English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 102 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
communications controller U کنترل کننده ارتباطات
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
communications U خطوط مواصلاتی ارتباطات
communications U ارتباط و مخابرات
communications U ارتباطات
controller U وسیله اصلی در چاپگر که خروجی را از کامپیوتر به دستورات چاپی ترجمه میکند
controller U سخت افزار یا نرم افزاری که یک وسیله جانبی
controller U را کنترل میکند یا ارسال داده را در شبکه محلی بررسی میکند
controller U کنترل شده
controller U وسیلهای که حروف یا کد گرافیکی و دستورات را می پذیرد و آنها را به یک الگوی -dot matix تبدیل میکند که روی صفحه نمایش نشان داده می شوند
controller U واپا
controller U صائن
controller U نافم
controller U بازرس
controller U حسابدار ممیز
controller U نافر کنترل کننده
controller U دستگاه فرمان
controller U ممیز
controller U نافر
controller U کنترل کننده
controller U تنطیم کننده
controller U کنترولر رگولاتور
communications system U سیستم مخابراتی
digital communications U ارتباطات دیجیتالی
signal communications U ارتباطات مخابراتی
communications software U نرم افزار مخابراتی
communications server U سرویس دهنده مخابراتی
communications satellite U ماهوارههای مخابراتی
communications terminal U ترمینالهای ارتباطی
signal communications U ارتباط و مخابرات
satellite communications U مخابره ماهوارهای
optical communications U ارتباطات نوری
official communications U مکاتبات اداری
official communications U ابلاغیه رسمی
electrical communications U ارتباطات الکترونیکی
line of communications U خطوط ارتباطی زمین
line of communications U خطوط مواصلات
communications protocol U پروتکل ارتباطات
communications protocol U پروتکل مخابراتی
road communications U ارتباطجادهای
personal communications U ارتباطاتشخصی
maritime communications U ارتباطاتدریایی
agency of communications U شعبه ارتباطات
agency of communications U منبع ارتباط
industrial communications U ارتباطاتصنعتی
in-flight communications U ارتباطاتداخلپرواز
voice communications U ارتباطات صوتی
communications satellite U ماهواره ارتباطاتی
communications program U برنامه ارتباطات
communications processor U پردازشگرارتباطات
communications processor U پردازنده مخابراتی
communications link U پیوند مخابراتی
syncheronous communications U مخابره همزمان
communications channel U کانال مخابراتی
interceptor controller U پست کنترل و رهگیری با هواپیماهای رهگیر
manual controller U نافم دستی
integral controller U واحد ارتباطات که درون یک کامپیوتر قرار داده شده است
interceptor controller U افسر مسئول پست استراق سمع
micro controller U ریز کنترل کننده
peripheral controller U کنترل کننده جانبی
peripheral controller U کنترل کننده جنبی
phase controller U ماشین تنظیم فاز
print controller U کنترل کننده چاپ
semimagnetic controller U دستگاه فرمان نیم مغناطیسی
speed controller U کنترلکنندهسرعت
industrial controller U رئوستای فرمان دهنده
drum controller U غلطک فرمان
drum controller U نافم استوانهای
disk controller U کنترل کننده دیسک
disk controller U کنترل کننده گرده
controller card U کارت کنترل کننده
frequency controller U رگولاتور یا نافم فرکانس
cluster controller U کنترل کننده گروهی
drum controller U کنترل کننده درام
channel controller U کنترل کننده مجرا
barrel controller U کلید غلطکی
automatic controller U دستگاه فرمان
automatic controller U مراقب خودکار
air line of communications U خطوط مواصلات هوایی
programmable communications interface U رابط مخابراتی برنامه پذیر
data communications processor U پردازنده ارتباطات داده ها
data communications equipment U تجهیزات ارتباطات داده ها
communications stallite corporation U یک شرکت تحت مالکیت خصوصی است که امتیاز ان توسط کنگره ایالات متحده امریکا به منظور مخابره سیگنالهای صوتی وتلویزیونی و تصویری ماهواره صادر شده است
communications control unit U واحد کنترل مخابراتی
hierarchical communications system U با نمایش دایرکتوری اصلی
hierarchical communications system U شاخه ها و زیر دایرکتوری ها
hierarchical communications system U پایگاه دادهای که رکوردها بهم مربوطند با یک ساختار مشخص
hierarchical communications system U روش اختصاص توابع کنترلی و پردازش در شبکهای از کامپیوتر که برای کارها مناسبند
hierarchical communications system U شبکهای که هر شاخه آن تعدادی زیر شاخه جداگانه دارد
low speed communications U ارسال داده کمتر از بیت در ثانیه
hierarchical communications system U لیست دایرکتوری فایلهای دیسک
hierarchical communications system U روش ذخیره سازی و سازماندهی فایلها روی دیسک
dual channel controller U کنترل کننده دو کاناله
input output controller U کنترل کننده ورودی- خروجی
full magnetic controller U دستگاه فرمان تمام مغناطیسی
forward air controller U افسر نافرمقدم
forward air controller U نافر مقدم هوایی
line printer controller U کنترل کننده چاپگر خطی
floppy disk controller U کنترل کننده فلاپی دیسک
disk controller card U کارت کنترل کننده دیسک
disk drive controller U سیستم عامل دیسک
memory controller gate array U ارایه درگاه کنترل حافظه
air defense artillery controller U مسئول کنترل عملیات توپخانه پدافند هوایی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com