Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
color carrier
U
حامل رنگ
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
carrier color signal
U
پیام رنگ تابی
carrier color signal
U
پیام رنگی حامل
color carrier reference
U
فاز مبنای حامل رنگ
Other Matches
color tint , color tone
U
ته رنگ
carrier
U
سیگنال RSC از مودم به کامپیوتر برای بیان دریافت یک موج داده ارسالی
carrier
U
1-هر رسانه یا وسیلهای که قادربه ذخیره سازی داده است . 2-سیگنالهای دادهارسالی موج مانند
carrier
U
داده ارسالی موج مانند
carrier
U
ارسال داده ساده
carrier
U
مشابه 1595
carrier
U
پروتکل ارتباطات شبکهای که از ارسال دو منبع در یک زمان جلوگیری میکند و باید منتظر شوند و سپس ارسال کنند. قابل استفاده برای کنترل ارسال داده روی شبکه ایترنت
carrier
U
فرکانس سیگنال پیش از تقسیم شدن
carrier
U
سیگنال ارسالی توسط مودم برای آگاهی دادن به کامپیوتر محلی از اینکه یک سیگنال ازمودم راه دور تشخیص داده است
carrier
U
حالت موج پیاپی و با فرکانس بالا که توسط یک سیگنال قابل تقسیم است
carrier
U
وسیلهای که بخشی از میکروفیلم را نگه می دارد
carrier
U
حامل
T carrier
U
استاندارد آمریکا برای خط وط ارسال داده دیجیتال مثل T, TC و استانداردهای سیگنال مربوط DS, DSC
carrier
U
روش ارسال سیگنالهای متفاوت روی یک کانال با داده ارسالی با فرکانسهای مختلف
carrier
U
موسسه حمل و نقل
carrier
U
باربر
carrier
U
نامه بر
carrier
U
ناو هواپیمابر
carrier
U
دستگاه کاریر
carrier
U
برنامه حامل میکرب
carrier
U
موج حام-ل
carrier
U
حامل غلطک حمال
carrier
U
carrier aircraft
carrier
U
حمل کننده
carrier
U
ترک بند
carrier
U
مکاری
carrier
U
متصدی حمل و نقل
carrier
U
وسیله حمل و نقل
carrier
U
فرستنده بار شرکت حمل و نقل
carrier's risk
U
ریسک به عهده شرکت حمل ونقل
carrier's risk
U
خطرات به عهده حمل کننده
fuse carrier
U
فیوزگیر
fuse carrier
U
نگهدارنده فیوز
free carrier
U
یکی از قرارداد-های اینکوترمزکه در ان فروشنده کالا را به اولین حمل کننده تحویل می نماید
free carrier
U
تحویل به حمل کننده کالا
personnel carrier
U
نفربر
personnel carrier
U
خودرو نفربر
carrier's lien
U
در گرو شرکت حمل
carrier wave
U
موج حامل امواج رادار یا بی سیم
carrier frequency
U
فرکانس حامل امواج بی سیم یا رادار
carrier frequency
U
فرکانس موج حامل
carrier gas
U
گاز حامل
carrier handle
U
دستگیره حمل
carrier handle
U
دسته حمل
carrier sense
U
detect collision accesswith multiple دستیابی چندتایی با کشف تلاقی
carrier system
U
سیستم حامل
carrier wave
U
موج حامل
data carrier
U
حامل داده ها
data carrier
U
داده بر
contracting carrier
U
موسسه حمل و نقل موردقرارداد
destination carrier
U
کشتی حامل ناو تعمیراتی بمقصد یاتعمیرگاه
troop carrier
U
نیرو بر
video carrier
U
حامل ویدئو
water carrier
U
دلو
weapon carrier
U
حامل جنگ افزار
weapon carrier
U
کامیون حامل جنگ افزار کامیون حامل توپ
log carrier
U
حاملچوبگرد
negative carrier
U
محلقرارگیرینگاتیو
piton-carrier
U
میخحامل
sound carrier
U
حامل صوت
combination carrier
U
کشتی که کالاهای گوناگون حمل مینماید
puck carrier
U
گوی دار
common carrier
U
شرکتی دولتی که تلفن تلگراف و سایر امکانات مخابراتی را جهت عموم تهیه میکند حامل مشترک
common carrier
U
موسسه حمل و نقل عمومی
common carrier
U
مکاری
common carrier
U
متصدی حمل ونقل
common carrier
U
موسسه حمل و نقل عمومی شرکت حمل و نقل عمومی متصدی حمل و نقل
common carrier
U
متصدی حمل ونقل حامل مشترک
common carrier
U
گاراژ دار
suit carrier
U
پوششکتوشلوار
carrier frequency
U
فرکانس حامل
battery carrier
U
شاسی باتری
aircraft carrier
U
ناو هواپیمابر
luggage carrier
U
ترک بند موتورسیکلت
ball carrier
U
بازیگری که با توپ میدود
carrier pigeons
U
کبوتر قاصد
attack carrier
U
ناو هواپیمابر افندی
aircraft carrier
U
carrier : syn
charge carrier
U
حامل بار
[فیزیک]
[شیمی]
[مهندسی]
ammunition carrier
U
خودرو مهمات کش
ammunition carrier
U
مهمات بیار
air carrier
U
شرکت ترابری هوایی
actual carrier
U
موسسه حمل و نقل واقعی
carrier pigeon
U
کبوتر قاصد
letter carrier
U
چاپار
carrier frequency
U
بسامد حامل
carrier detect
U
تشخیص حامل
carrier detect
U
کشف حامل
