English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 189 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
commercial loading U بارگیری تجارتی
commercial loading U بارگیری کالای تجارتی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
commercial U تجارتی
commercial U بازرگانی
commercial U مربوط به تجارت
commercial U تجاری
commercial <adj.> U بازرگانی
commercial <adj.> U تجاری
commercial <adj.> U تجارتی
commercial value U ارزش تجارتی
commercial items U اقلام تجارتی
commercial invoice U سیاهه تجارتی
commercial law U قانون تجارت
commercial intercourse U معامله یا مراوده بازرگانی
commercial firm U شرکت تجارتی
commercial representative U قائم مقام تجارتی
commercial firm U تجارتخانه
commercial items U کالاهای تجارتی
commercial efficiency U بازده صنعتی
commercial company U شرکت تجاری
commercial code U قانون تجارت
commercial building U تیمچه
commercial building U سرای
commercial law U حقوق تجارت
quasi commercial U نیمه بازرگانی
quasi commercial U شبه بازرگانی
commercial pure U خلوص تجارتی
commercial procuration U قائم مقام تجارتی
commercial policy U سیاست بازرگانی
commercial papers U اوراق تجارتی
commercial representative U نمایندگی بازرگانی
commercial revolution U انقلاب بازرگانی
commercial tax U مالیات بازرگانی
commercial transactions U معاملات تجارتی
commercial paper U سند تجارتی
commercial paper U اوراق و اسناد بهادار قابل انتقال
commercial marine U کشتیرانی تجارتی
commercial marine U ناوگان دریایی
commercial marine U کشتی تجاری
commercial bills U اوراق تجارتی
commercial art U فعالیتهاوفرایندتبلیغیکمحصول
commercial vehicle U وسیلهحملکالاومسافردر جاده
corporate [commercial] <adj.> U تجاری
corporate [commercial] <adj.> U تجارتی
commercial court U دادگاههای صنفی
corporate [commercial] <adj.> U بازرگانی
commercial banks U بانکهای بازرگانی
commercial bank U بانگ بازرگانی
commercial building U تیم
commercial traveller U بازاریاب
commercial artist U فردیکهکارتبلیغاتیمیکند
commercial area U منطقه تجاری
commercial premises U منطقهتجاری
commercial relations U مناسبات تجاری
commercial attache U وابسته تجاری
commercial attache U وابسته تجارتی
commercial attache U وابسته بازرگانی
commercial type vehicle U خودروی تجارتی خودروهای شخصی
commercial structural steel U فولاد ساختمان تجارتی
commercial structural steel U فولادسازهای تجارتی
commercial water movement U حمل و نقل با کشتیهای شخصی
commercial water movement U حرکت دادن با کشتی غیرنظامی
commercial road traffic U ترافیک جاده تجاری
commercial center [American] U مرکز تجاری [تجارت و بازرگانی]
commercial air movement U پرواز دادن با هواپیمای غیرنظامی حمل و نقل باهواپیمای غیرنظامی
transferable commercial instrument U اوراق تجارتی قابل انتقال
commercial banking system U نظام بانکداری تجارتی
commercial center [American] U مرکز خرید [تجارت و بازرگانی]
commercial center [American] U مجتمع تجاری [تجارت و بازرگانی]
commercial center [American] U مجتمع خرید [تجارت و بازرگانی]
self loading U پرشونده خودکار
self loading U فشنگ گذاری خودکار به طورخودکار پرشونده
loading U فرفیت
loading U فرفیت بارگیری
loading U عمل انتقال فایل یا برنامه از دیسک به حافظه
loading U بارکنش
loading U بار گذاری
loading U پر کردن سلاح
loading U خرج گذاری کردن سلاح
loading U بارگیری مهمات درهواپیما
loading U بارگیری کردن سوارشدن به خودرو یاهواپیما
loading U بارگیری
loading U بار محموله
loading U امیختن موادخارجی به شراب
loading U بار
loading U بارگذاری
international commercial terms (incoterm U قراردادهای تجارت بین الملل که بوسیله اتاق بازرگانی بین الملل تهیه شده است
international commercial terms (incoterm U اینکوترمز
commercial light gage sheet U ورق فریف تجارتی
combat loading U بارگیری رزمی هواپیما بارگیری جنگی
separate loading U مجزا پرشونده
separate loading U مهمات مجزا
tactical loading U بارگیری رزمی یا جنگی
cease loading U گلوله را پرنکنید
transverse loading U بارگذاری روی پایه
truck loading U سربار کامیون
