Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 170 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
complex impedance
U
ناگذرایی مختلط
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
impedance
U
پاگیرایی
impedance
U
اندازه گیری تاثیر مدار الکتریکی روی سیگنال مغناطیسی شده دارد پس از اعمال ولتاژ
impedance
U
مقاومت صوری برق در برابرجریان متناوب
impedance
U
مقاومت فاهری
impedance
U
ناگذرایی
impedance
U
مقاومت فاهری الکتریسیته مقاومت سیم امپدانس
impedance
U
مقاومت جریان متناوب امپدانس
impedance
U
امپدانس
complex
U
مختلط
complex
U
بسیار پیچیده یا مشکل برای فهمیدن
complex
U
طراحی CPU که در آن مجموعه دستورات حاوی چنیدن دستور طولانی و پیچیده است که برنامه نویسی را ساده تر میکند ولی سرعت را کم میکند
complex
U
کمپلکس
complex
U
عقده روانی
complex
U
عقده
complex
U
اچار
complex
U
:پیچیده
complex
U
مرکب از چند جزء بغرنج
complex
U
هم تافت
complex
U
گروهه مجموعه
complex
U
مجتمع
complex
U
همتافت
complex
U
پیچیده
complex
U
مرکب
impedance corrector
U
مصصح امپدانس
impedance coil
U
پیچک
line impedance
U
امپدانس خط
impedance coupling
U
تزویج پیچک
impedance compensator
U
متعادل کننده مقاومت فاهری
impedance converter
U
مبدل امپدانس
impedance transformer
U
مبدل امپدانس
impedance coupling
U
جفتگری با ناگذرایی
impedance coil
U
پیچک ناگذرایی
impedance characteristic
U
مشخصات امپدانس
impedance bridge
U
پل اندازه گیری مقاومت
impedance comparator
U
تطبیق دهنده امپدانس
input impedance
U
مقاومت فاهری اولیه
input impedance
U
امپدانس ورودی
impedance bridge
U
پل امپدانس
impedance of grid
U
امپدانس شبکه
impedance angle
U
زاویه فازی
impedance at resonance
U
مقاومت فازی
impedance balancing
U
تعادل امپدانس
impedance balancing
U
تقارن امپدانس
impedance coupling
U
پیوست امپدانس
impedance drop
U
ولتاژ اتصال کوتاه
impedance protection
U
حفافت امپدانس
impedance ratio
U
نسبت امپدانس
impedance ratio
U
نسبت مقاومت فاهری
impedance relay
U
رله ی امپدانس
impedance transformation
U
تبدیل امپدانس
impedance triangle
U
مثلث ناگذرایی
impedance triangle
U
مثلث مقاومت ها
impedance triangle
U
مثلث اتصال کوتاه
internal impedance
U
امپدانس داخلی
impedance voltage
U
ولتاژ اتصال کوتاه
impedance voltage
U
ولتاژاتصال کوتاه نامی
internal impedance
U
مقاومت داخلی
inductive impedance
U
مقاومت فاهری با جزء القائی
impedance operator
U
اپراتورامپدانس
impedance operator
U
اپراتور مقاومت
impedance factor
U
ضریب ناگذرایی
impedance feedback
U
پیوست برگشت امپدانس
impedance function
U
تابع امپدانس
impedance heating
U
گرمایشی امپدانسی
impedance irregularity
U
غیریکنواختی امپدانس
impedance level
U
مقاومت موجی
impedance loss
U
تلف اتصال کوتاه
impedance loss
U
گمگشتگی اتصال کوتاه
impedance magnetometer
U
مغناطیس سنج با تغییرامپدانس
impedance matrix
U
ماتریس امپدانس
impedance matrix
U
ماتریس مقاومت فاهری
impedance meter
U
امپدانس متر
impedance meter
U
دستگاه اندازه گیری امپدانس
inductive impedance
U
مقاومت فاهری القائی
impedance coil
U
چوک
cyclic impedance
U
ناگذرایی حلقهای
coupling impedance
U
مقاومت فاهری پیوست
coupling impedance
U
امپدانس تزویج
synchronous impedance
U
ناگذرایی همزمان
zener impedance
U
امپدانس زنر
asynchronous impedance
U
ناگذرایی ناهمزمان
choke impedance
U
مقاومت سلف
choke impedance
U
امپدانس یا مقاومت فاهری چوک مقاومت پیچک
surge impedance
U
ناگذرایی ماهیتی
characteristic impedance
U
ناگذرایی ماهیتی
antenna impedance
U
ناگذرایی انتن
output impedance
U