carrier company
U
تیم یا گروه چهار نفرهای که برای ماموریت خارج ازکشور انتخاب می شوند
carrier pigeons
U
کبوتر نامه بر
oxygen carrier
U
اکسیژن بر
lumber carrier
U
کشتی تیر بر
bulk carrier
U
کشتی که کالای فله حمل مینماید
bulk carrier
U
وسیله حملی که کالای فله حمل میکند
letter carrier
U
نامه رسان پستچی
carrier pigeon
U
کبوتر نامه بر
image carrier
U
حامل تصویر
hod carrier
U
ناوه کش
data carrier
U
حامل داده
helicopter carrier
U
ناو هلیکوپتر بر
carrier striking force
U
نیروی ضربتی متشکل ازناوهای هواپیمابر ناوگان هواپیمابر ضربتی
three-tier car carrier
U
حملماشینسهطبقه
telephone carrier current
U
جریان حامل تلفنی
brake shoe carrier
U
نگهدارنده کفشک ترمز
breech block carrier
U
حامل کولاس
breech block carrier
U
الات متحرک
carrier chrominance signal
U
پیام رنگ تابی
carrier air group
U
دو یا چند گردان هوایی که درروی یک ناو مستقر باشند گروه هوایی ناو هواپیمابر
attack nuclear carrier
U
ناو هواپیمابر افندی هستهای
attack aircraft carrier
U
ناو هواپیمابر تهاجمی
antisubmarine carrier group
U
ناو گروه هواپیمابر ضدزیردریایی
anti submarine carrier
U
ناو هواپیمابر ضد زیر دریایی
carrier task force
U
گروه رزمی هواپیمابر دریایی
attack carrier striking forces
U
نیروهای ضربتی ناوهواپیمابر نیروی تک
automatic carrier landing system
U
سیستم کنترل فرود خودکاربرای هواپیما
high frequency carrier cable
U
کابل کاریر فرکانس بالا
first color
U
رنگ اول
to the color
U
شیپور احترام پرچم
first color
U
استر
off color
U
دارای رنگ ناجور
to the color
U
شیپور احترام
to the color
U
شیپورپرچم
off color
U
دارای رنگ مغایر
off color
U
خل
She has very little color.
U
رنگ بصورتش نمانده
off-color
<idiom>
U
بد مزه ،کثیف ،بیادب
color value
U
درجه بندی رنگ ها بر حسب تیره و روشن بودن
color
U
بشره
color
U
تغییر رنگ دادن
color
U
رنگ کردن
color
U
ملون کردن
color
U
پرچم
color
U
پرچم یکان یا جنگی نشان و درجه روی شانه وسینه
color
U
کیفیت
color
U
تفسیر ورزشی
color
U
رنگ زدن
color
U
ترکیب
color
U
فام
color
U
رنگ
transparent color
U
رنگ شفاف
Color blindness
U
کوررنگی
pure color
U
رنگ اصلی
pure color
U
رنگ خالص
oil color
U
رنگ روغنی
prime color
U
رنگ مقدماتی
oil color
U
روغن مخصوص نقاشی
prime color
U
رنگ ابتدایی
pure color
U
رنگ مایه
permanent color
U
رنگ با ثبات زیاد
poster color
U
شیشه محتوی ابرنگ وخمیررنگ
permanent color
U
رنگ دائمی
onion color
U
رنگ پیازی
natural color
U
رنگ ذاتی جسم
natural color
U
رنگ طبیعی
mustard color
U
رنگ خردلی
r.m.a. color code
U
علایم رنگی جامعه رادیوسازان
ground color
U
رنگ زمینه
transparent color
U
رنگ روشن
color contrast
U
تضاد رنگی در زمینه فرش
cinnamon color
U
رنگ دارچینی
off-color joke
U
جوک بی ادب
color line
U
مانع نژادی
off-color joke
U
جوک بد مزه
camel-color
U
رنگ شتری
barberry color
U
رنگ زرشکی
aurora color
U
رنگ سرخ شفق
apricot color
رنگ زرد و قرمز روشن
Color films(T. V).
U
فیلم ( تلویزیون ) رنگی ؟
color fastness
U
درجه و میزان ثبات رنگ در مقابل نور و شستشو
horse of a different color
<idiom>
U
color composition
U
ترکیب رنگ ها در نقشه فرش
milky color
U
شیری رنگ
main color
U
رنگ زمینه
main color
U
رنگ اصلی
jujube color
U
رنگ عنابی
harsh color
U
رنگ تند و ناملایم و زننده
ground color
U
رنگ اصلی متن فرش
solid color
U
رنگ یکدست
golden color
U
رنگ طلائی
surface color
U
رنگ سطح
fastness of color
U
عدم تغییر رنگ
[در برابر نور، آب و فرسایش]
fastness of color
U
ثبات رنگ
dust color
U
رنگ خاکی
copper color
U
رنگ مسی
apricot color
U
رنگ زردآلویی
color band
U
نوار رنگی روی جعبه مهمات
color grid
U
شبکه رنگ
color agnosia
U
ادراک پریشی رنگ
color guard
U
گارد پرچم
color guard
U
پاسدار پرچم
color killer
U
صافی رنگ
color mixer
U
رنگ امیز
color monitor
U
مونیتوررنگی
color patches
U
نوارهای رنگی تور استتار نوارهای استتار
color patches
U
تکههای پارچه پرچم
color phase
U
فاز رنگ
color printer
U
چاپگر رنگی
color pyramid
U
هرم رنگ نما
color response
U
پاسخ رنگ
color salute
U
سلام به پرچم
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com