English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 190 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
colour filter U فیلتررنگ
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
colour selection filter U فیلترجداکنندهرنگ
Other Matches
a horse of another colour [different colour] U مطلبی دیگر
a horse of another colour [different colour] U موضوع علیحده
off-colour U بی حال
colour U چاپگری که میتواند کپیهای رنگی بگیرد. از قبیل -ink get رنگی -dot maxrix رنگی و -thermal transfer
colour U میزان خالص بودن سیگنال رنگ
colour U شماره رنگهای مختلف که توسط پیکسل ها در صفحه نمایش قابل نمایش است که با توجه به تعداد بیتهای رنگی در هر پیکسل نمایش داده میشود
colour U کوچکترین ناحیه در صفحه CRT که میتواند اطلاعات رنگی را نمایش دهد
colour U امکانی در گرافیک یا برنامههای کاربردی DTP که به کاربر امکان میدهد رنگهای خاص با توجه به CMYK و RGB بسازد و سپس ناحیهای را با این رنگ پر کند
colour U احساسی که توسط چشم با توجه به پاسخ آن به فرکانسهای نور مختلف داده میشود
off-colour U کسل
off colour U بی حال
off colour U کسل
colour U انتخاب رنگهایی که در حال حاضر در تصویر استفاده می شوند
colour U صفحه نمایشی که امکانی برای نشان دادن اطلاعات رنگی دارد
colour U برنامههای گرافیکی برای ذخیره سازی محدوده رنگها در تصویر استفاده می کنند
colour U رنگامیزی
colour U رنگ کردن
colour U ملون کردن
colour U تغییر رنگ دادن
colour U بشره
colour U فام
colour U رنگ
colour U دو بیت برای چهار رنگ و هشت بیت برای ترکیبی از رنگهاست
colour U رنگزدن
colour U جدول شماره هایی که ویندوز
colour U شماره بیتهای دادهای که به یک پیکسل نسبت داده می شوند تا رنگ آن را شرح دهند. یک بیت برای دو رنگ
colour U سیستم نمایش رنگی ریز پردازندهای
colour U صفحه نمایشی که حروف و گرافیک ها را رنگی نشان میدهد
colour bar U تبعیضقائلشدنبر مبنایرنگپوست-نژادپرست
dead colour U رنگ ضعیف
colour box U جعبه رنگ
dead colour U رنگ دست اول
colour blind U کوررنگ
colour blindness U کوررنگی
adjective colour U زنگی که برای ثابت شدن محتاج به افزایش چیزدیگری است
colour fast U دارایرنگثابت
achromatic colour U رنگ بین سیاه و سفید که توسط آداپتور گرافیکی نمایش داده میشود
saturated colour U که روی ویدیو خوب نشان داده نمیشوندوممکن است باعث اختلال شوند یا روی صفحه پخش شوند
colour scheme U چینشرنگیکمکان
colour supplement U مجلهرایگانو ضمیمهروزنامهدر بریتانیا
colour-coded U کدگذاریاز طریقرنگ
colour bearer U پرچم دار
colour display U نمایشرنگ
colour control U کنترلرنگ
dust colour U خاکی
rose colour U رنگ گلی
oil colour U رنگ روغنی
flat colour U رنگ تخت
flat colour U رنگ نازک مستوی
flesh colour U رنگ بدنی
flesh colour U رنگ بشره
level colour U رنگ یکدست یا یکنواخت
ground colour U رنگ زمینه
high colour U سرخی
saturated colour U رنگهای روشن
scheme of colour U رنگ بندی
colour chart U نموداررنگ
false colour U فیلم رنگی مصنوعی
false colour U رنگ مصنوعی
water colour U نقاشی ابرنگی
water colour U رنگاب
water colour U ابرنگ
to change colour U رنگ برنگ شدن
to change colour U تغییر رنگ دادن
scheme of colour U طرح رنگ
high colour U خجالت
local colour U نمایش جا و زبان و عادات محلی در اثار ادبی
primary colour U رنگهایاصلی-قرمز RedسبزGreen آبیBlue
There is no colour beyond black . <proverb> U بالاتر از سیاهى رنگى نیست .
Wherever you go the sky has the same colour . <proverb> U به هر کجا که روى آورى آسمان همین رنگ است .
