Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 180 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
combat intelligence
U
اطلاعات رزمی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
intelligence
U
هوش
intelligence
U
اطلاع
intelligence
U
1-توانایی پاسخ دادن . 2-توانایی وسیله برای اجرای و پردازش برنامه
intelligence
U
طراحی برنامههای کامپیوتری که ازهوش انسان و توابع تصمیم گیری تقلید میکند و ارائه کننده دلایل پایه و خصوصیات انسان است
intelligence
U
اطلاعات نظامی
intelligence
U
اطلاعات
intelligence
U
زیرکی
intelligence
U
فراست
intelligence
U
فهم بینش
intelligence
U
اگاهی
intelligence
U
روح پاک یادانشمند
intelligence
U
فرشته
intelligence
U
خبرگیری جاسوسی
intelligence department
U
ادارهای که وفیفه اش جمع اوری اطلاعات است
intelligence estimate
U
براورد اطلاعات
intelligence estimate
U
براورداطلاعاتی
intelligence journal
U
دفتر روزنامه اطلاعات
intelligence journal
U
دفتریادداشت اطلاعات
intelligence office
U
دفتر راهنمایی
intelligence office
U
دفتر اطلاعات
intelligence process
U
جریان پرورش اطلاعات پرورش اطلاعات
intelligence quotient
U
عددی که هوش و زیرکی شخص را نشان میدهد
intelligence service
U
قسمت اطلاعات
intelligence service
U
اداره اطلاعات
intelligence signal
U
پیام خبری
intelligence summary
U
خلاصه اطلاعاتی
intelligence cycle
U
مدار اطلاعاتی
intelligence collection
U
طرح جمع اوری اطلاعات
concrete intelligence
U
هوش عینی
counter intelligence
U
ضداطلاعات
critical intelligence
U
اطلاعات مهم
critical intelligence
U
اطلاعات حیاتی
crystalized intelligence
U
هوش متبلور
departmental intelligence
U
اطلاعات اداری
departmental intelligence
U
اطلاعات وزارت خانهای
dispersed intelligence
U
یک سیستم شبکه که در ان قدرت محاسباتی در کل شبکه کامپیوتری توزیع یا پخش شده است
fluid intelligence
U
هوش سیال
general intelligence
U
هوش عمومی
intelligence annex
U
پیوست اطلاعات
intelligence annex
U
پیوست اطلاعاتی
intelligence collection
U
جمع اوری اطلاعات
intelligence department
U
اداره اطلاعات
intelligence summary
U
خلاصه وضعیت اطلاعاتی
tactical intelligence
U
اطلاعات جنگی
artificial intelligence
U
هوش ساختگی
artificial intelligence
U
طراحی برنامههای کامپیوتری که ازهوش انسان و توابع تصمیم گیری تقلید میکند و ارائه کننده دلایل پایه و خصوصیات انسان است
artificial intelligence
U
هوش ماشینی
artificial intelligence
U
هوش مصنوعی
the supreme intelligence
U
عقل کل
machine intelligence
U
هوش ماشین
to give intelligence
U
اگاهی دادن
to give intelligence
U
خبر دادن
verbal intelligence
U
هوش کلامی
weather intelligence
U
اطلاعات هواشناسی
tactical intelligence
U
اطلاعات تاکتیکی
acoustical intelligence
U
اطلاعات جمع اوری شده ازسیستم صوتی
intelligence test
U
ازمایش هوش
intelligence test
U
ازمون هوش
local intelligence
U
هوش محلی
marketing intelligence
U
اطلاعات بازاریابی
military intelligence
U
اطلاعات نظامی
biographical intelligence
U
اطلاعات مربوط به بیوگرافی افراد
intelligence data
U
عناصر اطلاعات
social intelligence
U
هوش اجتماعی
periodic intelligence report
U
گزارش نوبهای اطلاعاتی
Central Intelligence Agency
U
مرکز اداره اطلاعات
[ایالات متحده آمریکا]
automated intelligence file
U
پرونده اطلاعاتی کامپیوتری
lorge thorndike intelligence test
U
هوش ازمای لورج- ترندایک
leiter adult intelligence scale
U
مقیاس هوشی لایتر برای بزرگسالان
stanford binet intelligence scale
U
مقیاس هوشی استانفورد-بینه
wechsler adult intelligence scale
U
مقیاس هوشی وکسلر برای بزرگسالان
combat
U
جنگ
combat
U
ستیز حرب
combat
U
پیکار
combat available
U
اماده به پرواز
combat available
U
اماده به رزم
combat
U
نبرد رزم کردن جنگ کردن درگیری تن به تن
combat
U
رزم
combat
U
رزمی
combat
U
رزم جنگیدن با
combat
U
مبارزه کردن
combat
U
نبرد
combat
U
زد وخورد
combat forces
U
نیروهای رزمی
combat duty
U
ماموریت رزمی
