست آورد
repetition instruction
U
دستوالعمل تکرار
remedial instruction
U
اموزش ترمیمی
religious instruction
U
اموزش دینی
repetition instruction
U
دستورالعمل تکرار
restart instruction
U
دستور المل بازاغازی
two address instruction
U
دستوری که حاوی محل دو عملوند و آدرس نتیجه است
branch instruction
U
دستورالعمل انشعاب
two address instruction
U
قالب دستور که حاوی محل دو عملوند است و نتیجه در محل یکی از عملوندها ذخیره می شوند
signal operation instruction
U
دستور کار مخابرات
input/output instruction
U
دستور داده ورودی
[خروجی]
[رایانه شناسی]
conditional jump instruction
U
دستورالعمل پرش شرطی
multiple address instruction
U
دستورالعمل چند ادرسه
variable instruction length
U
دستورالعمل با طول متغیر
instruction control unit
U
واحد کنترل دستورالعمل
machine instruction set
U
مجموعه دستورالعمل ماشین
assembly language instruction
U
دستورالعمل زبان اسمبلی
Beginner's All Purpose Symbolic Instruction Code
U
زبان برنامه سازی مط ح بالا برای توسعه برنامه به صورت محاورهای برای ایجاد یک مقدمه ساده برای برنامه نویسی کامپیوتری
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com