bishop of the wrong colour U فیل بد رنگ شطرنج
colour of waste water U رنگ فاضلاب
colour television camera U صفحهرنگیدوربین
light source colour U رنگ منبع نور
hair colour [British] U رنگ مو
colour hard copy device U اسباب نسخه چاپی رنگی
liquid crystal display colour pigmented U صفحه نمایش با محلولهای کریستالی مایعی که رنگی به نظر میرسد
filter U صاف کردن
filter U صاف کردن نور
filter U فیلتر
filter U صافیدن
filter U صافی پالایه
l filter U فیلتر سلفی
filter U تصفیه کردن
filter U پالودن صاف کردن
filter U چیزیکه بعضی پرتوها از ان میگذرندولی حائل پرتوهای دیگر است
filter U پالودن
filter U اب صاف کردن
filter U انتخاب کلمه چند بیتی
filter U مدار الکترونیکی که فرکانسهای خاص اجازه عبور میدهد و دیگران باید متوقف باشند
filter U انتخاب رکوردهای مختلف از فایل پایگاه داده ها
filter U الگی اعداد دودویی برای انتخاب بیتهای مختلف از کلمه دو دویی
filter U صافی
filter U پالایه
filter U فیلتر صافی
filter U پالونه
filter U توری
filter U حذف عناصر ناخواسته از فایل یا سیگنال
filter U صاف کردن یا شدن
integrating filter U صافی جمع کننده
light filter U صافی نور
interference filter U صافی تداخل
interference filter U صافی پارازیت
line filter U صافی همهمه
line filter U صافی شبکه
lint filter U فیلترتهلگن
air filter U فیلترهوا
wet filter U فیلتری که در ان فیلمی ازمایع که روی سطح المنت قرارگرفته مانع از عبور ذرات و و الودگی میشود
water filter U صافی اب
suction filter U صافی مکنده
scratch filter U صافی پیکاپ
quadrature filter U مدار تربیعی
porous filter U صافی متخلخل
polarizing filter U صافی قطبی
petrol filter U صافی بنزین
oil filter U صافی روغن
nominal filter U صافی به اندازه عبور معین
nominal filter U صافی میکرونی
noise filter U صافی همهمه
line filter U صافی خط
filter cover U پوششفیلتر
filter tip U فیلتر سیگار
filter packing U پوشش صافی
filter packing U لایی صافی
filter paper U کاغذ صافی
filter press U صافی فشاری
filter stick U لوله صافی دار
filter add U کمک صافی
filter bed U صافی اب
filter bed U صافی شنی
filter blocks U اجر توخالی
filter capacitor U خازن صافی
filter network U شبکه ی صافی
electric filter U صافی الکتریکی
filter tip U سیگار فیلتردار
filter tips U فیلتر سیگار
filter tips U سیگار فیلتردار
filter tipped U سیگار دارای فیلتر
filter-tipped U سیگار دارای فیلتر
absolute filter U صافی صد در صد
absorbent filter U صافی جذب
acoustic filter U صافی صوتی
antivignetting filter U صافی هماهنگ کننده نور صافی تطبیق نور
bandpass filter U فیلتر الکترونیکی که به فرکانسهای خالص اجازه عبور میدهد و سایر فرکانسها را ترد میکند
crystal filter U صافی بلورین
cuno filter U نوعی فیلتر متشکل از تعدادی دیسک که توسط تیغه هایی ازهم جدا شده اند
differentiating filter U صافی ممیز
filter center U مرکز کنترل و نتیجه گیری ازاخبار پدافند هوایی
filter center U مرکزتوزیع اطلاعات
filter insert U دریچه یا مدخل صافی
fuel filter U صافی بنزین
filter disk U قرص صافی
fuel filter U صافی سوخت
filter element U المنت فیلتر
filter flask U بالن صافی
frequency filter U صافی فرکانس
absolute filter U صافی میکرونی صافی میکروسکپی
filter layer U لایه صافی
filter layer U لایه پالایش
gravel filter U صافی شنی
filter disc U قرص صافی
filter circuit U مدار صافی
filter chock U چوک صافی
filter command U فرمان FILTER
filter condenser U خازن صافی
filter crystal U کریستال صافی
filter curve U منحنی صافی
filter characteristic U مشخصه صافی
high pass filter U صافی بالا گذر
band pass filter U فیلتر میانگذر
impedance transforming filter U صافی تبدیل امپدانس
fluted filter paper U کاغذ صافی چین دار
red safelight filter U فیلتراشعهمفیدقرمز
band project filter U فیلتر الکترونیکی که تنها یک باند معین از فرکانسها ونوسانات را عبور میدهد وحدود بالا و پایین انرا حذف میکند
power line filter U صافی جریان برق
narrow band filter U صافی فلزات باریک
low frequency filter U صافی فرکانس پایین
air-cleaner filter U هواکشتصفیههوا
low pass filter U صافی پایین گذر
power line filter U یکنواخت کننده برق
capacitor intel filter U شبکهای متشکل از یک خازن و یک سلف بمنظور یکنواخت کردن خروجی موج داررکتیفایر
automatic filter coffee maker U صافیقهوهجوشاتوماتیک
diesel fuel oil filter U صافی سوخت موتور دیزل
flexible oil filter line U لوله صافی روغن
low pass acoustical filter U صافی پایین گذر صوتی
high pass acoustical filter U صافی صوتی بالا گذر
band pass filter circuit U مدار صافی باند پاس
intermediate frequency band filter U صافی باند فرکانس میانی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com