combat development
U
پیشرفت اموزش رزمی
combat development
U
توسعه رزمی
combat developer
U
وسیله اموزش دهنده رزمی مربی رزمی
combat crew
U
خدمه رزمی
combat crew
U
خدمه رزمی هواپیما یاخودرو
combat power
U
قدرت رزمی
combat duty
U
امور رزمی
combat efficiency
U
کارایی رزمی
combat neurosis
U
روان رنجوری جنگ
combat firing
U
تیراندازی جنگی
combat fatigue
U
روان رنجوری جنگ
combat exercise
U
تمرین رزمی
combat exercise
U
مانور جنگی
combat essential
U
مورد نیاز حتمی رزمی
combat engineer
U
مهندسی رزمی
combat firing
U
تمرین تیراندازی رزمی
combat essential
U
اقلام رزمی حیاتی حیاتی در رزم
combat arms
U
یکان رزمی یکان درگیر در رزم
combat helmet
U
کلاه ایمنی جنگی
[ارتش]
unarmed combat
U
درگیریغیرمسلحانه
combat , elements
U
عناصر رزمی
hors de combat
U
از کار افتاده
hors de combat
U
از میدان رزم خارج شده
single combat
U
اثبات حقانیت بوسیله نبرد تن به تن battle of wager
single combat
U
جنگ تن بتن
close combat
U
رزم نزدیک
close combat
U
جنگ تن به تن
combat , echelon
U
رده رزمی
combat , echelon
U
یکان رزمی
land combat
U
نبرد در ساحل
land combat
U
نبرد زمینی
combat , elements
U
یکانهای رزمی
combat , elements
U
عناصر درگیر در رزم
combat area
U
منطقه رزم
combat arms
U
رسته رزمی
combat pay
U
فوق العاده رزمی
combat phase
U
مرحله درگیری در رزم مرحله رزم
combat power
U
نیروی رزمی استعداد رزمی
combat proficiency
U
مهارت رزمی
combat ration
U
جیره جنگی
combat ration
U
جیره رزمی
combat readiness
U
امادگی رزمی
combat ready
U
اماده به رزم
combat ready
U
دارای امادگی رزمی
combat resolution
U
پایین ترین رده رزمی
combat resolution
U
تعیین جزئی ترین رده رزمی جزئی ترین رده شرکت کننده در رزم
combat pay
U
فوق العاده جنگی
combat patrol
U
گشتی رزمی
combat jump
U
پرش رزمی
combat jump
U
پرش با چتر درمنطقه دشمن
combat liaison
U
ربط و ارتباط رزمی
combat liaison
U
حفظ ارتباط بین هواپیماها درحین پرواز
combat load
U
بار رزمی هواپیما
combat load
U
بارجنگی کامل هواپیما
combat loading
U
بارگیری رزمی هواپیما بارگیری جنگی
combat operations
U
مرکز عملیات رزمی
combat orders
U
دستورات رزمی دستورالعملهای رزمی
combat outpost
U
پاسدار رزمی
combat support
U
پشتیبانی رزمی
combat proficiency
U
شایستگی رزمی
combat formation
U
ارایش رزمی
combat team
U
تیم رزمی
combat team
U
گروهان مرکب رزمی گروه رزمی پیاده
combat tire
U
لاستیک جنگی
combat tire
U
تایر جنگی خودرو
combat trail
U
مسیر جریان رزم
combat trail
U
مسیررزمی
combat trains
U
بنه رزمی
combat troops
U
عدههای رزمی
combat vehicle
U
خودروی رزمی
combat zone
U
منطقه رزم
combat zone
U
منطقه رزمی منطقه نبرد
combat hysteria
U
هیستری جنگ
combat survival
U
باززیستی در رزم
combat surveillance
U
مراقبت رزمی
combat survival
U
زنده ماندن در رزم
combat surveillance
U
تجسس میدان رزم
The answer to terrorism must be better intelligence and improved international cooperation.
U
پاسخ به تروریسم باید اطلاعات بهتر سازمان مخفی و بهبودی همکاری های بین المللی باشد.
combat support arms
U
رسته پشتیبانی رزمی
combat air patrol
U
گشتی هوایی
basic combat training
U
اموزش رزم مقدماتی
combat air patrol
U
هواپیمای گشتی رزمی گشتی رزمی هوایی
combat airlift support
U
پشتیبانی رزمی حمل و نقل هوایی پشتیبانی رزمی ترابری هوایی
combat service support
U
پشتیبانی خدمات رزمی
combat support troops
U
یکانهای پشتیبانی رزمی
combat cargo officer
U
افسر مسئول ترابری رزمی افسر مسئول بارگیری کالاهای رزمی
combat commander's insignia
U
علامت فرماندهی بر یکان رزمی
combat control team
U
تیم کنترل رزمی
combat support troops
U
عدههای پشتیبانی رزمی
combat information center
U
اطاق عملیات
combat support arms
U
یکان پشتیبانی رزمی
combat information center
U
مرکز اطلاعات رزمی
barrier combat air patrol
U
گشتی مرزی هوایی
barrier combat air patrol
U
گشتی هوایی سد کننده راه دشمن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com