امپدانس خروجی
output impedance
U
ناگذرایی خروجی
image impedance
U
ناگذرایی ماهیتی
image impedance
U
امپدانس تصویر
impedance at resonance
U
مقاومت رزونانس
high impedance
U
امپدانس بالا
generator impedance
U
امپدانس ژنراتور
generator impedance
U
مقاومت ژنراتور
image impedance
U
مقاومت مشخصه تصویر
electrode impedance
U
ناگذرایی الکترد
superiority complex
U
عقده ای
superiority complex
U
خود سر
jocasta complex
U
عقده یوکاستا
medea complex
U
عقده میدیا
superiority complex
U
خود رای
medea complex
U
عقده فرزند کشی
complex number
U
عدد مختلط
[ریاضی]
guilt complex
U
عذابوجدان
Complex analysis
U
آنالیز مختلط
[ریاضی]
intermediate complex
U
کمپلکس واسطه
Complex analysis
U
نظریه توابع
[ریاضی]
superiority complex
U
از خود راضی
superiority complex
U
خودبین
oedipus complex
U
احساسات محبت امیزبچه نسبت به والدین جنس مخالف خود
planar complex
U
کمپلکس مسطح
port complex
U
مجتمع بندری
port complex
U
لنگرگاه
sigma complex
U
کمپلکس سیگما
oedipus complex
U
عقده ادیپ
universal complex
U
عقده همگانی
complex dune
U
ریگروانانباشته
hydroelectric complex
U
اجزایتبدیلآببهالکتریسیته
mother complex
U
عقده مادری
complex conjugate
U
عدد مزدوج مختلط
[ریاضی]
labile complex
U
کمپلکس تغییرپذیر
complex plane
U
صفحه مختلط
[ریاضی]
orestes complex
U
عقده اورستس
inferiority complex
U
خود کم بینی
complex number
U
اعداد مختلط
complex number
U
عدد مرکب
complex power
U
توان مختلط
complex power
U
توان موهومی
complex system
U
سیستم پیچیده
complex system
U
سازگان پیچیده
complex number
U
عدد مختلط
complex multiplet
U
چندتایی پیچیده
activated complex
U
کمپلکس فعال شده
base complex
U
مجتمع پایگاه هوایی یا دریایی یا زمینی و غیره
complex admittance
U
گذرایی مختلط
complex circuit
U
مدار مختلط
complex fraction
U
مخرج مشترک
complex fraction
U
برخه مشترک
complex indicator
U
نشانگر عقده
compound complex
U
دارای دو قضیه اصلی ویک قضیه فرعی
electra complex
U
حب دختر نسبت به پدر و بغض از مادر
coordinated complex
U
کمپلکس کوئوردینانسی
diana complex
U
عقده دیانا
edipus complex
U
عقده ادیپ
inert complex
U
کمپلکس بی اثر
inferiority complex
U
عقده حقارت
electra complex
U
عقده الکترا
impedance measuring set
U
دستگاه اندازه گیری امپدانس
low impedance input
U
ورودی اولیه با امپدانس کم
impedance transforming filter
U
صافی تبدیل امپدانس
impedance unbalance finder
U
دستگاه یابنده امپدانس نامتعادل
high impedance winding
U
سیم پیچی با مقاومت زیاد
impedance voltage test
U
ازمایش ولتاژ اتصال کوتاه
effective input impedance
U
ناگذرایی موثر ورودی
effective output impedance
U
ناگذرایی موثر خروجی
internal impedance drop
U
افت ولتاژ داخلی
high impedance relay
U
رله پیچک دار
high impedance relay
U
رله باامپدانس زیاد
high impedance rotor
U
رتور امپدانسی
complex analytic function
U
تابع تحلیلی
[مختلط]
[ریاضی]
complex absolute value function
U
تابع مختلط قدر مطلق
[ریاضی]
aircraft arresting complex
U
وسایل مهار هواپیما
spin paired complex
U
کمپلکس اسپین زوج شده
impedance unbalance measuring set
U
دستگاه اندازه گیری امپدانس نامتعادل
high input impedance circuit
U
مدار با امپدانس ورودی زیاد
theory of functions of a complex variable
U
آنالیز مختلط
[ریاضی]
The human brain is a complex organ .
U
مغز انسان عضو پیچیده یی است
complex instruction set computer
U
کامپیوتر مجموعه دستورالعملهای پیچیده
theory of functions of a complex variable
U
نظریه توابع
[ریاضی]
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com