English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 115 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
communications processor U پردازنده مخابراتی
communications processor U پردازشگرارتباطات
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
data communications processor U پردازنده ارتباطات داده ها
Other Matches
communications U خطوط مواصلاتی ارتباطات
communications U ارتباط و مخابرات
communications U ارتباطات
line of communications U خطوط ارتباطی زمین
line of communications U خطوط مواصلات
electrical communications U ارتباطات الکترونیکی
digital communications U ارتباطات دیجیتالی
communications terminal U ترمینالهای ارتباطی
communications system U سیستم مخابراتی
communications software U نرم افزار مخابراتی
communications server U سرویس دهنده مخابراتی
official communications U ابلاغیه رسمی
official communications U مکاتبات اداری
road communications U ارتباطجادهای
personal communications U ارتباطاتشخصی
maritime communications U ارتباطاتدریایی
industrial communications U ارتباطاتصنعتی
in-flight communications U ارتباطاتداخلپرواز
voice communications U ارتباطات صوتی
syncheronous communications U مخابره همزمان
signal communications U ارتباطات مخابراتی
signal communications U ارتباط و مخابرات
satellite communications U مخابره ماهوارهای
optical communications U ارتباطات نوری
communications satellite U ماهوارههای مخابراتی
communications protocol U پروتکل ارتباطات
agency of communications U شعبه ارتباطات
communications protocol U پروتکل مخابراتی
communications program U برنامه ارتباطات
communications link U پیوند مخابراتی
communications satellite U ماهواره ارتباطاتی
communications controller U کنترل کننده ارتباطات
agency of communications U منبع ارتباط
communications channel U کانال مخابراتی
hierarchical communications system U شاخه ها و زیر دایرکتوری ها
hierarchical communications system U با نمایش دایرکتوری اصلی
hierarchical communications system U لیست دایرکتوری فایلهای دیسک
hierarchical communications system U پایگاه دادهای که رکوردها بهم مربوطند با یک ساختار مشخص
hierarchical communications system U روش اختصاص توابع کنترلی و پردازش در شبکهای از کامپیوتر که برای کارها مناسبند
hierarchical communications system U شبکهای که هر شاخه آن تعدادی زیر شاخه جداگانه دارد
programmable communications interface U رابط مخابراتی برنامه پذیر
low speed communications U ارسال داده کمتر از بیت در ثانیه
hierarchical communications system U روش ذخیره سازی و سازماندهی فایلها روی دیسک
communications control unit U واحد کنترل مخابراتی
communications stallite corporation U یک شرکت تحت مالکیت خصوصی است که امتیاز ان توسط کنگره ایالات متحده امریکا به منظور مخابره سیگنالهای صوتی وتلویزیونی و تصویری ماهواره صادر شده است
air line of communications U خطوط مواصلات هوایی
data communications equipment U تجهیزات ارتباطات داده ها
processor U به صورت همزمان همزمان کار کند
processor U کلمهای که حاوی تعدادی بیت وضعیت مثل پرچم رقم نقلی , صفر و سرریز است
processor U تکمیل کننده
processor U عمل کننده
processor U ساخت CPU با اندازه کلمه بزرگ با وصل کردن پلاکهای با اندازه کلمه کوچکتر به هم
processor U تقسیم کننده سیگنال که توسط ریز پردازندهای در شبکه کنترل میشود
processor U سیستم کامپیوتری یا الکترونیکی برای پردازش تصویر
processor U پردازنده
processor U پردازشگر
processor U استفاده از چندین کامپیوتر کوچک در ایستگاههای کاری مختلف به جای یک کامپیوتر مرکزی
processor U پردازندهای که از حافظه جانبی استفاده میکند
processor U ریزپردازنده جدا در سیستم که حاوی توابع خاصی تحت کنترل پردازنده مرکزی است
processor U پردازندهای که ارتباطات دادهای از قبیل DAM و توابع کنترل خطا را کنترل میکند
processor U کامپیوتری که میتواند روی چندین آرایه داده برای عملیات ریاضی خیلی سریع
processor U پردازنده جانبی مخصوص
processor U پردازندهای که بین منبع ورودی و کامپیوتر مرکزی است , کار آن پردازش داده دریافتن برای کاهش بار کاری کامپیوتر اصلی است
processor U عمل اورنده
processor U که طبق سرعت پردازنده و نه رسانه جانبی تنظیم شده است
processor U ارسال سیگنال ورودی به پردازنده , بررسی درخواست توجه که باعث توقف آنچه در حال اجرا است میشود و به رسانه فراخوان پاسخ میدهد
processor U تمام کننده
i/o processor U پردازنده ورودی و خروجی
processor U برنامه که از یک زبان به کد ماشین ترجمه میکند.
processor U وسیله سخت افزاری یا نرم افزاری که قادر به تغییر داده طبق دستورات است
processor U سیستم کامپیوتری با دو پردازندهه برای اجرای سریع تر برنامه
processor U کامپیوتر کوچک برای کار کردن با لغات , تولید متن , گزارش , نامه و...
processor U وارد کردن داده توسط اپراتور که توسط کامپیوتر اجرا میشود
processor U پردازنده مخصوص مثل پردازنده آرایهای یا عددی که میتواند برای بهبود کارایی با پردازنده اصلی کار کند
processor U پردازندهای که عملیات ریاضی و منط قی را کد گشایی و اجرا میکند طبق کد برنامه
array processor U پردازشگر ارایه
food processor U اجزایمخلوطکن
associative processor U پردازنده انجمنی
vector processor U پردازنده برداری
attached processor U ریز پردازنده جدا در سیستم که تحت کنترل واحد پردازش مرکزی توابع خاصی را انجام میدهد
word processor U کلمه پرداز
satellite processor U پردازشگر پیرو
processor bound U اشاره به فرایندهایی میکندکه به محض استفاده از واحدپردازش مرکزی جهت اجرای پردازش یا محاسبه حقیقی سرعتش کم میشود
attached processor U پردازنده الصاقی
central processor U پردازنده مرکزی
language processor U پردازشگر زبان
data processor U داده پرداز
language processor U زبان پرداز
down line processor U پردازندهای که در ترمینال یک شبکه ارتباطات قرار دارد وانتقال داده را اسان میکند
command processor U سیستم عامل فرمانی
central processor U پردازشگر مرکزی
macro processor U درشت پردازشگر
macro processor U پردازشگرماکرو
data processor U پردازنده داده ها
post processor U پس پردارنده
centarl processor U unit processing central
post processor U پس پرداز
peripheral processor U پردازشگر جنبی
parallel processor U پردازنده موازی
parallel processor U موازی پرداز
continuous processor U دستگاه چاپ متوالی عکس چاپ کننده مداوم عکس
communicating word processor U پردازنده کلمه یا ایستگاه کاری که قادر به ارسال و دریافت داده است
dedicated word processor U کلمه پرداز اختصاصی
front end processor U پردازشگر جلو و انتها پردازشگر نهایی
stand alone word processor U کلمه پرداز خودکفا
input output processor U پردازنده ورودی- خروجی پردازشگر ورودی- خروجی
back end processor U پردازنده کمکی تک منظوره
bit slice processor U پردازشگر قطعه بیتی
raster image processor U پردازشگر تصویر شبکهای
processor dtate word U کمله وضعیت پردازشگر
bit slice processor U روش معماری ریزپردازنده ها
sound digitizing processor U گزارهصدایکامپیوتری
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com