rate of loading U میزان بارگذاری
rail loading U سوار کردن بار یا پرسنل روی درزینهای راه اهن
commodity loading U بارگیری کالاهای مختلف
preload loading U بارگیری اولیه یا بارگیری قبل از بارگیری اصلی
pre loading U بارگیری اولیه
point of loading U نقطه بارگیری
muzzle loading U سر پر
magnetic loading U بارگیری مغناطیسی
unit loading U بارگیری کردن یکانها برای حمل و نقل بارگیری یکان
up line loading U انتقال یک کپی از یک برنامه
wing loading U وزن غیر خالص هواپیما تقسیم بر سطح زیر ان
bulk loading U بارگیری در مخازن
base loading U بارگیری انجام شده در پایگاه
base loading U بار اولیه
bill of loading U بارنامه کشتی
bill of loading U جواز کشتی
Loading and unloading. U بارگیری وتخلیه
endurance loading U بارگیری با حداکثر فرفیت بارگیری کامل
breech loading U ته پر
breech loading U پر کردن تفنگ از ته
bulk loading U بارگیری مخزن به طور یک جا
loading door U فشاردر
loading dock U بارگیریبارانداز
loading bunker U بارگیریانبارزغال
loading area U قسمتلودینگ
cease loading U پر نکنید
wing loading U نسبت وزن کل به مساحت یال
The ship is loading. U کشتی درحال بارگیری است
cross loading U تقسیم بارهای هواپیما
frequency loading U بارکنش فرکانسی
frequency loading U بارگیری فرکانسی
horizontal loading U پر کردن مهمات به طور افقی
horizontal loading U کولاس افقی
horizontal loading U بارگیری افقی کشتیها
indirect loading U بارگذاری غیرمستقیم
lane loading U سربار خط عبوری
loading apron U نوار بارگیری
loading bridge U پل بارگیری
loading bucket U سطل بارگیری
loading capacity U بار گیری
loading capacity U فرفیت
loading chart U طرح بارگیری هواپیما
factor loading U وزن عاملی
cross loading U سر شکن کردن بارها
cross loading U مخلوط کردن بارها
cycles of loading U دورههای بار
density of loading U تراکم پر کردن خرج در لوله تراکم خرج پرتاب
diffraction loading U منتجه نیروهای وارد بیک شیئی
diffraction loading U منتجه فشار
direct loading U مجموعه نیروهائیکه مستقیمابه ساختمان اثر میکند وشامل بارهای زنده و مرده میباشد
disc loading U نسبت وزن هلیکوپتر به مساحت دیسک رتوراصلی
drag loading U فشار کششی
drag loading U نتیجه کشش بادیا موج انفجار
drift loading U دهانه
dynamic loading U بارگذاری جنبشی
emergency loading U بارگزاری فوق العاده بارگزاری اضطراری
emergency loading U بارگذاری فوق العاده
loading chart U جدول بارگیری
loading coil U پیچک بار افزای
loading point U نقطه سوارشدن
loading rack U سکوی بارگیری
loading ramp U راهروی شیب دار بارگیری
loading routine U روال بارکننده
loading scale U مقیاس بارگیری
loading site U سکوی بارگیری
loading site U محل بارگیری
loading space U فضای قابل بارگیری
loading speed U سرعت بار گذاری
loading station U ایستگاه بارگیری
loading table U جدول بارگیری
loading time U زمان بارگیری
loading point U نقطه بارگیری
loading plan U طرح بارگیری خودرو
loading tray U سینی پر کن گلوله
loading diagram U دیاگرام بارگیری
loading duration U مدت بار گذاری
loading facilities U وسایل بارگیری
loading for contingencies U کارمزدی که بابت هزینههای احتمالی به حق بیمه اضافه میشود
loading list U لیست بارگیری خودرو
block stowage loading U بارگیری وسایل هم مقصد دریک قسمت از وسیله ترابری
manpower loading chart U نمودار تخصیص نیروی انسانی
container-loading bridge U پلورودبستههابهکشتی
muzzle-loading cannon U بارگیریلولهتوپ
ammunition loading line U خط بارگیری مهمات
bow loading door U درخمشدهمخصوصبار
loading participation in profits U هزینههای مشارکت در سود
strength under tangential loading U مقاومت دربرابر عاملهای مماسی
volumetric loading/density U خارج قسمت حجم کل سوخت موتور راکت جامد به کل بدنه یا پوسته
loading on alternate spans U حالت بارگذاری یک در میان در دهانه ها
ammunition loading line U صف بارگیری مهمات صف بارکردن مهمات
deflection under long term loading U خیز ریز بار طویل المدت
multiple loading operating system U سیستم عامل بارکننده چندتایی
cross section of a muzzle-loading cannon U قسمتموربدهانهتوپ
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com